روز چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ (۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶)، همزمان با چهارمین سالگرد جانباختن ژینا امینی و انقلاب «ژن، ژیان، ئازادی»، به فراخوان ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران اعتصاب سراسری در شرق کوردستان(روژهەلات) برگزار شد. بر پایه گزارشهای منتشر شدە در منابع معتبر کسبه و بازاریان در شهرهایی از جمله سقز، سنندج، مهاباد، بوکان، اشنویه، دیواندره، مریوان، کامیاران و قروه با بستن مغازهها و واحدهای صنفی به این فراخوان پیوستند. منابع میدانی، بهویژه در سقز، مهاباد و سنندج، میزان مشارکت را «گسترده» توصیف کردهاند. لازم بە ذکر است کە موفقیت اعتساب در حالی انجام گرفت کە شهرهای کوردستان و کسبه از جمله زیر فشارهای امنیتی از جملە بازداشت و اخذ تعهد کتبی بودند و فضای امنیتی بر بسیاری از شهرها حاکم بود.
این ائتلاف پیشتر نیز، از جمله در فراخوانهای اعتصاب در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲، توانسته بود بخش قابلتوجهی از جامعه کوردستان را به میدان بیاورد؛ تکرار این الگو در سطحی وسیع و در شرایط فشار امنیتی سنگین، نشاندهنده تداوم و پایداری این ظرفیت است.
۲. اعتصاب بهمثابه شاخص سرمایه اجتماعی احزاب
مشارکت گسترده مردمی در یک کنش مدنی و مسالمتآمیز، صرفاً در پاسخ به فراخوانی که از سوی چند حزب سیاسی صادر شده، یک واقعیت مهم سیاسی را آشکار میکند: این احزاب دارای سرمایه اجتماعی و نفوذ ارگانیک در جامعه کوردستان هستند. برخلاف بسیاری از تشکلهای اپوزیسیون که فراخوانهایشان بازتاب میدانی محدودی مییابد، توانایی این ائتلاف در بسیج همزمان دهها شهر و روستا، بدون برخورداری از ابزارهای رسمی تبلیغاتی و در سایه سرکوب امنیتی، گویای چند نکته است:
- اعتماد نهادینه: مردم کوردستان با وجود هزینههای امنیتی احتمالی (بازداشت، تعهد کتبی، فشار اقتصادی ناشی از تعطیلی کسبوکار)، به فراخوان این احزاب پاسخ مثبت دادهاند. این نوع اعتماد در طول زمان و از رهگذر ارتباط مستمر با جامعه شکل میگیرد و بهسادگی قابل جعل یا جایگزینی نیست.
- شبکهسازی چندلایه: مشارکت همزمان کسبه، بازاریان، خانوادههای زندانیان سیاسی و فعالان مدنی نشان میدهد که پیام این احزاب از طریق شبکههای اجتماعی متنوع (صنفی، محلی، خانوادگی) به لایههای مختلف جامعه منتقل شده است.
- تداوم تاریخی: تکرار موفق این الگو در ادوار مختلف (از جمله در جریان اعتراضات «ژن، ژیان، ئازادی» و پیش و پس از آن) نشان میدهد که این ظرفیت، رویدادی مقطعی نیست بلکه یک سرمایه تراکمیافته است.
۳. چالش پیش رو: از سرمایه اجتماعی تا دستاورد سیاسی
نکتهای که در تحلیل چنین رویدادهایی غالباً مغفول میماند، فاصله میان «توان بسیج اجتماعی» و «تبدیل آن به دستاورد سیاسی ملموس» است. سرمایه اجتماعی، اگر صرفاً در چارچوب برگزاری ادواری اعتصاب یا تظاهرات باقی بماند، در بلندمدت میتواند دچار فرسایش شود، چرا که جامعه هزینه میپردازد بیآنکه لزوماً بازخورد سیاسی روشنی دریافت کند. از این زاویه، چند مسیر برای بهرهبرداری راهبردی از این سرمایه قابل طرح است:
- تقویت جایگاه دیپلماتیک و لابیگری: نشاندادن این ظرفیت بسیج به بازیگران منطقهای و بینالمللی میتواند برگ برندهای در مذاکرات و لابیهای سیاسی این احزاب باشد. مستندسازی و انتشار حرفهای گزارشهای اینچنینی (به زبانهای بینالمللی، همراه با شواهد میدانی) میتواند مبنای مطالبه جایگاه بیشتر در نهادهای بینالمللی، پارلمانهای کشورهای منطقه، و نهادهای حقوق بشری قرار گیرد.
