خانهبین‌الملل و کوردستانجنگ‌طلبی در سایه بحران؛ چرا جمهوری اسلامی به دنبال دور تازه‌ای از...

جنگ‌طلبی در سایه بحران؛ چرا جمهوری اسلامی به دنبال دور تازه‌ای از درگیری است؟

روزنامه وال‌استریت ژورنال گزارش داد جمهوری اسلامی طرح پیشنهادی عمان برای تقسیم مساوی کنترل تنگه هرمز را رد کرده است؛ نشانه‌ای تازه از این‌که حکومت ایران، حتی در اوج فشار اقتصادی و محاصره دریایی، حاضر به عقب‌نشینی از مواضع حداکثری خود نیست.

به نوشته این روزنامه، کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر خارجه جمهوری اسلامی، گفته است تهران تنها در صورتی وارد مرحله بعدی مذاکرات با آمریکا خواهد شد که کنترل بخش عمده تنگه هرمز به ایران واگذار شود. او مدعی شد طرح عمان «نگرانی‌های امنیتی ایران را رفع نمی‌کند» — در حالی که به گفته میانجی‌ها، همین زیاده‌خواهی است که مسیر یک آتش‌بس پایدار را مسدود کرده است.

بر اساس گزارش رویترز، عمان با پشتیبانی کشورهای حوزه خلیج فارس طرحی برای مدیریت مشترک تنگه هرمز ارائه کرده بود که بر اساس آن کنترل این آبراه به‌طور مساوی (۵۰-۵۰) میان ایران و عمان تقسیم می‌شد و هزینه خدمات دریانوردی نیز به‌صورت داوطلبانه دریافت می‌شد؛ طرحی مشابه الگوی تنگه مالاکا که سال‌هاست بدون بحران اجرا می‌شود. جمهوری اسلامی حتی این راه‌حل میانه را هم نپذیرفت. به گفته یک مقام ایرانی به رویترز، تهران این طرح را «فاقد شانس موفقیت» می‌داند، زیرا می‌خواهد مسیر ورودی کشتی‌ها به‌طور کامل تحت کنترل ایران باشد و تنها بخشی از مسیر خروجی به عمان واگذار شود — درخواستی که عملاً به معنای در اختیار گرفتن یکی از حیاتی‌ترین آبراه‌های انرژی جهان توسط یک حکومت در حال جنگ است.

ترامپ: «حسابی نابودشان می‌کنیم»

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز درباره حملات اخیر جمهوری اسلامی به اردن هشدار داد: «حسابی نابودشان خواهیم کرد. ضربات سختی به آنها خواهیم زد و به‌شدت تنبیه خواهند شد.»

ترامپ همچنین درباره حملات هوایی مشترک آمریکا و عربستان سعودی به شبه‌نظامیان وابسته به جمهوری اسلامی در عراق گفت این عملیات با هماهنگی دولت عراق انجام شده است. او این گروه‌ها را «سرطانی برای جهان» توصیف کرد و از بررسی صدور هشدارهای بیشتر علیه شبکه نیابتی ایران خبر داد.

او همچنین گفت اکنون موضع بنیامین نتانیاهو درباره جمهوری اسلامی را بهتر درک می‌کند، و در پاسخ به پرسشی درباره ادامه مذاکرات با تهران گفت: «اجازه می‌دهیم به گفت‌وگوهایشان ادامه دهند.» در جای دیگری از این مصاحبه، ترامپ هشدار داد اگر سران جمهوری اسلامی برای پایان جنگ به توافق نرسند، آمریکا «کار را تمام خواهد کرد» — و افزود در آن صورت میلیون‌ها ایرانی برای گذران زندگی با دشواری روبه‌رو خواهند شد؛ هشداری که بار دیگر نشان می‌داد بهای اصلی لجاجت حکومت را، نه سران آن، بلکه مردم عادی خواهند پرداخت.

