خانهبین‌الملل و کوردستانوقتی «سپر آمریکایی» جمع می‌شود؛آیا واشنگتن واقعاً اقلیم کوردستان را بی‌پشتوانه رها...

وقتی «سپر آمریکایی» جمع می‌شود؛آیا واشنگتن واقعاً اقلیم کوردستان را بی‌پشتوانه رها می‌کند؟

هشدار اخیر مسرور بارزانی، نخست‌وزیر اقلیم کوردستان، درباره خروج نیروهای آمریکایی و سامانه‌های پاتریوت، تنها یک نگرانی امنیتی معمول نیست؛ بازتاب یک واقعیت تلخ‌تر است: اقلیم کوردستان بار دیگر در حال پرداخت هزینه سیاست‌های تهاجمی جمهوری اسلامی در منطقه است، بی‌آنکه خود نقشی در این بازی داشته باشد.

به گفته بارزانی، از زمان جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، نزدیک به هزار حمله پهپادی متوجه اقلیم کوردستان شده است. او تأکید کرد کردستان هیچ تهدیدی برای همسایگان ایجاد نکرده و نمی‌خواهد قربانی درگیری‌های منطقه‌ای شود — جمله‌ای که در واقع اشاره‌ای مستقیم به الگوی آشنای جمهوری اسلامی است: تبدیل کوردستان عراق به میدان تسویه‌حساب با اپوزیسیون کورد مخالف جمهوری اسلامی و رقبای منطقه‌ای، بدون پذیرش مسئولیت.

رد مسئولیت تهران در برابر شواهد میدانی

نکته قابل توجه در اظهارات نخست‌وزیر اقلیم، اشاره مستقیم او به نوع پهپادهای به‌کاررفته در حمله ۱۷ آگوست به دفتر ویژه‌اش و منزل رئیس آژانس امنیتی پاراستن است: پهپادهای نسل جدید «۱۱۰ توربو» ساخت ایران که به گفته او از خاک همین کشور به پرواز درآمده‌اند. این در حالی است که تهران همچون همیشه هرگونه مسئولیتی را رد کرده است — الگویی تکراری که ناظران منطقه‌ای آن را «انکار قابل‌پیش‌بینی» جمهوری اسلامی می‌نامند. بارزانی صراحتاً از مقام‌های ایرانی خواسته توضیح دهند چگونه چنین سلاح‌هایی برای حمله به یک منطقه غیرمهاجم به کار رفته است؛ پرسشی که بی‌پاسخ می‌ماند، چنان‌که همیشه مانده است.

سپر پاتریوت جمع می‌شود، دست تهران بازتر می‌شود

آنچه این هشدار را فوری‌تر می‌کند، همزمانی آن با خروج واقعی و ملموس تجهیزات آمریکایی از اربیل است. بر اساس گزارش‌های المانیتور، آمریکا روند خروج تجهیزات و نیروهای خود از پایگاه نظامی فرودگاه اربیل را آغاز کرده و سامانه پدافند هوایی پاتریوت نیز از این پایگاه خارج شده است. منبعی نزدیک به این گزارش تأکید کرده با توجه به کمبود موشک‌های رهگیر، اولویت واشنگتن اکنون حفاظت از خلیج فارس و اردن است، نه اقلیم کوردستان.

به بیان دیگر: در همان لحظه‌ای که جمهوری اسلامی پهپادهای خود را به سوی اربیل و سلیمانیه روانه می‌کند، تنها سپر بازدارنده واقعی منطقه در حال جمع‌شدن است. بررسی‌های مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS) نیز کمبود جدی موشک‌های رهگیر پاتریوت آمریکا را تأیید کرده، وضعیتی که پس از تشدید بحران امنیتی در ماه مه بدتر شده است این خلأ، دقیقاً همان فضایی است که جمهوری اسلامی برای گسترش عملیات نیابتی و مستقیم خود در کوردستان عراق به آن نیاز داشت.

سود ترکیه، زیان کوردستان

خروج آمریکا تنها به نفع تهران تمام نمی‌شود. گزارش‌ها نشان می‌دهند  خروج تدریجی نیروهای آمریکایی، همزمان با عقب‌نشینی پ‌ک‌ک، فرصت تازه‌ای برای گسترش نفوذ امنیتی و نظامی ترکیه در مناطق مرزی و کوهستانی کوردستان ایجاد کرده است. اقلیمی که زمانی محل رقابت نفوذ چند قدرت منطقه‌ای بود، اکنون در برابر دو محور فشار — تهران از جنوب و شرق، آنکارا از شمال — تقریباً بدون پشتوانه بین‌المللی رها شده است.

