خانهUncategorizedدو تصویر از یک شهر: ماراتن تهران، رزمایش جانفدا و شکاف میان...

دو تصویر از یک شهر: ماراتن تهران، رزمایش جانفدا و شکاف میان روایت حکومت و واقعیت جامعه

صبح یک روز جمعه در تهران، دو صحنه به‌طور هم‌زمان در دو نقطه از شهر در جریان بود که هرکدام روایتی کاملاً متضاد از جامعه ایران به نمایش می‌گذاشتند. در بوستان ولایت، مسابقه دوی ۱۰ کیلومتری با حضور هزاران زن و مرد برگزار شد؛ رویدادی که در بخش زنان از ساعت ۵:۳۰ صبح آغاز شد و تصاویر منتشرشده از آن، شمار زیادی از زنان را بدون روسری و با پوشش معمول ورزشی نشان می‌داد. در همان ساعات، در نقطه‌ای دیگر از تهران، رزمایش حکومتی موسوم به «جانفدا» با حضور هزاران نیروی سازمان‌یافته برای نمایش «دفاع همه‌جانبه» برگزار می‌شد.

این هم‌زمانی تصادفی نبود که توجه رسانه‌ها و کاربران شبکه‌های اجتماعی را جلب کرد، بلکه دقیقاً برعکس، تجسم عینی یک شکاف عمیق‌تر بود: شکاف میان روایتی که حکومت جمهوری اسلامی تلاش می‌کند در سطح رسمی و تبلیغاتی بر جامعه تحمیل کند، و واقعیت ملموس و روزمره‌ای که در خیابان‌ها، پارک‌ها و میدان‌های ورزشی ایران در حال شکل‌گیری است.

صحنه اول: ماراتن بوستان ولایت

مسابقه دوی ۱۰ کیلومتری تهران، دومین دوره از این رویداد بود که با همکاری هیأت دوومیدانی استان تهران برگزار شد. بر اساس گزارش‌ها، پیش از آغاز مسابقه از شرکت‌کنندگان تعهد کتبی برای رعایت حجاب و «شئونات اسلامی» گرفته شده بود و برای حاضران روسری نیز در نظر گرفته شده بود.

با وجود این تمهیدات رسمی، تصاویر منتشرشده از مسابقه، واقعیتی متفاوت را نشان داد: شمار زیادی از زنان شرکت‌کننده بدون روسری و با لباس‌های ورزشی معمول، از جمله بلوز و شلوار، در مسیر مسابقه دویدند. این تصاویر به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد و به موضوع داغ رسانه‌ها و کاربران فضای مجازی در ایران و خارج از کشور تبدیل شد.

واکنش نهادهای حکومتی نیز دیر نپایید؛ دادستانی تهران در پی انتشار این تصاویر اعلام جرم کرد و تشکیل پرونده داد. این واکنش، خود گواهی بر جدی گرفتن این «تخلف» از سوی نهادهای امنیتی و قضایی حکومت است — واکنشی که نشان می‌دهد حکومت پدیده‌ای به این ظاهر کوچک را به‌مثابه تهدیدی نمادین علیه اقتدار خود می‌بیند.

این اتفاق، تکرار الگویی آشناست. پیش‌تر نیز حضور زنان بدون حجاب اجباری در ماراتن کیش با واکنش تند مقام‌های سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی — از جمله رئیس‌جمهور وقت — روبه‌رو شده بود و دادستان کیش برای برگزارکنندگان آن رویداد پرونده قضایی تشکیل داده و دو نفر از عوامل اصلی بازداشت شدند. همچنین مسابقه نیمه‌ماراتن «ماهان‌ران» که قرار بود در کرمان برگزار شود، به دلیل اعتراض حوزه علمیه این استان به دویدن مشترک زنان و مردان، لغو شد.

صحنه دوم: رزمایش (جانفدا)

در همان ساعاتی که ماراتن بوستان ولایت در جریان بود، حکومت جمهوری اسلامی رزمایش «جان‌فدایان» را در تهران برگزار کرد؛ رژه‌ای با حضور نیروهای سازمان‌یافته که در چارچوب گفتمان رسمی «دفاع همه‌جانبه» و بسیج توده‌ای طراحی شده بود. این رزمایش در ادامه سیاست حکومت برای نمایش قدرت و بسیج نمادین جمعیت، به‌ویژه در بستر تنش‌های امنیتی و نظامی منطقه‌ای، صورت گرفت.

