خانهژن، ژیان، ئازادیفریبا محمدی: کوردستان نمی‌خواهد پس از تغییر جمهوری اسلامی دوباره از قدرت...

فریبا محمدی: کوردستان نمی‌خواهد پس از تغییر جمهوری اسلامی دوباره از قدرت کنار گذاشته شود

فریبا محمدی، جانشین دبیرکل کومەلە زحمتکشان کوردستان، در کنفرانس «از جنبش ژینا تا فردایی آزاد» در اسلو، با تشریح تحولات چهار دهه گذشته در کوردستان و ایران، تأکید کرد که سقوط جمهوری اسلامی به‌تنهایی نمی‌تواند تضمین‌کننده دموکراسی و ثبات در ایران آینده باشد و مسئله حق تعیین سرنوشت، مشارکت سیاسی و سهم ملت‌ها در قدرت باید از هم‌اکنون در مرکز بحث درباره آینده ایران قرار گیرد.

محمدی سخنان خود را با اشاره به تحولات چند دهه اخیر خاورمیانه آغاز کرد و گفت منطقه در سال‌های گذشته شاهد تغییرات بزرگی بوده است؛ از سقوط صدام حسین در عراق تا فروپاشی حکومت بشار اسد در سوریه. به گفته او، هر دو حکومت از ساختارهای بعثی و اقتدارگرا برخوردار بودند و تجربه این کشورها نشان داد که سقوط یک دیکتاتور الزاماً به معنای برقراری دموکراسی، ثبات و همزیستی مسالمت‌آمیز میان ملت‌ها و گروه‌های مختلف نیست.

او با اشاره به وضعیت جمهوری اسلامی افزود که حتی جنگ اخیر میان جمهوری اسلامی و اسرائیل و آمریکا، با وجود تلفات و خسارت‌های گسترده، نتوانست به سقوط جمهوری اسلامی منجر شود. از نگاه محمدی، این تجربه نشان می‌دهد که صرفاً حذف یک دیکتاتور یا فروپاشی یک نظام سیاسی، برای ساختن یک جامعه دموکراتیک کافی نیست.

ساختار سرکوب؛ میراث ۴۷ ساله جمهوری اسلامی

محمدی در ادامه به ساختارهای سرکوب جمهوری اسلامی پرداخت و گفت این حکومت طی ۴۷ سال گذشته مجموعه‌ای از نهادها و سازوکارهای امنیتی و سیاسی را برای کنترل و سرکوب جامعه ایجاد کرده است؛ ساختاری که حتی در شرایط جنگ و بحران‌های منطقه‌ای نیز همچنان پابرجا مانده است.

او به‌طور ویژه به وضعیت کوردستان اشاره کرد و ادامه اعدام‌ها، بازداشت‌ها و سرکوب مردم را نشانه استمرار سیاست‌های امنیتی جمهوری اسلامی دانست.

به گفته محمدی، بحران اقتصادی نیز تنها پیامد جنگ و تحریم نیست، بلکه سیاست‌های اقتصادی جمهوری اسلامی، از جمله فساد، رانت و ناکارآمدی، طی سال‌های گذشته فشار فزاینده‌ای بر زندگی مردم وارد کرده است.

جنبش کوردستان؛ ۴۷ سال مقاومت و حضور در میدان

جانشین دبیرکل کومەلە زحمتکشان کوردستان در بخش دیگری از سخنان خود، جنبش رهایی‌بخش کوردستان را جنبشی با ویژگی‌های تاریخی و سیاسی منحصربه‌فرد توصیف کرد.

او وجود احزاب سیاسی و شکل‌گیری یک فرهنگ سیاسی ریشه‌دار در کوردستان را از عوامل مهم استمرار این جنبش دانست و گفت مردم کوردستان از ابتدای شکل‌گیری جمهوری اسلامی با یک «نه» بزرگ در برابر آن ایستاده‌اند.

به گفته محمدی، جنبش کوردستان با وجود فراز و نشیب‌ها و فشارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، هیچ‌گاه از میدان خارج نشده و همچنان یک جنبش فعال و حاضر در صحنه باقی مانده است.

او در عین حال تأکید کرد که این موضوع به معنای نادیده گرفتن انتقادها از احزاب سیاسی نیست، اما ارتباط میان جامعه و احزاب کوردستان همچنان گسسته نشده است.

اعتصاب عمومی؛ نمایش دوباره اراده سیاسی مردم کوردستان

محمدی چهارمین سالگرد انقلاب ژینا و اعتصاب عمومی اخیر در کوردستان را نمونه‌ای از استمرار این ارتباط دانست.

او گفت به دنبال فراخوان ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان، بار دیگر اعتصاب عمومی در شهرهای مختلف کوردستان شکل گرفت؛ اعتصابی که به گفته او، با وجود فشارهای امنیتی و شرایط دشوار حاکم بر کوردستان و ایران، نشان داد مردم کوردستان همچنان اراده سیاسی و اجتماعی خود را حفظ کرده‌اند.