بحران خودساخته؛ فلج سیاسی در بدترین زمان ممکن

آنچه این تصویر را تیره‌تر می‌کند، ناتوانی خود احزاب کورد در عبور از بن‌بست تشکیل دولت اقلیم است — بحرانی که بارزانی نیز در همین گفت‌وگو به آن اشاره کرد. بیش از یک سال و نیم پس از انتخابات اکتبر ۲۰۲۴، هنوز پارلمان اقلیم فعال نشده و دولت جدید تشکیل نشده است. تحلیل‌گران این وضعیت را نه یک بحران گذرا، بلکه یک بحران ساختاری می‌دانند که بیش از یک سال عدم تشکیل دولت، اعتبار پارلمان را تضعیف کرده است.

نتیجه این فلج داخلی، در بدترین زمان ممکن ظاهر شده است: درست وقتی کوردستان بیش از هر زمان دیگری به یک تصمیم‌گیری متحد برای مقابله با تهدید پهپادی تهران نیاز دارد، دو حزب اصلی همچنان درگیر رقابت بر سر وزارت کشور و شورای امنیت‌اند. این شکاف داخلی، دست تهران و آنکارا را برای بازی با استان‌های مختلف اقلیم و حتی طرف مذاکره مستقیم با بغداد به‌جای اربیل، بازتر می‌کند.

خلع سلاح شبه‌نظامیان؛ ضربه‌ای به قلب هژمونی تهران در بغداد

اگر خروج آمریکا از اربیل خبر بد برای کوردستان است، طرح خلع سلاح گروه‌های مسلح وابسته به جمهوری اسلامی می‌تواند خبر بسیار بدتری برای خودِ تهران باشد — و دقیقاً به همین دلیل، حمایت بارزانی از این طرح را باید فراتر از یک موضع دیپلماتیک ساده خواند.

علی الزیدی، نخست‌وزیر جدید عراق، با پشتوانه فشار مستقیم واشنگتن، مهلت ۳۰ سپتامبر را برای تحویل سلاح شبه‌نظامیان به دولت تعیین کرده و اعلام کرده  پس از این تاریخ، تمام سلاح‌های خارج از چارچوب دولت مشمول غرامت قانونی خواهند شد.  یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا نیز پیش‌تر از بغداد خواسته بود اقدامات ملموسی در قبال گروه‌های مسلح مورد حمایت ایران انجام دهد و شبه‌نظامیان را از تمامی نهادهای دولتی اخراج کند.

واکنش تهران به این طرح، خود گویاست. گزارش‌ها از «کارشکنی» فعال جمهوری اسلامی در این روند سخن می‌گویند و اشاره دارند عراق تلاش می‌کند همان مسیری را طی کند که  لبنان و نهاد ناظر بر آتش‌بس غزه در زمینه خلع سلاح گروه‌های مورد حمایت ایران دنبال می‌کنند.  از سوی دیگر، بازوی نظامی اصلی تهران در عراق، کتائب حزب‌الله، به‌صراحت  تعهد داده به «اقدامات جهادی» ادامه دهد و سلاح خود را زمین نگذارد — نشانه‌ای روشن از اینکه این گروه‌ها را باید نه بازیگران مستقل عراقی، بلکه ابزارهای مستقیم پروژه منطقه‌ای جمهوری اسلامی دانست.

اهمیت این روند برای کوردستان و برای کل معادله منطقه‌ای در این است: شبه‌نظامیان مسلح، ستون فقرات نفوذ سیاسی، مالی و امنیتی تهران در بغداد بوده‌اند. همان‌ها که سال‌هاست بودجه، نهادهای دولتی و حتی بخشی از تصمیم‌گیری امنیتی عراق را در اختیار محور مقاومت قرار داده‌اند. اگر این طرح خلع سلاح — هرچند با کارشکنی و مقاومت — پیش برود، ضربه‌ای مستقیم به همان زیرساختی وارد می‌شود که جمهوری اسلامی طی دو دهه گذشته با آن، هم بر تصمیم‌گیری در بغداد سیطره داشته و هم پهپاد و سلاح را از خاک عراق به سوی اربیل و سلیمانیه روانه کرده است. به بیان دیگر، تضعیف این شبکه‌ها نه فقط یک اصلاح امنیتی داخلی عراق، بلکه یک شکاف راهبردی در معماری منطقه‌ای جمهوری اسلامی است — در کنار عقب‌نشینی‌های موازی این حکومت در سوریه و لبنان.

