چکیده
نتایج نظرسنجی منتشرشده توسط ایرانوایر بر پایه دادههای مرکز افکارسنجی «آرا» تنها از کاهش اعتماد عمومی به جمهوری اسلامی خبر نمیدهد؛ بلکه نشانههایی از تداوم و بازتعریف هویتهای ملی در ایران را نیز آشکار میکند. در حالی که جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته کوشیده است هویت «اسلامی ـ ایرانی» را بهعنوان هویت غالب تثبیت کند، یافتههای این نظرسنجی و تحولات پس از جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» نشان میدهد مسئله هویت، بهویژه در کردستان، همچنان یکی از مهمترین چالشهای سیاسی و اجتماعی کشور است.
چه اتفاقی افتاده است؟
بر اساس نظرسنجی مرکز افکارسنجی «آرا» که ایرانوایر بخشهایی از آن را منتشر کرده است، ۱۲ درصد پاسخدهندگان هویت اتنیکی یا ملی خود را بر هویت ایرانی مقدم دانستهاند. این رقم اگرچه همه ملیتهای ایران را دربرمیگیرد، اما در کشوری که حکومت همواره بر روایت «ملت واحد اسلامی ـ ایرانی» تأکید کرده، از منظر سیاسی و اجتماعی قابل توجه است.
این یافته در شرایطی منتشر میشود که جمهوری اسلامی پس از جنگهای اخیر، با استفاده از رسانههای رسمی و تبلیغات حکومتی تلاش کرده تصویری از همبستگی کامل جامعه حول پرچم، مذهب و نظام سیاسی ارائه دهد.
چرا مهم است؟
هویت، صرفاً یک مسئله فرهنگی نیست؛ بلکه در ایران به یکی از مهمترین موضوعات سیاسی تبدیل شده است. تداوم مطالبات ملی در کوردستان، بلوچستان، خوزستان و دیگر مناطق نشان میدهد سیاستهای یکسانسازی هویتی نتوانسته تنوع ملی و زبانی کشور را از میان ببرد و کوردستان، بیش از هر منطقه دیگری، نماد تداوم این هویتخواهی بوده است.
چشمانداز
در حالی که جمهوری اسلامی همچنان مسئله ملتهای ساکن جغرافیای ایران را عمدتاً از دریچه امنیتی میبیند، روندهای اجتماعی نشان میدهد مطالبات مربوط به هویت، زبان مادری، حقوق فرهنگی و مشارکت سیاسی همچنان زنده است. اگر این مطالبات همچنان نادیده گرفته شود، شکاف میان حکومت و بخشهایی از جامعه عمیقتر خواهد شد؛ شکافی که تنها با ابزارهای امنیتی قابل مدیریت نخواهد بود.
چهار دهه انکار؛ از «امت اسلامی» تا «ملت واحد»
از نخستین سالهای پس از انقلاب ۱۳۵۷، جمهوری اسلامی تلاش کرد هویتهای ملی جغرافیای ایران را ذیل دو مفهوم «امت اسلامی» و سپس «ملت واحد ایرانی» تعریف کند. در این چارچوب، آموزش به زبان مادری، فعالیتهای فرهنگی مستقل و بسیاری از مطالبات ملتهای غیرفارس با محدودیتهای گسترده مواجه شد.
روایت رسمی حکومت بر این پایه استوار بود که مسئله ملتها پایان یافته و همه شهروندان در قالب یک هویت مشترک تعریف میشوند. اما اعتراضهای مکرر در کوردستان، بلوچستان و …. این ادعا را بارها به چالش کشیده است.
کوردستان؛ قلب تپنده هویتخواهی
در میان ملتهای مختلف جغرافیای ایران، کوردستان جایگاه ویژهای دارد. هویتخواهی کوردی تنها به فعالیت احزاب سیاسی محدود نشده، بلکه در بطن جامعه نیز ریشه دوانده است.
