خانهسیاست و قدرتوقتی ماشین سرکوب با بحران مالی روبه‌روست؛ آیا این‌بار تغییر رژیم ممکن...

وقتی ماشین سرکوب با بحران مالی روبه‌روست؛ آیا این‌بار تغییر رژیم ممکن است؟

روزنامه اسرائیلی «هاآرتص» در تحلیلی به قلم دیوید روزنبرگ، تحلیلگر سیاسی، این پرسش را مطرح کرده است که آیا «تغییر رژیم» در ایران می‌تواند این‌بار برخلاف گذشته به واقعیتی عملی تبدیل شود؟

روزنبرگ در مقاله‌ای که ۲۸ اوت منتشر شده، معتقد است شرایط کنونی ایران با دوره‌های قبلی تحریم و فشار اقتصادی تفاوت‌هایی اساسی دارد. از نگاه او، بحران اقتصادی زمانی می‌تواند موجودیت جمهوری اسلامی را تهدید کند که فشارها نه فقط زندگی مردم، بلکه منابع مالی و انسجام ساختار امنیتی و نظامی حکومت را هدف قرار دهد.

«فشار حداکثری»؛ تکرار گذشته یا آغاز یک مرحله متفاوت؟

تهدیدهای دونالد ترامپ علیه جمهوری اسلامی طی سال‌های گذشته بارها مطرح شده بود، اما بسیاری از این تهدیدها یا عملی نشدند یا نتوانستند حکومت ایران را به عقب‌نشینی جدی وادار کنند.

بر همین اساس، اعلام کارزار جدید فشار اقتصادی از سوی اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، که از آن با عنوان «D-Day اقتصادی» یاد شده، در نگاه نخست می‌تواند ادامه همان سیاست‌های قبلی به نظر برسد.

اما روزنبرگ معتقد است تفاوت اصلی در شرایط اقتصادی امروز ایران است؛ اقتصادی که هم‌زمان با تورم شدید، کاهش ارزش پول ملی، بیکاری، کمبود سوخت و کاهش منابع درآمدی روبه‌روست.

با این حال، نویسنده تأکید می‌کند که صرفاً فقیرتر شدن جامعه به معنای سقوط حکومت نیست. جمهوری اسلامی پیش‌تر نیز بحران‌های اقتصادی سنگینی را پشت سر گذاشته و نشان داده است که می‌تواند هزینه‌های فشار اقتصادی را برای مدت طولانی به جامعه منتقل کند.

مسئله تعیین‌کننده، بنابراین، جای دیگری است: آیا بحران اقتصادی می‌تواند توان حکومت برای حفظ ساختار امنیتی و سرکوب را تضعیف کند؟

هدف اصلی فشار؛ منابع مالی حکومت

به نوشته روزنبرگ، آمریکا تلاش دارد علاوه بر اعمال فشار مستقیم بر جمهوری اسلامی، کشورها و شبکه‌هایی را نیز که در تجارت، انتقال نفت و دور زدن تحریم‌ها به تهران کمک می‌کنند، تحت فشار قرار دهد.

در این میان، امارات متحده عربی به‌عنوان یکی از مسیرهای مهم تجاری و مالی ایران اهمیت ویژه‌ای دارد و هرگونه کاهش جدی روابط مالی و تجاری آن با تهران می‌تواند فشار بر اقتصاد ایران را افزایش دهد.

البته چین، روسیه، عراق و ترکیه همچنان می‌توانند بخشی از فشارهای آمریکا را خنثی یا اجرای کامل آنها را دشوار کنند. جمهوری اسلامی نیز تجربه چند دهه مقابله با تحریم‌ها را در اختیار دارد و بقای نظام را به مقاومت در برابر فشار خارجی گره زده است.

اما به اعتقاد روزنبرگ، این‌بار پرسش فقط میزان توانایی حکومت برای دور زدن تحریم‌ها نیست؛ بلکه مسئله اصلی این است که آیا منابع کافی برای حفظ ستون‌های امنیتی نظام باقی خواهد ماند یا نه.

بحران اقتصادی به‌تنهایی جمهوری اسلامی را سرنگون نمی‌کند

تجربه جمهوری اسلامی نشان داده است که بحران اقتصادی به‌تنهایی الزاماً به سقوط سیاسی منجر نمی‌شود.

حتی در شرایطی که فشار اقتصادی موجب افزایش نارضایتی عمومی شود، حکومت می‌تواند با اتکا به نیروهای امنیتی و سرکوب، اعتراضات را کنترل کند.

از همین رو، روزنبرگ معتقد است پرسش اصلی این نیست که مردم ایران تا چه اندازه فقیر یا ناراضی خواهند شد؛ بلکه باید پرسید آیا دستگاهی که وظیفه حفظ قدرت جمهوری اسلامی را بر عهده دارد، همچنان منابع مالی، انگیزه و توان لازم برای ادامه سرکوب را خواهد داشت؟

سپاه؛ حلقه حساس زنجیره قدرت

در این تحلیل، سپاه پاسداران یکی از مهم‌ترین حلقه‌های ساختار قدرت جمهوری اسلامی معرفی می‌شود.

