خانهسیاست و قدرت  از توهم پیروزی تا واقعیت محاصره؛ جمهوری اسلامی در دشوارترین مرحله...

  از توهم پیروزی تا واقعیت محاصره؛ جمهوری اسلامی در دشوارترین مرحله تقابل با آمریکا

هیمن بایزیدپور

چکیده

تنش میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده پس از دوره‌ای از درگیری مستقیم، وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که در آن، میدان اصلی رقابت تنها عرصه نظامی نیست، بلکه شکاف‌های درون ساختار قدرت ایران، تغییر آرایش منطقه‌ای و محاسبات جدید واشنگتن نیز نقش تعیین‌کننده دارند. در تهران، دو رویکرد متفاوت درباره نحوه ادامه تقابل با آمریکا در حال رقابت هستند، در حالی که واشنگتن تلاش می‌کند بدون ورود به یک جنگ فراگیر، هزینه‌های راهبردی جمهوری اسلامی را افزایش دهد.


چه اتفاقی افتاده است؟

پس از پایان مرحله نخست درگیری‌های نظامی، فضای سیاسی بار دیگر به سمت افزایش تنش حرکت کرده است. در هفته‌های اخیر، جریان‌های تندرو در جمهوری اسلامی بار دیگر موضوعاتی مانند انتقام از آمریکا، بازسازی ظرفیت‌های هسته‌ای و تهدید امنیت کشتیرانی در خلیج فارس و تنگه هرمز را مطرح کرده‌اند.

همزمان، در مراسم تشییع رهبر پیشین جمهوری اسلامی نیز شعارهایی علیه برخی چهره‌های نزدیک به جریان عمل‌گرا از جمله محمدباقر قالیباف سر داده شد؛ موضوعی که نشانه‌ای از تشدید رقابت درون ساختار قدرت ارزیابی می‌شود.

در سوی دیگر، ایالات متحده نیز دامنه عملیات نظامی خود را محدودتر کرده و تمرکز اصلی را بر جنوب ایران و امنیت مسیرهای دریایی قرار داده است.


چرا مهم است؟

برخلاف مرحله نخست بحران که احتمال یک جنگ تمام‌عیار وجود داشت، اکنون دو طرف وارد مرحله‌ای از «مدیریت جنگ» شده‌اند؛ مرحله‌ای که هدف اصلی آمریکا افزایش فشار راهبردی بدون ورود به اشغال یا جنگ گسترده و هدف بخشی از حاکمیت ایران، تغییر موازنه از طریق افزایش هزینه‌های امنیتی برای واشنگتن است.

نتیجه این مرحله می‌تواند نه تنها آینده روابط ایران و آمریکا بلکه وضعیت امنیت خلیج فارس، اقتصاد جهانی و حتی توازن قدرت در داخل جمهوری اسلامی را نیز تعیین کند.


شکاف درون جمهوری اسلامی؛ تقابل دو راهبرد

یکی از مهم‌ترین تحولات هفته‌های اخیر، آشکارتر شدن شکاف میان دو جریان اصلی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی است.

۱. جریان تعامل‌گرا یا بقاگرا

این جریان معتقد است ادامه تقابل مستقیم با آمریکا می‌تواند بقای نظام را با خطر جدی روبه‌رو کند. از نگاه این طیف، باید از تشدید جنگ جلوگیری و از طریق نوعی مدیریت بحران، امکان حفظ ساختار سیاسی فراهم شود.

۲. جریان ایدئولوژیک و تندرو

در مقابل، طیف تندرو اعتقاد دارد هرگونه عقب‌نشینی به معنای شکست است و باید با ادامه فشار نظامی و امنیتی، آمریکا را وادار به عقب‌نشینی کرد.

در هفته‌های اخیر، این جریان بار دیگر بر موضوعاتی مانند:

  • انتقام از آمریکا
  • احیای فعالیت‌های هسته‌ای
  • حمله به کشتی‌ها در تنگه هرمز

تأکید کرده است.


نزدیک شدن جریان میانه‌رو به تندروها

یکی از نکات قابل توجه، تغییر رفتار بخشی از نیروهای عمل‌گرا است.