شکاف میان روایت رسمی و واقعیت اجتماعی

هم‌زمانی این دو رویداد، تصویری گویا از دوگانگی عمیقی است که جامعه ایران امروز با آن دست‌به‌گریبان است:

۱. روایت حکومت تلاش می‌کند جامعه‌ای یکدست، بسیج‌شده و پایبند به ارزش‌های ایدئولوژیک رسمی را به نمایش بگذارد — جامعه‌ای که در رزمایش‌ها گرد می‌آید، حجاب اجباری را می‌پذیرد و از آرمان‌های نظام دفاع می‌کند.

۲. واقعیت عینی جامعه، به‌ویژه پس از انقلاب «ژن، ژیان، ئازادی» که از پاییز ۱۴۰۱ (۲۰۲۲) جامعه ایران را متحول کرد، تصویری کاملاً متفاوت را نشان می‌دهد. حضور گسترده و علنی زنان بدون حجاب اجباری در فضاهای عمومی — از خیابان‌ها و پاساژها گرفته تا رویدادهای ورزشی رسمی مانند ماراتن‌های کیش و تهران — نشانه‌ای از تغییری بنیادین در هنجارهای اجتماعی است که دیگر با اراده و تبلیغات حکومتی همسو نیست.

این فاصله میان روایت رسمی و واقعیت زیسته، اکنون به‌قدری عمیق شده که هر تلاش حکومت برای بازتولید تصویر «جامعه ایدئولوژیک» — از طریق رزمایش، تعهدنامه‌های اجباری، یا حضور مأموران گشت ارشاد — با واقعیتی مقابل می‌شود که در همان لحظه و همان شهر، در حال رخ دادن است. تعهدنامه کتبی که از دوندگان ماراتن گرفته شد و روسری‌هایی که در اختیارشان گذاشته شد، نمادی از تلاش نهادهای رسمی برای حفظ ظاهر روایت مطلوب حکومت بود؛ اما تصاویری که در نهایت منتشر شد، نشان داد این تلاش‌ها دیگر کارآمدی گذشته را ندارند.

پرسش مشروعیت

آنچه این دو رویداد هم‌زمان بیش از هر چیز آشکار می‌کند، این است که حکومت جمهوری اسلامی دیگر نمی‌تواند ادعا کند روایت رسمی‌اش بازتاب‌دهنده خواست یا هویت اکثریت جامعه ایران است. انقلاب «ژن، ژیان، ئازادی» مرزی را در آگاهی اجتماعی ترسیم کرد که پس از آن، حجاب اجباری — به‌عنوان یکی از ستون‌های نمادین ایدئولوژی حکومتی — دیگر نه یک هنجار پذیرفته‌شده، بلکه محل نزاع دائمی میان اراده حکومت و کنش روزمره شهروندان است.

در چنین وضعیتی، آنچه حکومت را در جایگاه خود نگه داشته، دیگر پذیرش یا مشروعیت اجتماعی نیست، بلکه دستگاه گسترده سرکوب است: از حضور نیروهای گشت ارشاد و پرونده‌سازی قضایی گرفته تا بازداشت برگزارکنندگان رویدادهایی مانند ماراتن کیش. ترسی که این دستگاه سرکوب در میان بخشی از جامعه ایجاد کرده، عامل اصلی تداوم ظاهری اقتدار حکومت است — نه باور یا همراهی مردم با روایت رسمی آن.

نتیجه‌گیری

تصویر هم‌زمان دویدن آزادانه زنان در بوستان ولایت و رژه سازمان‌یافته نیروهای جان‌فدا در نقطه‌ای دیگر از تهران، بیش از یک تناقض بصری ساده است؛ این صحنه، فشرده‌ای از وضعیت کنونی ایران است: جامعه‌ای که در عمل، مسیر خود را جدا از روایت ایدئولوژیک حکومت طی می‌کند، و حکومتی که با وجود از دست دادن مشروعیت اجتماعی گسترده، همچنان با تکیه بر ابزارهای سرکوب و کنترل قضایی-امنیتی سعی در حفظ نمای بیرونی قدرت خود دارد. تا زمانی که این ابزارهای سرکوب پابرجاست، شکاف میان این دو روایت — روایت رسمی حکومت و واقعیت زیسته جامعه — همچنان به‌طور علنی و در همان خیابان‌های یک شهر، قابل مشاهده خواهد بود.

مقالات دیگر