خانهاقتصاد و معیشتزنگ خطر برای جمهوری اسلامی؛ جامعه‌ای خشمگین، فقیر و خواهان تغییر حکومت

زنگ خطر برای جمهوری اسلامی؛ جامعه‌ای خشمگین، فقیر و خواهان تغییر حکومت

توضیح: این گزارش با بازنویسی و تحلیل داده‌های منتشرشده در گزارشی از ایران‌وایر تهیه شده است. گزارش اصلی بر پایه نتایج نظرسنجی مرکز افکارسنجی «آرا» و تحلیل‌های سعید پیوندی، جامعه‌شناس، تنظیم شده و تلاش دارد تصویری از وضعیت افکار عمومی ایران پس از جنگ، بحران اقتصادی و تشدید نارضایتی‌های اجتماعی ارائه دهد.

چکیده

نتایج یک نظرسنجی که بر پایه داده‌های مرکز افکارسنجی «آرا» و با تحلیل علی ربیعی منتشر شده، تصویری متفاوت از روایت رسمی جمهوری اسلامی ارائه می‌دهد. این داده‌ها نشان می‌دهد اکثریت جامعه ایران با بحران معیشتی، فرسایش روانی، بی‌اعتمادی عمیق به حاکمیت و تمایل گسترده به تغییرات بنیادین روبه‌رو هستند. جامعه‌ای که نه جنگ می‌خواهد و نه ادامه حکمرانی جمهوری اسلامی را.


چه اتفاقی افتاده است؟

نتایج یک نظرسنجی منتسب به مرکز افکارسنجی «آرا» که بخش‌هایی از آن توسط علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور ایران، مورد استناد قرار گرفته و سپس از سوی جامعه‌شناس سعید پیوندی تحلیل شده، نشان می‌دهد اکثریت شهروندان ایران از وضعیت موجود ناراضی‌اند و خواهان تغییرات اساسی یا تغییر نظام سیاسی هستند.

بر اساس این نظرسنجی، بیش از ۷۲ درصد پاسخ‌دهندگان یا خواهان اصلاحات بنیادین در ساختار سیاسی هستند یا از تغییر کامل نظام حمایت می‌کنند؛ در مقابل تنها ۹ درصد از ادامه وضعیت کنونی دفاع کرده‌اند.


چرا مهم است؟

این نظرسنجی اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا برخلاف تبلیغات رسمی جمهوری اسلامی که از «انسجام ملی» و «حمایت گسترده مردم» سخن می‌گوید، تصویری از جامعه‌ای خشمگین، فقیر، آسیب‌دیده و بی‌اعتماد به حکومت ارائه می‌دهد؛ جامعه‌ای که مشروعیت سیاسی نظام را به‌شدت زیر سؤال برده است.


چشم‌انداز

اگر روند کنونی بحران اقتصادی، سرکوب سیاسی و کاهش اعتماد عمومی ادامه پیدا کند، شکاف میان حکومت و جامعه عمیق‌تر خواهد شد. کاهش مشروعیت، افزایش میل به مهاجرت، بحران هویت و نارضایتی گسترده می‌تواند جمهوری اسلامی را با چالش‌های اجتماعی و سیاسی بی‌سابقه‌ای روبه‌رو کند؛ چالش‌هایی که با اصلاحات محدود، آن‌گونه که برخی مقام‌های حکومتی پیشنهاد می‌کنند، به‌سادگی قابل مهار نخواهد بود.


جامعه‌ای که از حکومت عبور کرده است

آمارهای این نظرسنجی نشان می‌دهد جمهوری اسلامی با جامعه‌ای روبه‌رو است که نه‌تنها از عملکرد حکومت ناراضی است، بلکه بخش بزرگی از آن دیگر این نظام را نماینده خود نمی‌داند.

طبق نتایج منتشرشده، ۵۳ درصد شرکت‌کنندگان خواهان اصلاحات اساسی و ۱۹ درصد نیز خواهان تغییر کامل نظام سیاسی هستند. در مجموع نزدیک به سه‌چهارم پاسخ‌دهندگان از ادامه وضعیت موجود حمایت نمی‌کنند. تنها ۹ درصد خواستار حفظ شرایط فعلی بوده‌اند.

سعید پیوندی این نتایج را نشانه کاهش شدید مشروعیت سیاسی جمهوری اسلامی می‌داند و معتقد است حکومت دیگر از نگاه بخش بزرگی از جامعه نماینده مردم محسوب نمی‌شود.

بحران معیشت؛ اکثریتی که حتی توان تأمین غذا را ندارند

یکی از تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های این نظرسنجی به وضعیت اقتصادی مردم مربوط است.

بر اساس این داده‌ها:

  • ۸۲ درصد در تأمین مواد غذایی با مشکل روبه‌رو هستند.
  • ۷۵ درصد توان پرداخت هزینه‌های درمان را ندارند.
  • ۵۴ درصد هزینه‌های زندگی‌شان از درآمدشان بیشتر است.
  • تنها ۸ درصد گفته‌اند درآمدشان برای زندگی و پس‌انداز کافی است.
  • بیش از نیمی از مردم هیچ امیدی به بهبود شرایط اقتصادی ندارند.

این ارقام تصویری از فروپاشی معیشت در کشوری ارائه می‌کند که مقام‌های جمهوری اسلامی همچنان از «پیشرفت اقتصادی» سخن می‌گویند.