برای نمونه، مهدی محمدی، مشاور محمدباقر قالیباف، در اظهاراتی اعلام کرد:

«این مرحله از جنگ تا پایان زندگی سیاسی ترامپ ادامه خواهد داشت و حتی اگر ترامپ آتش‌بس اعلام کند، ما آن را نمی‌پذیریم.»

او همچنین تأکید کرد که جمهوری اسلامی «مطالبات رهبر» را دنبال خواهد کرد.

این مواضع از سوی برخی تحلیلگران سیاسی به‌عنوان تلاشی برای انتقال مسئولیت تصمیم‌گیری به رهبر جمهوری اسلامی تعبیر شده است؛ به این معنا که جریان نزدیک به قالیباف می‌کوشد ضمن جلوگیری از حملات داخلی تندروها، هزینه تصمیم نهایی را متوجه رأس هرم قدرت کند.

در عین حال، این مواضع می‌تواند نشان‌دهنده تلاش جریان میانه برای حفظ موقعیت سیاسی خود در شرایط افزایش فشار جناح‌های رادیکال نیز باشد.


راهبرد جدید واشنگتن؛ مهار به جای جنگ فراگیر

رفتار آمریکا نیز نسبت به مرحله نخست بحران تغییر کرده است.

در حالی که در دوره قبلی حملات، بخش‌های مختلف ایران هدف قرار گرفت، اکنون تمرکز عملیات آمریکا عمدتاً بر سواحل جنوبی ایران قرار گرفته است.

به نظر می‌رسد اهداف اصلی این راهبرد عبارت باشند از:

  • تضعیف سامانه‌های راداری جنوب ایران
  • کاهش توان جمهوری اسلامی برای نظارت بر تنگه هرمز
  • جلوگیری از ایجاد اختلال در مسیر کشتیرانی
  • تثبیت امنیت مسیرهای دریایی در بخش جنوبی تنگه هرمز و دریای عمان

این تحلیل بر پایه الگوی عملیات گزارش‌شده و ارزیابی‌های ناظران است و هنوز از سوی مقام‌های آمریکایی به‌صورت رسمی با این جزئیات اعلام نشده است.

در صورت موفقیت این مرحله، ممکن است واشنگتن از گسترش عملیات زمینی یا هوایی خودداری کرده و تمرکز را بر فشار اقتصادی، دریایی و سیاسی قرار دهد.


محاصره دریایی؛ مرحله بعدی فشار؟

اگر آمریکا بتواند امنیت خطوط کشتیرانی را تثبیت کند، احتمال دارد وارد مرحله‌ای شود که هدف اصلی آن افزایش فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی باشد.

در چنین سناریویی، واشنگتن امیدوار خواهد بود که:

  • صادرات و واردات ایران بیش از گذشته محدود شود؛
  • هزینه‌های اقتصادی حکومت افزایش یابد؛
  • نارضایتی‌های داخلی دوباره گسترش پیدا کند.

این سناریو در صورت اجرا، بیشتر به یک راهبرد فرسایشی شباهت خواهد داشت تا یک جنگ کلاسیک.


تغییر آرایش منطقه‌ای

همزمان با تحولات نظامی، برخی نشانه‌ها از تغییر رفتار بازیگران منطقه‌ای نیز دیده می‌شود.

براساس اظهارات یکی از مشاوران قالیباف، قطر برخلاف انتظار تهران نتوانسته یا نخواسته تعهدات مورد انتظار جمهوری اسلامی را عملی کند.

همچنین گزارش‌ها و اظهارات رسمی حاکی از همکاری عمان با آمریکا برای حفظ امنیت کشتیرانی در منطقه است؛ هرچند جزئیات این همکاری به‌طور کامل علنی نشده است.

از سوی دیگر، هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، در سخنانی سیاست منطقه‌ای ایران را با رویکرد اسرائیل در استفاده از نیروهای نیابتی مقایسه کرد؛ موضعی که از نگاه بسیاری از ناظران، نشانه‌ای از فاصله گرفتن تدریجی آنکارا از برخی سیاست‌های منطقه‌ای تهران تلقی شد.