روزنبرگ به نقش درآمدهای نفتی در تأمین منابع مالی حکومت و نهادهای امنیتی اشاره می‌کند و معتقد است کاهش شدید درآمدهای نفتی می‌تواند مستقیماً بر توان مالی ساختار قدرت اثر بگذارد.

سپاه و دیگر نهادهای نظامی و امنیتی علاوه بر انگیزه‌های ایدئولوژیک، برای ادامه فعالیت خود به منابع مالی، حقوق و امکانات نیاز دارند.

از این منظر، نقطه آسیب‌پذیر حکومت ممکن است نه جامعه‌ای باشد که سال‌ها هزینه سیاست‌های جمهوری اسلامی را پرداخته، بلکه همان بدنه‌ای باشد که میان رهبران نظام و جامعه قرار گرفته و ماشین سرکوب را فعال نگه می‌دارد.

چرا این‌بار ممکن است متفاوت باشد؟

روزنبرگ یادآوری می‌کند که تجربه کشورهایی مانند روسیه و کوبا نشان داده تحریم‌های اقتصادی به‌تنهایی معمولاً برای سرنگونی یک حکومت کافی نیستند.

حتی در مورد ایران نیز فشار اقتصادی در سال‌های منتهی به توافق هسته‌ای ۲۰۱۵، تهران را به مذاکره سوق داد؛ اما شرایط امروز از نگاه او متفاوت است.

به اعتقاد این تحلیلگر، ساختار رهبری جمهوری اسلامی سختگیرتر شده و اهمیت بیشتری برای توان نظامی، بازدارندگی و تهدید علیه مسیرهای استراتژیک منطقه‌ای قائل است. در نتیجه، احتمال اینکه فشار اقتصادی بار دیگر صرفاً به یک توافق سیاسی یا هسته‌ای منجر شود، کمتر از گذشته ارزیابی می‌شود.

بر همین اساس، روزنبرگ احتمال می‌دهد اگر فشار اقتصادی نتواند جمهوری اسلامی را به تغییر رفتار وادار کند، بحث تغییر ساختار سیاسی ایران ممکن است بیش از گذشته به یک گزینه جدی تبدیل شود.

حلقه گمشده؛ وفاداری نیروهای سرکوب

با این حال، مهم‌ترین بخش تحلیل هاآرتص به مسئله وفاداری نیروهای امنیتی و نظامی مربوط می‌شود.

از نگاه روزنبرگ، حکومت‌ها معمولاً زمانی وارد مرحله فروپاشی می‌شوند که دیگر نتوانند از خود حفاظت کنند؛ یعنی رهبران اراده ادامه مقاومت را از دست بدهند یا نیروهای تحت فرمان آنها دیگر حاضر یا قادر به اجرای دستورات نباشند.

در مورد جمهوری اسلامی، بحران اقتصادی زمانی می‌تواند به یک تهدید موجودیتی تبدیل شود که کاهش درآمدهای نفتی و منابع مالی، توان حکومت برای پرداخت حقوق و تأمین هزینه‌های سپاه، پلیس و سایر نهادهای امنیتی را تحت تأثیر قرار دهد.

در چنین شرایطی، مسئله دیگر صرفاً نارضایتی مردم نیست؛ بلکه شکاف احتمالی در بدنه‌ای است که بقای حکومت به آن وابسته است.

روزنبرگ همچنین به اظهارات اخیر اسکات بسنت اشاره می‌کند که از نیروهای عادی حامی حکومت خواسته است در صورت توقف یا تأخیر در پرداخت حقوق، از خود بپرسند فرماندهانشان کشور را به سوی پیروزی می‌برند یا نابودی.

پرسش نهایی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند دوام بیاورد؟

روزنبرگ در پایان تأکید می‌کند که هنوز نمی‌توان با قطعیت گفت فشار اقتصادی به سقوط جمهوری اسلامی منجر خواهد شد.

حکومت همچنان ابزارهایی برای کنترل اعتراضات، تأمین بخشی از منابع مالی و حفظ ساختار امنیتی خود در اختیار دارد.

اما اگر این توانایی‌ها تضعیف شوند، معادله تغییر خواهد کرد.

در آن صورت، پرسش دیگر این نخواهد بود که آیا جمهوری اسلامی از بحران آسیب دیده است یا نه؛ بلکه مسئله اصلی این خواهد بود که چه زمانی بحران اقتصادی به بحران انسجام سیاسی و امنیتی تبدیل می‌شود.

از نگاه این تحلیلگر، نقطه تعیین‌کننده نه صرفاً فشار بر جامعه، بلکه ضربه به منابع مالی و انسجام ساختاری است که جمهوری اسلامی را سرپا نگه داشته است.

اگر کاهش درآمدهای نفتی بتواند توان مالی ماشین سرکوب را هدف قرار دهد، بحرانی که سال‌ها به‌عنوان بحران اقتصادی شناخته می‌شد، می‌تواند به بحران بقای جمهوری اسلامی تبدیل شود.

مقالات دیگر