چرا حکومت در اوج بحران، به اردن حمله کرد؟

پرسشی که این روزها میان تحلیلگران مطرح است این است: چرا جمهوری اسلامی درست در لحظه‌ای که آرامشی نسبی برقرار شده بود، به اردن موشک شلیک کرد؟

ارزیابی غالب این است که تهران به این جمع‌بندی رسیده که ادامه وضع موجود دیگر برایش قابل تحمل نیست. در حالی که حکومت ایران زیر فشار سنگین اقتصادی و محاصره دریایی قرار دارد، آمریکا از کاهش چشمگیر قیمت نفت سود می‌برد. از نگاه تهران، اگر راهبرد واشینگتن تداوم نامحدود وضعیت «نه جنگ، نه صلح» باشد، حکومت به‌تدریج فرسوده خواهد شد، در حالی که آمریکا از مزایای یک آتش‌بس اعلام‌نشده بهره می‌برد. به همین دلیل، از منظر جمهوری اسلامی، این وضعیت باید به‌هم بخورد — حتی اگر بهای آن گسترش جنگ و تحمیل رنج بیشتر به مردم ایران باشد.

هم‌زمان، به نظر می‌رسد تصمیم‌گیران حکومت بر این باورند که آمریکا نه تمایل و نه ظرفیت لازم برای ورود به یک جنگ طولانی و گسترده را دارد؛ توقف ناگهانی و یک‌جانبه حملات آمریکا پس از دو هفته عملیات سنگین، احتمالاً همین برداشت را در تهران تقویت کرده است. بر این اساس، در محاسبه حکومت، از سرگیری حملات ریسک محدودی برای کشیده‌شدن به جنگی تمام‌عیار دارد، اما پیام مهم‌تری می‌رساند: این‌که آمریکا به‌تنهایی نمی‌تواند ریتم جنگ را تعیین کند.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، دقیقاً همین پیام را تکرار کرد: «ما هرگز اجازه نخواهیم داد که ایالات متحده زمان جنگ و صلح را تعیین کند.» جمله‌ای که بیش از آن‌که نشانه قدرت باشد، نشان‌دهنده حکومتی است که برای اثبات عاملیت خود، حاضر است کشور را به میدان مجازات‌های تازه بکشاند.

دیدار ترامپ و نتانیاهو؛ محور مشترک، ایران

نخست‌وزیر اسرائیل سه‌شنبه ۲۸ ژوئیه، پس از دیداری که کاخ سفید آن را «بسیار مثبت و سازنده» توصیف کرد، کاخ سفید را ترک کرد. یک مقام اسرائیلی مطلع از جزئیات این دیدار گفت هر دو طرف بر هدف مشترک خود — که «ایران تحت هیچ شرایطی نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد» — تأکید کرده‌اند و درباره تقویت بی‌سابقه همکاری اسرائیل و آمریکا گفت‌وگو کرده‌اند.

به گفته ترامپ، محور اصلی این دیدار ایران بود و نتانیاهو تلاش می‌کرد آمریکا را متقاعد کند از ادامه فشار نظامی بر ایران روی برنگرداند. طبق گزارش رسانه‌های اسرائیلی، در حالی که تل‌آویو خواهان تداوم جنگ است، تمرکز اخیر ترامپ بیشتر بر یک راهکار دیپلماتیک بوده، هرچند نتانیاهو همچنان بر هدف سرنگونی حکومت ایران پافشاری می‌کند.

پیش‌تر، یسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، در گفت‌وگو با کانال ۱۴ گفته بود آمریکا به دلایل اقتصادی و ملاحظات مربوط به بازار انرژی، مانع از حمله اسرائیل به زیرساخت‌های انرژی ایران شده است: «ما بسیار مایلیم اهداف انرژی ایران را هدف قرار دهیم، اما آمریکا در حال حاضر با این موضوع مخالف است.» به گفته او، واشینگتن نگران است چنین حملاتی موجب اقدامات تلافی‌جویانه ایران علیه همسایگان و بروز یک بحران جهانی نفت شود. کاتس همچنین تأیید کرد جنگنده‌های آمریکایی از خاک اسرائیل برای انجام عملیات علیه ایران استفاده می‌کنند و گفت: «ایرانی‌ها همه کشورهای منطقه را زیر آتش گرفته‌اند به‌جز اسرائیل.»

حکومتی که آگاهانه به استقبال جنگ می‌رود

مجموعه تحولات ۲۴ ساعت اخیر تصویری روشن از راهبرد حکومت ترسیم می‌کند: در همین بازه کوتاه، جمهوری اسلامی سه پیام هم‌زمان فرستاده که هرکدام نشان می‌دهد تهران آماده استقبال از دور تازه‌ای از جنگ است، نه پرهیز از آن.