آیا آمریکا واقعاً کوردستان را بی‌پشتوانه رها می‌کند؟

پرسش کلیدی این است: آیا واشنگتن حاضر است نزدیک‌ترین و باثبات‌ترین متحد خود در عراق را، دقیقاً در لحظه‌ای که هدف حملات پهپادی مستقیم تهران قرار گرفته، بدون هیچ پشتوانه‌ای رها کند؟ پاسخ کوتاه: نه به‌طور کامل، اما آمریکا به‌روشنی در حال بازتعریف نوع تعهد خود به کوردستان است — و این بازتعریف، منطق خاص خودش را دارد.

شواهد نشان می‌دهد این خروج، محصول یک تصمیم راهبردی گسترده‌تر است، نه بی‌اعتنایی به کوردستان. اسناد و گزارش‌ها نشان می‌دهند ارتش آمریکا در ماه‌های اخیر بخش بزرگی از تجهیزات دریایی و هوایی خود را به کارائیب برای عملیات ونزوئلا منتقل کرده بود، تا جایی که  تقریباً هیچ نیروی قابل توجهی در خلیج فارس حضور نداشت و واشنگتن مجبور شد ناوگروه ابراهام لینکلن را به منطقه بازگرداند. کمبود جهانی موشک‌های رهگیر پاتریوت، آمریکا را وادار کرده منابع محدود خود را میان چند جبهه همزمان — ونزوئلا، خلیج فارس، اردن، اوکراین و آسیا-اقیانوسیه — توزیع کند. کوردستان، در این معادله، قربانی یک اضافه‌بار جهانی است، نه صرفاً یک تصمیم منطقه‌ای.

اما این به معنای بی‌اهمیت شدن کوردستان برای آمریکا نیست؛ برعکس، واشنگتن ظاهراً استراتژی خود را از «حضور نظامی مستقیم» به «سرمایه‌گذاری ساختاری بلندمدت» تغییر می‌دهد. نمونه روشن آن، حمایت آمریکا از احیای خط لوله نفتی کرکوک-بانیاس است که به گفته تحلیل‌گران بخشی از تلاش گسترده واشنگتن برای بازتعریف جایگاه عراق در معادلات منطقه‌ای و کاهش وابستگی آن به تنگه هرمز و محدود کردن نفوذ اقتصادی ایران است.  چنین پروژه‌ای مستقیماً منافع اقتصادی کوردستان را نیز در بر می‌گیرد و نشان می‌دهد آمریکا کوردستان را نه به‌عنوان یک پایگاه نظامی مصرف‌شدنی، بلکه به‌عنوان یک شریک انرژی و ژئوپلیتیک بلندمدت در برابر تهران می‌بیند.

نفع آمریکا از این بازآرایی چیست؟ چند لایه‌ای است:

نفع آمریکا از این بازآرایی چیست؟ چند لایه‌ای است:

 • کاهش هزینه و ریسک مستقیم: حفظ سامانه‌های پرهزینه پاتریوت و نیروی زمینی در معرض حملات پیوسته پهپادی، هزینه سیاسی و مالی بالایی برای واشنگتن داشته، بی‌آنکه لزوماً بازدارندگی کامل ایجاد کند.

 • فشار حداکثری از طریق نیابت داخلی عراق: با هدایت فشار به سمت خلع سلاح شبه‌نظامیان از طریق دولت زیدی، آمریکا در واقع تلاش می‌کند نفوذ ایران را از درون ساختار عراق بزداید — راهکاری که در میان‌مدت مؤثرتر از حضور نظامی مستقیم آمریکایی است، و کردستان را نیز از تهدید داخلی عراق (نه فقط تهدید مرزی) مصون‌تر می‌کند.