جنبش ژن، ژیان، ئازادی که از سقز و پس از جانباختن ژینا امینی آغاز شد، تنها یک اعتراض علیه حجاب اجباری نبود؛ بلکه به نمادی از پیوند میان مطالبات مدنی، آزادیخواهی و هویت کوردی تبدیل شد. شعاری که از دل جامعه کورد برخاست، در مدت کوتاهی به زبانهای مختلف ترجمه شد و به یکی از شناختهشدهترین نمادهای اعتراض در جهان بدل شد. این جنبش نشان داد که هویت کوردی نهتنها حفظ شده، بلکه توانسته بر گفتمان سیاسی سراسر ایران نیز اثر بگذارد.
جامعه مدنی؛ ستون اصلی مقاومت فرهنگی
یکی از تفاوتهای مهم کوردستان با بسیاری از مناطق دیگر ایران، حضور پررنگ جامعه مدنی است.در دهههای اخیر، دهها انجمن و شبکه مردمی در حوزههای آموزش زبان کوردی، حفظ میراث فرهنگی، ادبیات، کتابخوانی، حقوق زنان، فعالیتهای زیستمحیطی، امدادرسانی و حمایت از آسیبدیدگان شکل گرفتهاند.
این نهادها، باوجود محدودیتهای گسترده، نقش مهمی در حفظ زبان، فرهنگ و هویت کردی ایفا کردهاند و بسیاری از فعالیتهای فرهنگی که در دیگر نقاط ایران به حمایت نهادهای دولتی وابسته است، در کوردستان بر دوش کنشگران مدنی قرار گرفته است.
هزینه سنگین هویتخواهی
فعالیت مدنی در کردستان همواره با هزینههای سنگینی همراه بوده است.در سالهای گذشته، صدها فعال مدنی، معلم، نویسنده، روزنامهنگار، فعال محیط زیست، فعال حقوق زنان و مدافع آموزش زبان مادری بازداشت یا زندانی شدهاند.
شماری از فعالان محیط زیست نیز هنگام مهار آتشسوزیهای جنگلهای زاگرس جان خود را از دست دادهاند و بسیاری از خانوادههای دادخواه کورد پس از اعتراضات «ژن، ژیان، ئازادی» همچنان تحت فشارهای امنیتی قرار دارند.
احزاب کرد؛ فراتر از روایت امنیتی حکومت
جمهوری اسلامی همواره احزاب کوردستان ایران را صرفاً با ادبیات امنیتی معرفی کرده است، اما واقعیت سیاسی کردستان پیچیدهتر از این تصویر است.
احزابی مانند کومەلە، حزب دموکرات، پاک و دیگر جریانهای سیاسی، طی دهههای گذشته در کنار اختلافهای سیاسی خود، مسئله حقوق ملی کوردها، آموزش به زبان مادری، تمرکززدایی و حقوق برابر را در فضای سیاسی ایران زنده نگه داشتهاند.در بسیاری از مقاطع، همین احزاب مرجع بخشی از افکار عمومی کردستان بودهاند و در تحولات سیاسی منطقه نیز نقشآفرینی کردهاند.
نظرسنجی؛ نشانهای از شکست پروژه یکسانسازی
آمار ۱۲ درصدی هویت ملی بهتنهایی گویای همه واقعیت جامعه ایران نیست، اما در کنار تداوم مطالبات ملی، گسترش فعالیتهای مدنی، تأثیر جهانی جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» و استمرار نقش احزاب کورد، تصویری متفاوت از روایت رسمی جمهوری اسلامی ارائه میدهد.
پس از چهار دهه سیاست تمرکزگرایانه، به نظر میرسد مسئله هویت نهتنها از میان نرفته، بلکه در بخشهایی از جامعه ایران، بهویژه در کوردستان، به شکلی مدنیتر، آگاهانهتر و سازمانیافتهتر ادامه یافته است.