او این اعتصاب را نشانه‌ای از آن دانست که اراده مردم کوردستان در بزنگاه‌های مهم همچنان قابلیت حضور و سازمان‌یافتگی دارد و ارتباط میان جامعه و احزاب سیاسی نیز همچنان پابرجاست.

با این حال، محمدی تأکید کرد که این حضور سیاسی و مدنی برای مردم هزینه دارد.

او با اشاره به بازداشت و آزار و اذیت شهروندان در روزهای پس از اعتصاب گفت مردم کوردستان در قبال فعالیت و مقاومت سیاسی خود هزینه می‌پردازند و سرکوب و بازداشت فعالان نشان می‌دهد که حکومت همچنان تلاش می‌کند این اراده اجتماعی را مهار کند.

جنبش کوردستان فراتر از احزاب سیاسی

محمدی در ادامه تأکید کرد که جنبش کوردستان را نباید صرفاً به احزاب سیاسی محدود کرد.

به گفته او، در کنار احزاب، طی سال‌های گذشته مجموعه‌ای از جنبش‌های اجتماعی و مدنی نیز در کوردستان شکل گرفته‌اند؛ از جنبش زنان و دانشجویان گرفته تا فعالیت‌های زیست‌محیطی و دیگر حرکت‌های اجتماعی.

او این مجموعه را بخشی از سرمایه اجتماعی و سیاسی کوردستان دانست و تأکید کرد که استمرار فعالیت این جریان‌ها نشان‌دهنده عمق اجتماعی جنبش کوردستان است.

انقلاب ژینا؛ گسست از گفتمان‌های پیشین

محمدی در بخش دیگری از سخنان خود به انقلاب ژینا پرداخت و گفت این انقلاب را نمی‌توان رویدادی ناگهانی و بدون پیشینه تاریخی دانست؛ بلکه این جنبش در بستری تاریخی و سیاسی شکل گرفت که بخش مهمی از آن به تجربه مبارزاتی کوردستان بازمی‌گردد.

او شعار «ژن، ژیان، ئازادی» را یکی از مهم‌ترین عناصر این تحول دانست و گفت انقلاب ژینا توانست در سطح ایران از چند گفتمان مسلط فاصله بگیرد؛ از جمله گفتمان مذهبی، گفتمان مردسالارانه و گفتمان اصلاح‌طلبانه.

به گفته محمدی، این جنبش توانست جنبش‌های سیاسی و اجتماعی ایران را وارد مرحله‌ای جدید کند و نوعی همصدایی ایجاد کند که بازتاب آن از مرزهای ایران نیز فراتر رفت.

آینده ایران؛ مسئله‌ای فراتر از سقوط جمهوری اسلامی

بخش مهم دیگری از سخنان محمدی به آینده ایران پس از جمهوری اسلامی اختصاص داشت.

او تأکید کرد که مسئله اصلی تنها چگونگی سقوط جمهوری اسلامی نیست، بلکه باید از هم‌اکنون درباره ساختار سیاسی ایران پس از آن و نحوه توزیع قدرت میان ملت‌ها و نیروهای سیاسی مختلف بحث شود.

محمدی با اشاره به تجربه عراق و سوریه گفت تحولات منطقه نشان داده‌اند که پایان یک دیکتاتوری بدون ایجاد یک نظم سیاسی عادلانه و دموکراتیک، الزاماً به آزادی و ثبات منجر نمی‌شود.

از این منظر، او نقش ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان را مهم دانست و بر ضرورت تدوین یک چشم‌انداز سیاسی روشن برای آینده تأکید کرد.

حق تعیین سرنوشت؛ محور اصلی آینده سیاسی کوردستان

محمدی در بخش محوری سخنان خود، حق تعیین سرنوشت مردم کوردستان را یکی از مسائل اساسی آینده ایران دانست.

او تأکید کرد که مسئله حقوق ملی کوردها نباید به آینده و پس از تغییر حکومت موکول شود، بلکه باید از همین امروز درباره آن به‌صورت شفاف و روشن گفت‌وگو کرد.

به گفته محمدی، مردم کوردستان باید حق داشته باشند درباره آینده سیاسی خود تصمیم بگیرند و اراده سیاسی آنان باید در ساختار سیاسی آینده ایران به رسمیت شناخته شود.

او تأکید کرد که حق تعیین سرنوشت صرفاً به رسمیت شناختن هویت فرهنگی یا زبانی نیست؛ بلکه باید شامل حق مشارکت سیاسی، نقش‌آفرینی در ساختار قدرت و تعیین جایگاه سیاسی مردم کوردستان در آینده ایران نیز باشد.