نخست، موشک‌باران پایگاه‌های آمریکایی در اردن، که به گفته مقام‌های آمریکایی هر پنج موشک شلیک‌شده رهگیری و خنثی شدند. دوم، به گزارش خبرگزاری مهر، حمله به چند نفتکش در تنگه هرمز هم‌زمان با اظهارات غریب‌آبادی مبنی بر این‌که تهران دیگر نمی‌خواهد به «نظم ۶۰ ساله گذشته» در تنگه هرمز پایبند بماند. سوم، اعتراض وزارت خارجه به روند خلع سلاح حزب‌الله توسط کمیته سه‌جانبه آمریکا-لبنان-اسرائیل، که آن را نقض یک تفاهم قبلی خواند — موضعی که می‌تواند زمینه‌ساز فعال‌سازی دوباره این بازوی نظامی در لبنان باشد.

این تحرکات نظامی و دیپلماتیک، هم‌زمان با گسترش اعدام‌ها در داخل کشور و تشدید فضای امنیتی، بخشی از یک الگوی آشنا از سوی حکومت است: در لحظه بحران، به‌جای پاسخ‌گویی و عقب‌نشینی، هم سرکوب داخلی تشدید می‌شود و هم ماجراجویی نظامی در منطقه. بر پایه گزارش رویترز، ایران در آینده نزدیک نخستین محموله از میان تا ۴۰۰ سامانه پدافندی قابل‌حمل ساخت چین (MANPADS) را دریافت خواهد کرد — قراردادی به ارزش ۶۰ تا ۷۰ میلیون دلار که نشان می‌دهد حکومت، به‌جای هزینه‌کردن منابع محدود کشور برای رفاه مردم، آن را صرف بازسازی توان نظامی‌ای می‌کند که همین چند ماه پیش در جنگ با آمریکا و اسرائیل به‌شدت آسیب دیده بود. در کنار این خبر، گزارش‌ها از تلاش حکومت برای دسترسی دوباره به سایت‌های هسته‌ای، بازگشایی «شهرهای موشکی» و از سرگیری فعالیت در تأسیسات کوه کلنگ، و نیز حمله مشترک آمریکا و عربستان به حشد شعبی در عراق، همگی این جمع‌بندی را در تهران تقویت کرده که دور تازه‌ای از درگیری اجتناب‌ناپذیر است — و حکومت ترجیح می‌دهد پیش از آن‌که نوبت به او برسد، خود پیش‌دستی کند.

در پس این محاسبات، ضرورتی که مقام‌های حکومتی به‌کرات از آن سخن گفته‌اند نیز نقش دارد: شکستن محاصره دریایی. به نظر می‌رسد حکومت پیش از بسته‌شدن بازارهای جهانی، با افزایش دادن قیمت نفت، تلاش می‌کند از طریق فشار بر بازار بر ترامپ فشار وارد کند تا امتیاز پایان محاصره دریایی را بگیرد. آن‌طور که گزارش‌ها نشان می‌دهد، تا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، ترجیح ترامپ فشار حداکثری تحریمی به‌جای بمباران گسترده است؛ در مقابل، مقام‌های جمهوری اسلامی بر این باورند که آمریکا به‌زودی به کوه کلنگ حمله خواهد کرد و محاصره ادامه می‌یابد، و در صورت تداوم این وضعیت، احتمال از سرگیری اعتراضات داخلی بالا می‌رود — دقیقاً همان چیزی که حکومت از آن بیش از هر تهدید خارجی هراس دارد.

از این‌رو، مقام‌های جمهوری اسلامی معتقدند باید اهرم تعیین زمان جنگ یا آتش‌بس را از دست آمریکا خارج کنند و خود «عاملیت» را در دست بگیرند. بر پایه ارزیابی‌های منطقه‌ای، به نظر می‌رسد آمریکا نوعی تقسیم‌کار غیررسمی با متحدانش انجام داده است: در لبنان تلاش برای واردکردن احمد الشرع به رویارویی با حزب‌الله در صورت آغاز حملات از سوی این گروه؛ در عراق ایفای نقش نیابتی توسط عربستان سعودی؛ درگیری امارات و شماری از کشورهای دیگر با حوثی‌ها؛ و در نهایت رویارویی مستقیم آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی. اگر این پیش‌بینی درست باشد، باید در روزهای آینده شاهد اجرای عملی این تقسیم‌کار در سراسر منطقه باشیم

مقالات دیگر