جامعه‌ای خشمگین، افسرده و دچار فرسایش روانی

نتایج نظرسنجی نشان می‌دهد بحران اقتصادی تنها مشکل جامعه ایران نیست؛ وضعیت روانی جامعه نیز به‌شدت وخیم شده است.

بر اساس آمار:

  • ۶۴ درصد احساس خشم و عصبانیت دارند.
  • ۵۰ درصد خود را ناامید توصیف کرده‌اند.
  • ۴۸ درصد از افسردگی رنج می‌برند.
  • ۴۵ درصد احساس ترس و اضطراب دارند.

سعید پیوندی این وضعیت را نتیجه سال‌ها سرکوب، بحران‌های اقتصادی، اعتراضات خونین و جنگ‌های اخیر می‌داند و از آن با عنوان «ترومای بزرگ اجتماعی» یاد می‌کند.

تغییر هویت؛ فاصله گرفتن از هویت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی

یکی دیگر از یافته‌های مهم این نظرسنجی به تحول هویتی جامعه مربوط می‌شود.

در پاسخ به پرسش درباره هویت فردی:

  • ۳۷ درصد خود را «ایرانی» معرفی کرده‌اند.
  • ۳۴ درصد «ایرانی مسلمان».
  • تنها ۴ درصد «فقط مسلمان».
  • ۱۲ درصد هویت قومی[ملی] را در اولویت قرار داده‌اند.
  • ۱۲ درصد نیز خود را «شهروند جهانی» دانسته‌اند.

پیوندی معتقد است این نتایج با سیاست رسمی جمهوری اسلامی که بر هویت «اسلامی ـ ایرانی» تأکید دارد، در تضاد آشکار است و نشان‌دهنده کاهش نفوذ گفتمان ایدئولوژیک حکومت در جامعه است.

همین روند در شاخص‌های دینداری نیز دیده می‌شود. تنها ۳۰ درصد شرکت‌کنندگان گفته‌اند روزه می‌گیرند؛ در حالی که این رقم در سال ۱۳۵۴ حدود ۷۹ درصد بود. بیش از نیمی از پاسخ‌دهندگان اعلام کرده‌اند اصلاً روزه نمی‌گیرند؛ تغییری که از نگاه جامعه‌شناسان، بیانگر دگرگونی عمیق رابطه جامعه با مذهب رسمی است.

مردم نه جنگ می‌خواهند، نه سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی را

نتایج این نظرسنجی همچنین روایت رسمی حکومت درباره حمایت عمومی از سیاست‌های منطقه‌ای و نظامی را زیر سؤال می‌برد.

اکثریت پاسخ‌دهندگان خواهان آتش‌بس و پایان درگیری‌های نظامی بوده‌اند و تنها اقلیتی از ادامه تنش حمایت کرده‌اند.

همچنین حدود ۵۸ درصد شرکت‌کنندگان خواستار تغییر سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی شده‌اند؛ موضوعی که نشان می‌دهد بخش بزرگی از جامعه هزینه‌های سیاست خارجی حکومت را نمی‌پذیرد.

تبلیغات حکومتی در برابر واقعیت جامعه

در حالی که رسانه‌های حکومتی پس از جنگ اخیر و مراسم حکومتی، از «حمایت گسترده مردم» سخن گفته‌اند، داده‌های این نظرسنجی تصویر دیگری ارائه می‌دهد.

تنها ۱۱ درصد شرکت‌کنندگان گفته‌اند در تجمعات حکومتی حضور داشته‌اند و کمتر از ۳۰ درصد نیز در کمپین‌های تبلیغاتی حکومت مشارکت کرده‌اند.

هم‌زمان میزان اعتماد به نهادهای حکومتی نیز در سطح پایینی قرار دارد:

  • اعتماد به دولت: ۲۵ درصد
  • اعتماد به مجلس: ۲۳ درصد
  • اعتماد به قوه قضائیه: ۳۰ درصد

دو سوم پاسخ‌دهندگان نیز معتقدند حکومت توانایی لازم برای حل مشکلات کشور را ندارد.

موج مهاجرت؛ رأی خاموش به آینده‌ای خارج از ایران

یکی دیگر از نشانه‌های بحران، افزایش تمایل به مهاجرت است.

حدود یک‌سوم مردم اعلام کرده‌اند در صورت امکان کشور را ترک خواهند کرد. این رقم در میان افراد زیر ۲۹ سال به بیش از ۴۰ درصد و در میان دانشگاهیان به بیش از ۵۰ درصد می‌رسد.

کارشناسان این روند را نشانه کاهش امید به آینده و فرسایش سرمایه انسانی کشور ارزیابی می‌کنند.

جمع‌بندی

این نظرسنجی تصویری ارائه می‌دهد که با روایت رسمی جمهوری اسلامی فاصله قابل توجهی دارد؛ جامعه‌ای گرفتار بحران معیشتی، آسیب‌های روانی، کاهش دینداری رسمی، بی‌اعتمادی گسترده به نهادهای حکومتی و خواهان تغییرات عمیق سیاسی.

اگرچه علی ربیعی در تحلیل خود بر امکان اصلاحات محدود تأکید کرده است، اما سعید پیوندی معتقد است پیام اصلی این داده‌ها نادیده گرفته شده است؛ اینکه اکثریت جامعه دیگر جمهوری اسلامی را راه‌حل مشکلات ایران نمی‌داند و شکاف میان حکومت و مردم به مرحله‌ای بی‌سابقه رسیده است.

مقالات دیگر