سکوت اسرائیل؛ آرامش پیش از اقدام؟

برخلاف دوره قبلی بحران، اسرائیل تاکنون وارد مرحله عملیات مستقیم نشده است.

این سکوت می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ از جمله هماهنگی با راهبرد آمریکا یا انتظار برای تحولات بعدی. در عین حال، درباره احتمال ازسرگیری عملیات اطلاعاتی، خرابکاری یا ترورهای هدفمند در آینده نمی‌توان با قطعیت اظهارنظر کرد و این موضوع در حال حاضر در حد گمانه‌زنی باقی مانده است.


چشم‌انداز هفته پیش رو

تحولات کوتاه‌مدت احتمالاً تحت تأثیر دو عامل اصلی قرار خواهد گرفت:

  1. آیا اسرائیل تصمیم می‌گیرد دوباره وارد عملیات مستقیم یا غیرمستقیم شود؟
  2. آیا حوثی‌های یمن دامنه درگیری را فراتر از عربستان سعودی گسترش داده و به رویارویی مستقیم با آمریکا وارد خواهند شد؟

پاسخ به این دو پرسش می‌تواند مسیر بحران را در روزهای آینده مشخص کند.


تغییر فضای بین‌المللی

یکی از تفاوت‌های مهم وضعیت کنونی با مرحله قبل، تغییر برداشت بین‌المللی از مسئول آغاز بحران است.

اگر در دوره گذشته بخشی از افکار عمومی جهانی آغاز جنگ را به آمریکا و اسرائیل نسبت می‌داد، اکنون بسیاری از دولت‌های غربی جمهوری اسلامی را عامل تشدید تنش می‌دانند. این تغییر ادراک، در صورت تداوم، می‌تواند دست آمریکا و متحدان اروپایی‌اش را برای اعمال فشارهای بیشتر بازتر کند.

همچنین، عدم ورود مستقیم اسرائیل به درگیری در این مرحله، می‌تواند از منظر دیپلماتیک، همراه کردن برخی شرکای اروپایی با سیاست‌های واشنگتن را آسان‌تر کند.


آیا فرصت‌های جمهوری اسلامی محدود شده است؟

یکی از برداشت‌های رایج در میان برخی تحلیلگران این است که فضای مانور جمهوری اسلامی نسبت به گذشته محدودتر شده است.

اگر در مقاطع پیشین هنوز امکان چانه‌زنی میان «امتیازگیری» و «توافق» وجود داشت، اکنون گزینه‌های تهران محدودتر به نظر می‌رسد. از این منظر، بخشی از تصمیم‌گیران جمهوری اسلامی همچنان تلاش می‌کنند مانند یک بازیگر پیروز در جنگ رفتار کنند، در حالی که ارزیابی آمریکا این است که ساختار تصمیم‌گیری در تهران انعطاف لازم برای رسیدن به یک توافق پایدار را ندارد.

البته این برداشت، یک تحلیل از روندهای موجود است و نه یک واقعیت قطعی؛ زیرا تصمیم‌های آینده دو طرف و تحولات میدانی می‌تواند مسیر بحران را تغییر دهد.

جمع‌بندی

بحران ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای شده که بیش از آنکه بر نبردهای گسترده متکی باشد، بر راهبرد فرسایش، فشار اقتصادی، امنیت دریایی و رقابت‌های درون حاکمیت ایران استوار است. در داخل جمهوری اسلامی، شکاف میان جریان‌های عمل‌گرا و تندرو آشکارتر شده، هرچند در ظاهر بخشی از نیروهای میانه برای حفظ موقعیت خود به ادبیات تندروها نزدیک شده‌اند. در سوی مقابل، آمریکا به نظر می‌رسد در پی آن است که بدون ورود به یک جنگ فراگیر، توان بازدارندگی دریایی جمهوری اسلامی را کاهش دهد و از طریق فشارهای مستمر، هزینه‌های سیاسی و اقتصادی تهران را افزایش دهد. در کوتاه‌مدت، تصمیم اسرائیل درباره نحوه ورود یا عدم ورود به درگیری و همچنین دامنه اقدامات حوثی‌ها، مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده مسیر این بحران خواهند بود.

مقالات دیگر