مشارکت سیاسی؛ از حضور نمادین تا مشارکت در قدرت

محمدی در ادامه بر تفاوت میان «حضور سیاسی» و «مشارکت واقعی در قدرت» تأکید کرد.

از دیدگاه او، مردم کوردستان نباید تنها در زمان مبارزه و اعتراض به‌عنوان یک نیروی سیاسی مهم دیده شوند و پس از تغییر حکومت بار دیگر از روند تصمیم‌گیری کنار گذاشته شوند.

او تصریح کرد که اگر قرار است آینده ایران دموکراتیک باشد، مشارکت ملت‌ها در قدرت باید واقعی، تضمین‌شده و مبتنی بر اراده سیاسی آنان باشد.

در این چارچوب، محمدی مسئله کوردستان را صرفاً مسئله‌ای فرهنگی یا هویتی ندانست، بلکه آن را مسئله‌ای سیاسی مرتبط با حق تعیین سرنوشت، مشارکت در قدرت و تعیین آینده سیاسی مردم کوردستان عنوان کرد.

نقد استفاده سیاسی از مفهوم تمامیت ارضی

محمدی همچنین از آنچه استفاده ابزاری از مفهوم «تمامیت ارضی» برای نادیده گرفتن حقوق ملت‌ها خواند، انتقاد کرد.

به گفته او، تمامیت ارضی در روابط بین‌الملل عمدتاً به دفاع از مرزهای یک کشور در برابر تجاوز و مداخله خارجی مربوط است؛ اما اگر این مفهوم در داخل کشور به ابزاری برای تعریف یک ملت به‌عنوان «ملت اصلی» و سایر ملت‌ها به‌عنوان «دیگری» تبدیل شود، عملاً به انکار مسئله ملی منجر خواهد شد.

او تأکید کرد که کوردها، بلوچ‌ها، عرب‌ها و ترک‌ها نباید در ساختار سیاسی آینده ایران به‌عنوان «دیگری» تعریف شوند.

محمدی همچنین نسبت به تقلیل مسئله ملی به یک مسئله صرفاً قومی یا اتنیکی هشدار داد و گفت چنین رویکردی می‌تواند به تضعیف خواست و اراده سیاسی ملت‌هایی منجر شود که برای حقوق خود مبارزه می‌کنند.

تجربه روژئاوا و مسئله قدرت سیاسی

محمدی برای توضیح اهمیت مشارکت در قدرت، به تجربه روژئاوا اشاره کرد.

او گفت تجربه روژئاوا نشان داده است که حتی پس از سال‌ها مبارزه، فداکاری و پرداخت هزینه‌های سنگین، زمانی که مسئله تبدیل این دستاوردها به قدرت و اراده سیاسی مطرح می‌شود، چالش‌های اصلی آغاز می‌شوند.

از نگاه او، همین تجربه نشان می‌دهد که جنبش کوردستان در ایران باید از هم‌اکنون درباره جایگاه سیاسی خود در آینده بیندیشد و اجازه ندهد پس از تغییر نظام، بار دیگر اراده سیاسی مردم کوردستان نادیده گرفته شود.

از انقلاب ژینا تا فردایی آزاد

محمدی در پایان سخنان خود تأکید کرد که ایران امروز هنوز با نبود یک آلترناتیو سیاسی قدرتمند و مورد توافق در سطح سراسری مواجه است و میان نیروها و ملت‌های مختلف نیز هنوز آن سطح از همصدایی که برای آینده ضروری است، شکل نگرفته است.

او در این شرایط، حفظ و تقویت ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان را مهم دانست و گفت کوردستان از سرمایه‌ای سیاسی برخوردار است که حاصل دهه‌ها مبارزه، فعالیت احزاب، شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی و حضور مستمر مردم در میدان است.

بر اساس دیدگاه مطرح‌شده از سوی محمدی، آینده ایران نباید تنها با معیار «پایان جمهوری اسلامی» سنجیده شود؛ بلکه مسئله اصلی این است که پس از جمهوری اسلامی چه نوع ساختار سیاسی شکل خواهد گرفت، ملت‌های مختلف چه جایگاهی در آن خواهند داشت و آیا مردم کوردستان واقعاً در تعیین سرنوشت و ساختار قدرت سیاسی آینده مشارکت خواهند داشت یا خیر.

از این منظر، به گفته او، انقلاب ژینا می‌تواند نه فقط نقطه‌ای در تاریخ اعتراضات ایران، بلکه نقطه آغاز بحثی گسترده‌تر درباره آینده سیاسی ایران و جایگاه ملت‌های آن باشد؛ بحثی که در آن حق تعیین سرنوشت، مشارکت سیاسی و مشارکت واقعی در قدرت به بخش جدایی‌ناپذیر هر طرحی برای آینده ایران تبدیل شود.

مقالات دیگر