طرح عرضهٔ بنزین با نرخ نجومی ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان که سحرگاه پنجشنبه ۲۲ مرداد در استان کرمان به اجرا درآمده بود، تنها چند ساعت بعد و در پی موج پرسشها و واکنشهای مردمی در شبکههای اجتماعی متوقف شد؛ عقبنشینیای که یکبار دیگر ناتوانی و تردید حکومت جمهوری اسلامی را در مواجهه با تصمیمهای اقتصادی خودش عیان کرد.
مدیر شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی منطقهٔ کرمان بامداد پنجشنبه با لحنی مبهم اعلام کرد که «در پی پیگیریهای استاندار کرمان با مقامات کشوری، تا اطلاع ثانوی» عرضهٔ سوخت با نرخ پالایشگاهی متوقف شده است؛ بدون هیچ توضیح روشنی دربارهٔ علت واقعی تصمیم. این در حالی است که تنها چند ساعت پیشتر، یک مقام استانداری کرمان با افتخار از آغاز این طرح «آزمایشی» خبر داده بود.
بر اساس این طرح، بنزین در چهار پلهٔ قیمتی عرضه میشد: ۶۰ لیتر اول هر لیتر ۱۵۰۰ تومان، ۵۰ لیتر بعدی هر لیتر ۳۰۰۰ تومان، ۴۰ لیتر بعدی هر لیتر ۵۰۰۰ تومان و از آن به بعد، هر لیتر با نرخ نجومی ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان — رقمی که برای اکثریت مردم تحت فشار اقتصادی عملاً غیرقابلتحمل است. توقف ناگهانی طرح در حالی رخ داد که کاربران فضای مجازی مدام دربارهٔ سرنوشت مشابه در سایر استانها میپرسیدند؛ نشانهای از هراس حکومت از تکرار سناریوی آبان ۱۳۹۸.
این ماجرا در بستری رخ میدهد که در روزهای اخیر گزارشهای پراکنده از کمبود بنزین در پمپبنزینهای تهران و چند استان دیگر منتشر شده است. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، هفتهٔ گذشته بهناچار اعتراف کرد محاصرهٔ دریایی آمریکا علیه بنادر ایران راه واردات کالا از جمله بنزین را بسته و دولت منابع لازم برای واردات این سوخت را در اختیار ندارد — اعترافی که پردهٔ دیگری از ناتوانی حکومت در ادارهٔ کشور را آشکار کرد.
بحرانی که ریشه در دو دهه سوءمدیریت دارد
کمبود بنزین در ایران که رسانههای حکومتی مؤدبانه آن را «ناترازی» مینامند، اکنون زیر فشار محاصرهٔ دریایی آمریکا به بحرانی تمامعیار بدل شده است. آمارها گویای واقعیتی تلخاند: کمبود روزانهٔ بنزین در سال ۱۴۰۴ به حدود ۱۸ میلیون لیتر رسیده است. در سال ۱۳۹۸ تولید روزانه ۹۹ میلیون لیتر و مصرف ۸۷ میلیون لیتر بود؛ امسال تولید به ۱۱۵ میلیون لیتر و مصرف به ۱۲۹ میلیون لیتر رسیده — شکافی ۱۴ میلیونلیتری که هر روز عمیقتر میشود. حتی ارگان رسمی حکومت، ایرنا، ناچار به اعتراف شده که هیچیک از سیاستهای دو دههٔ اخیر نتوانسته جلوی پیشیگرفتن مصرف از تولید را بگیرد.
کارشناسان میگویند بحران بنزین دیگر صرفاً یک مسئلهٔ اقتصادی نیست، بلکه در آستانهٔ تبدیلشدن به یک بحران امنیتی-اجتماعی است — دقیقاً همان کابوسی که حکومت از آبان ۱۳۹۸ با خود حمل میکند؛ زمانی که افزایش سهبرابری قیمت بنزین به اعتراضات سراسری انجامید و بهگفتهٔ سازمان عفو بینالملل، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی دستکم ۳۲۴ معترض را کشتند. اعتراضاتی که به بیش از ۴۰ شهر گسترش یافت و با سرکوب خونین پایان یافت؛ یکی از خونینترین برخوردهای حکومت با مردم خودش.
