چه اتفاقی افتاده؟
شعار «من ایرانی نیستم» در برخی شهرهای شرق کوردستان بر دیوارها نوشته شده و در شبکههای اجتماعی بازتاب یافته است. این شعار، بحث درباره هویت کوردی، رابطه کوردستان با ایران و آینده سیاسی آن را دوباره برجسته کرده است.
چرا مهم است؟
اهمیت این شعار در این است که فراتر از اعتراض به یک حکومت، هویت ملی و رابطه مرکز و کوردستان را به چالش میکشد. با این حال، هنوز مشخص نیست که این شعار بیانگر یک گرایش گسترده اجتماعی است یا بیشتر در میان بخشی از جوانان و فعالان سیاسی رواج دارد.
چشمانداز چیست؟
سه سناریو وجود دارد: تبدیلشدن به یک ترند مقطعی، تبدیلشدن به بخشی از گفتمان سیاسی جدید، یا گسترش بحث درباره هویت ملی و حق تعیین سرنوشت. آینده آن به میزان پذیرش اجتماعی و توانایی تبدیلشدن این شعار به یک مطالبه سیاسی پایدار بستگی دارد.
……………..
اسعد دورودی
شعار «من ایرانی نیستم» که مدتی است بر دیوار شهرهای شرق کوردستان (ڕۆژهەڵات) نوشته میشود و در شبکههای اجتماعی بازنشر مییابد، پدیدهای سیاسی و اجتماعی قابلتوجه است که شایسته تأمل و پژوهش عمیقتر است. برای درک سمتوسو، وزن و اهمیت این شعار، میتوان از چند زاویه دید گوناگون به آن نگریست که در اینجا به سه مورد آن اشاره میکنیم:
۱. به عنوان یک ترند احساسی و مقطعی:
در فضای مجازی، اغلب شعارها یا عبارات جذاب همهگیر میشوند و برای مدتی به موضوع بحث و گفتگو مبدل میگردند. اینگونه ترندها، حتی اگر یک واکنش احساسی کوتاهمدت باشند، بیپایه و اساس نیستند؛ بلکه نشاندهنده یک نارضایتی انباشتهشده در ناخودآگاه جمعی هستند که در زمانهای مختلف به شیوههای گوناگون سر برمیآورد.
۲. به عنوان تصمیمی عقلانی و سیاستمدارانه از سوی جریان استقلالطلب:
برای بخشی از نیروها و فعالان استقلالطلب کوردستان، این شعار صرفا یک واکنش احساسی نیست، بلکه تلاشی آگاهانه برای بازسازی ادبیات سیاسی در کوردستان است. موفقیت این شعار در جلب توجه بخشی از جوانان، نشان میدهد که فکر جداسازی هویت کردی از هویت تحمیلی ایرانی، ریشهای تاریخی و فکری دارد و زمینه پذیرش آن در جامعه مهیاست.
۳. به عنوان واکنشی آگاهانه در برابر ستم تاریخی و شکست پروژه مرکزگرا:
ستم تاریخی ملی علیه کوردها و تلاشهای ناکام برای خود را ایرانی دانستن ــ و تمامی آن تجربیاتی که از سوی احزاب، جریانهای سیاسی و افراد برای ایرانی جلوه دادن خود، دفاع از تمامیت ارضی ایران، و همکاری با جریانهای بە اصطلاح سراسری و فعالان سیاسی بهظاهر سرشناس ایرانی صورت گرفت ــ در نهایت به این برداشت در میان مردم انجامید (اگرچه شاید هنوز در اکثریت نباشند) که میگوید: ظاهرا ما برخلاف ادعاهای ملت فرادست، حاکمان و شماری از سیاستمداران خودمان، بخشی از این ملت ساختگی نیستیم. حتی با وجود تمام کوتاهآمدنها و خدماتی کە در جهت منافع و نگرش آنها انجام دهیم، باز هم نە شهروندانی صاحب حق بلکە در بهترین حالت مرزبانان غیور به شمار میآورند؛ و به محض اینکه از حقوق ملی خود سخن میگوییم، تجزیهطلب و نوکر بیگانه خوانده میشویم و باید ارتش شاهنشاهی یا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای حفظ یکپارچگی سرزمینی به کوردستان لشکرکشی کرد و سرکوبمان کنند. این امر باعث تحکیم این درک و نگرش میشود کە: ما ملتی دیگر و برای آنان بیگانه هستیم و کسانی که امروز قدرت را در سرزمین ما به دست دارند غاصبند؛ و آن هویت ایرانی که بیش از یک قرن است سعی کردهاند بر ما تحمیل کنند، متعلق به ما نیست و ساختگی است. این تفکر در شعار «من ایرانی نیستم» فرموله میشود.
پیچیدگیها و سمتوسوهای گوناگون در درون جامعه
با این حال، لازم است اشاره شود که جامعه شرق کوردستان از نظر سیاسی و فکری پیچیده و چندبعدی است و این پدیدە تاثیرات مستقیمی روی چگونگی گسترش این شعار یا کمرنگ شدن آن دارد.
• جریانهای سیاسی گوناگون: هنوز بخشی از جریانهای سیاسی مطرح شرق کوردستان بر این باورند که مشکل اصلی با ماهیت ساختار سیاسی استبدادی در تهران است، نه مفهوم جغرافیایی یا فرهنگی ایران در رابطە با مسئلە ستم ملی در کوردستان و تمامی تاریخ آن. به باور آنان، اصلاح یا تغییر سیستم در چهارچوب ایران میتواند حقوق کوردها را تضمین کند.
• وزن و نسبت اجتماعی: هنوز مشخص نیست که آیا این شعار به دیدگاه غالب در میان تمامی اقشار جامعه تبدیل شده است، یا بیشتر صدای طیفی از روشنفکران، جوانان کاربر اینترنت و فعالان سیاسی است. هویت تودهها در عمل به دلیل پیوندهای اقتصادی، جغرافیایی و تاریخی، میتواند ابعاد متفاوتی به خود بگیرد.
شعار «من ایرانی نیستم»، چه به عنوان یک مانیفست سیاسی جدید نگریسته شود و چه به عنوان نمادی از اعتراض در برابر یک قرن حاشیهنشینی و سرکوب، بازتابدهنده بحران عمیق هویت و اعتماد در رابطه میان مرکز و کوردستان است. آنچه مشخص است، این عبارت نشانه پررنگی است از اینکه معادلات سنتی سیاسی در شرق کوردستان در حال تغییرند و سمتوسوی مطالبات به سوی تعریف مجدد و رادیکال هویت ملی گام برمیدارد.