- افزایش وزن در تصمیمسازیهای اپوزیسیون: احزابی که میتوانند نشان دهند فراخوانشان بازتاب میدانی واقعی دارد، مشروعیت بیشتری برای ایفای نقش محوری در ائتلافهای گستردهتر اپوزیسیون ایران پیدا میکنند. این سرمایه باید در جریان مذاکرات دروناپوزیسیونی (نظیر تدوین بیانیههای مشترک، تقسیم نقشها، یا طراحی نقشه راه گذار) به وزن سیاسی واقعی ترجمه شود، نه آنکه صرفاً بهعنوان یک رویداد رسانهای باقی بماند.
- نهادسازی داخلی: تبدیل شبکههای خودجوش حامی اعتصاب (کسبه، بازاریان، خانوادههای زندانیان) به ساختارهای پایدارتر (کمیتههای محلی، شبکههای ارتباطی) میتواند سرمایه اجتماعی را از حالت مقطعی به ظرفیتی تکرارپذیر و قابل اتکا در آینده تبدیل کند.
۴. الزام دوم: ائتلافسازی بر پایه نمایندگی واقعی
فراتر از عملکرد یک حزب یا ائتلاف مشخص، این رویداد یک اصل کلیتر را درباره ماهیت ائتلافهای مؤثر سیاسی روشن میکند: صرف امضای توافق میان چند سازمان یا چهره سیاسی، بهخودیخود ائتلافی کارآمد نمیسازد. آنچه یک ائتلاف را قادر میسازد در جامعه اثرگذار باشد و فراخوانهایش نتیجه بدهد، این است که:
- ارتباط ارگانیک با جامعه داشته باشد — نه ارتباطی صرفاً نمادین یا رسانهای، بلکه پیوندی که از دل فعالیت مستمر، اعتمادسازی تاریخی و حضور واقعی در بطن جامعه شکل گرفته باشد؛ همانگونه که احزاب کوردستان از رهگذر دههها فعالیت این پیوند را حفظ کردهاند.
- نماینده لایههای مختلف اجتماعی باشد — یک ائتلاف که تنها بخشی از طیف اجتماعی (مثلاً فقط نخبگان سیاسی، یا فقط یک قشر اقتصادی خاص) را پوشش دهد، توان بسیج محدودی خواهد داشت. موفقیت اعتصاب کوردستان مرهون آن است که فراخوان همزمان کسبه و بازاریان، خانواده زندانیان سیاسی، فعالان مدنی و اقشار مختلف را در بر گرفت.
- تنوع در عین وحدت را مدیریت کند — سازمانهای عضو یک ائتلاف مؤثر باید بتوانند تفاوتهای ایدئولوژیک یا راهبردی خود را در چارچوبی مشترک مدیریت کنند، بدون آنکه این تفاوتها به فلجشدن تصمیمگیری یا کاهش اعتبار میدانی ائتلاف بینجامد.
به بیان دیگر، تجربه احزاب کوردستان الگویی است که نشان میدهد نمایندگی واقعی جامعه، پیششرط اثرگذاری سیاسی است، و هر ائتلاف تازهتأسیس یا گستردهتر در صورتی میتواند از این تجربه بیاموزد که بتواند مشابه همین سطح از پیوند ارگانیک با پایگاه اجتماعی خود را بازتولید کند.
۵. جمعبندی
اعتصاب ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ در کوردستان، فراتر از یک کنش اعتراضی مقطعی، نشانهای روشن از تداوم سرمایه اجتماعی و نفوذ ارگانیک احزاب کوردستان ایران در جامعه است. چالش پیش رو برای این احزاب، تبدیل این سرمایه به دستاوردهای سیاسی ملموستر است: تقویت جایگاه لابیگری در سطح منطقهای و بینالمللی، و افزایش نقش در تصمیمسازیهای راهبردی اپوزیسیون و ائتلافهای آینده. در سطحی کلیتر نیز، این تجربه یادآور این اصل است که ائتلافهای سیاسی تنها در صورتی میتوانند در جامعه اثرگذار باشند که پیوندی ارگانیک با لایههای مختلف اجتماعی داشته و نماینده واقعی آنها باشند.