درست در بحبوحهٔ محاصرهٔ دریایی آمریکا علیه بنادر ایران، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، پیشبینی کرده بود که ایران بهزودی با بحران شدید بنزین روبهرو خواهد شد — پیشبینیای که اکنون در کرمان و تهران به واقعیت تبدیل میشود.
مقصر کیست؟ حکومت باز هم بار را روی دوش مردم میاندازد
بهجای پاسخگویی دربارهٔ سوءمدیریت دو دههای، مقامات حکومتی همچنان روی «اصلاح الگوی مصرف» مردم متمرکزند. مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی هشدار داده که برای «حفظ پایداری عرضه»، ممکن است تصمیماتی گرفته شود — عبارتی مبهم که بهروشنی از افزایش قیمت بنزین خبر میدهد. سخنگوی دولت پزشکیان، فاطمه مهاجرانی، پیشتر گفته بود تغییر قیمت یا سهمیهٔ بنزین «قطعی» است، هرچند مقامات مدعی بودند مردم را «غافلگیر نخواهند کرد» — وعدهای که با اجرای ناگهانی و سپس توقف طرح کرمان، به شوخی تلخی بدل شد.
بر اساس برآورد کارشناسان اقتصادی که وبسایت فرارو منتشر کرده، اگر روند کنونی ادامه یابد، کمبود روزانهٔ بنزین تا سال ۱۴۰۸ به بیش از ۳۰ میلیون لیتر خواهد رسید؛ مصرف به ۱۶۲ میلیون لیتر در روز میرسد در حالی که تولید، حتی در بهترین حالت و با جبران خسارات جنگ، از ۱۲۹ میلیون لیتر فراتر نخواهد رفت.
عبدالحسین همتی، نایبرئیس کمیسیون انرژی مجلس، دلیل اصلی کمبود را حملات آمریکا و اسرائیل و محاصرهٔ دریایی دانسته و گفته قیمت بنزین وارداتی برای کشور به حدود ۱۰۰ هزار تومان در هر لیتر خواهد رسید. با این حال، او هم مانند سایر مقامات، راهحل نهایی را نه در اصلاح ساختار حکومت بلکه در تحمیل فشار بیشتر به مصرفکننده میبیند و از فقدان زیرساخت برای خودروهای برقی گلایه میکند؛ گلایهای که مسئولیت شکست چند دههای سیاستگذاری را نادیده میگیرد.
قاچاق، فساد و بیکفایتی؛ حلقههای یک بحران
در کنار سوءمدیریت داخلی، قاچاق سازمانیافتهٔ سوخت نیز به یکی از رگهای حیاتی تأمین ارز برای حکومت محاصرهشده تبدیل شده است. بهگزارش رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی، بازرگانان پاکستانی اردیبهشت امسال اعلام کردند دستکم ۶ میلیون لیتر سوخت قاچاق روزانه از ایران وارد پاکستان میشود — رقمی که از آغاز جنگ ۴۰روزهٔ آمریکا و اسرائیل با ایران در اسفند ۱۴۰۴ افزایش یافته است. این قاچاق در عین حال یکی از معدود راههای حیاتی حکومت برای تأمین درآمد ارزی به شمار میرود؛ حکومتی که حتی از قاچاق منابع کشور برای بقای خود بهره میگیرد.
کارشناسان تأکید میکنند فرسودگی ناوگان خودرویی، رشد بیرویهٔ خودروهای شخصی، و فاصلهٔ عمیق میان قیمت داخلی و هزینهٔ واقعی تأمین بنزین، حاصل دو دهه سیاستگذاری ناکارآمد است که هیچ دولتی، از جمله دولت کنونی، توان یا ارادهای برای اصلاح ریشهای آن نشان نداده است.
آنچه از دل این ماجرا بیرون میآید تصویری روشن است: حکومتی که زیر فشار تحریم، جنگ و محاصره، نه توان تأمین نیاز ابتدایی مردمش را دارد و نه شجاعت پذیرفتن مسئولیت شکستهای خودش را — و بهجای آن، همچون همیشه، صورتحساب را برای مردم میفرستد.