 • تثبیت کریدورهای انرژی به‌جای پایگاه‌های نظامی: پیوند دادن کوردستان و عراق به شبکه صادرات انرژی غربی (کرکوک-بانیاس)، ابزار نفوذ پایدارتر و کم‌هزینه‌تری نسبت به حضور نظامی است و در عین حال کوردستان را در بلندمدت به اقتصاد غرب گره می‌زند.

 • اولویت‌بندی جهانی رقابت با قدرت‌های بزرگ: در چارچوب چرخش کلی سیاست خارجی آمریکا به سمت آسیا و رقابت با چین، واشنگتن ترجیح می‌دهد بار امنیتی خاورمیانه را تا حد ممکن به متحدان محلی (نیروهای پیشمرگه، ارتش عراق) و شرکای منطقه‌ای واگذار کند.

نتیجه این است که آمریکا کوردستان را به‌طور کامل رها نمی‌کند، اما به‌روشنی از او می‌خواهد بار بیشتری از دفاع مستقیم از خود را بر عهده بگیرد، در حالی‌که واشنگتن از کانال‌های غیرنظامی — فشار سیاسی بر بغداد برای خلع سلاح شبه‌نظامیان، و ادغام اقتصادی از طریق انرژی — به همان هدف راهبردی، یعنی تضعیف هژمونی جمهوری اسلامی، دست می‌یابد. برای تهران، این ترکیب خطرناک‌تر از یک عقب‌نشینی ساده نظامی است: هم سپر دفاعی کوردستان کمرنگ‌تر می‌شود، هم ستون فقرات نفوذ آن در بغداد از طریق خلع سلاح شبه‌نظامیان هدف قرار می‌گیرد. جمهوری اسلامی در آستانه از دست دادن هم‌زمان یک ابزار فشار نظامی (پهپاد بدون واکنش بازدارنده) و یک ستون سیاسی (شبه‌نظامیان در بغداد) قرار دارد — و این احتمالاً دلیل اصلی واکنش تدافعی و کارشکنانه تهران در برابر طرح خلع سلاح است.

جمع‌بندی: هشدار بارزانی، فریاد در نبود متحد

هشدار مسرور بارزانی را باید نه یک درخواست دیپلماتیک روتین، بلکه فریاد یک منطقه‌ی رها شده در برابر ماشین تهاجمی جمهوری اسلامی دانست. تهران، که سال‌هاست کردستان عراق را میدان نیابتی حذف مخالفان و ارسال پیام به رقبای منطقه‌ای خود می‌داند، اکنون با کاهش حضور نظامی مستقیم آمریکا در کوتاه‌مدت فرصتی برای تشدید این سیاست به دست آورده است. اما تصویر کامل‌تر، تک‌بعدی نیست: در همان لحظه‌ای که سپر پاتریوت جمع می‌شود، ستون فقرات سیاسی-نظامی جمهوری اسلامی در بغداد — شبکه شبه‌نظامیان مسلح — نیز هدف مستقیم طرح خلع سلاح با پشتیبانی آمریکا قرار گرفته است؛ روندی که در صورت موفقیت، هژمونی تهران بر تصمیم‌گیری عراق را به‌طور ساختاری تضعیف خواهد کرد.

آمریکا کوردستان را کاملاً تنها نمی‌گذارد، بلکه شکل حمایت خود را از حضور نظامی مستقیم به فشار سیاسی-اقتصادی بلندمدت تغییر می‌دهد — رویکردی که اگرچه در کوتاه‌مدت خلأ امنیتی خطرناکی برای اربیل و سلیمانیه ایجاد می‌کند، اما در میان‌مدت می‌تواند با تضعیف نفوذ تهران در بغداد، تهدید ساختاری علیه کوردستان را نیز کاهش دهد. سرنوشت نهایی این معادله به سه عامل گره خورده است: سرعت و جدیت اجرای طرح خلع سلاح شبه‌نظامیان تا ۳۰ سپتامبر، توان و اراده متحدان بین‌المللی کردستان برای پر کردن خلأ پدافند هوایی، و مهم‌تر از همه، توانایی خود احزاب کورد برای عبور از بن‌بست سیاسی داخلی و ارائه یک جبهه واحد در برابر تهدیدی که اکنون از دو جهت — تهران و آنکارا — کوردستان را نشانه گرفته است

مقالات دیگر