خانهبین‌الملل و کوردستاناز حملات مشترک آمریکا و عربستان به حشد شعبی تا شکاف‌های تازه...

از حملات مشترک آمریکا و عربستان به حشد شعبی تا شکاف‌های تازه در «محور مقاومت»

هیمن بایزیدپور

تنها چند هفته پس از پایان جنگ ایران و آمریکا، جمهوری اسلامی به‌جای بازسازی، با جبهه‌ای تازه روبه‌رو شده است: عراق. حملات بامداد چهارشنبه آمریکا و عربستان سعودی به مواضع گروه‌های وابسته به سپاه پاسداران در عراق را نمی‌توان یک رویداد نظامی مجزا دانست؛ این حمله تصویری روشن از وضعیتی است که بسیاری از تحلیلگران آن را «عقب‌نشینی اجباری» نفوذ تهران در جهان عرب می‌خوانند.

فرماندهی مرکزی آمریکا (CENTCOM) این حملات را پاسخ به موج حملات پهپادی و موشکی علیه نیروهای آمریکایی و زیرساخت‌های انرژی عربستان اعلام کرد. حشد شعبی از کشته و زخمی‌شدن نیروهای خود خبر داد؛ گزارش‌ها از دست‌کم ۲۰ کشته و بیش از ۳۰ زخمی حکایت دارند، هرچند رسانه‌های نزدیک به حشد شعبی رقم بالاتری اعلام کرده‌اند. این آمار هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده است.

چرا این بار فرق می‌کند

آنچه این عملیات را از دورهای پیشین متمایز می‌کند، مشارکت علنی عربستان سعودی در کنار آمریکاست؛ اتفاقی که تا پیش از این حتی تصورش هم برای حامیان محور مقاومت دشوار بود. رسانه‌های بین‌المللی آن را نخستین اقدام نظامی مشترک و آشکار دو کشور علیه بازوهای نظامی تهران در عراق از آغاز جنگ اخیر توصیف کرده‌اند.

این همراهی ریاض با واشینگتن گواهی است بر روندی که تحلیلگران عرب هفته‌هاست از آن سخن می‌گویند: تهران دیگر در موضع تهاجمی برای گسترش نفوذ نیست، بلکه تلاش می‌کند آنچه از «هلال شیعی» باقی مانده را نگه دارد. این ارزیابی هنوز در حد تحلیل است، اما شواهد میدانی هر روز آن را محکم‌تر می‌کند.

ترامپ: «حسابی نابودشان می‌کنیم» — و ادعای هماهنگی با بغداد

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز با اشاره به حملات اخیر جمهوری اسلامی به اردن هشدار داد که واشینگتن پاسخ سنگینی به تهران و شبکه‌های نیابتی‌اش خواهد داد: «حسابی نابودشان خواهیم کرد. ضربات سختی به آنها خواهیم زد و به‌شدت تنبیه خواهند شد.»

نکته‌ای که می‌تواند برای جمهوری اسلامی گران تمام شود، این ادعای ترامپ است که حملات به عراق با هماهنگی و اطلاع دولت بغداد انجام شده. اگر این ادعا از سوی دولت علی الزیدی به‌طور رسمی تأیید شود، معنایش این خواهد بود که حتی دولت عراق — که تا دیروز تهران آن را حیاط‌خلوت خود می‌دانست — دیگر حاضر به پوشش دادن روی اقدامات گروه‌های نیابتی ایران نیست.

ترامپ گروه‌های مسلح وابسته به جمهوری اسلامی را «سرطانی برای جهان» خواند و از بررسی اقدامات و هشدارهای بیشتر علیه این شبکه‌ها خبر داد. او در پاسخ به پرسشی درباره بنیامین نتانیاهو گفت اکنون موضع نخست‌وزیر اسرائیل درباره جمهوری اسلامی را بهتر درک می‌کند؛ اظهاراتی که بار دیگر نشان می‌دهد فاصله میان واشینگتن و روایت رسمی تهران درباره «قدرت بازدارندگی» ایران تا چه اندازه زیاد شده است.

حتی مقتدی صدر هم دیگر پوششی برای گروه‌های نیابتی نیست

در نشانه‌ای که می‌تواند برای جمهوری اسلامی نگران‌کننده‌تر از حملات نظامی باشد، مقتدی صدر — روحانی بانفوذ شیعه عراق که همواره از منتقدان دخالت‌های تهران در عراق بوده — بیانیه‌ای صادر کرد که عملاً سپاه پاسداران و شبه‌نظامیان وابسته به آن را مخاطب قرار داد:

«از سپاه پاسداران می‌خواهم سرزمین ما را هدف حمله قرار ندهد و از گروه‌های شبه‌نظامی می‌خواهم کشورهای عربی منطقه را هدف قرار ندهند.»

صدر افزود که هرگونه هدف قرار دادن خاک عراق از سوی هر طرفی را محکوم می‌کند و «اقدامات شبه‌نظامیان افسارگسیخته را که عراق را به جنگی بی‌حاصل می‌کشانند» نکوهش کرد.

این‌که یکی از بانفوذترین چهره‌های شیعه عراق، به‌جای محکوم‌کردن آمریکا و عربستان، صراحتاً سپاه پاسداران را طرف خطاب قرار می‌دهد، نشانه‌ای است از فرسایش پایگاه اجتماعی که جمهوری اسلامی سال‌ها روی آن سرمایه‌گذاری کرده بود. حتی در میان جریان‌های شیعه عراق نیز، تصویر تهران دیگر تصویر «حامی» نیست، بلکه تصویر قدرتی است که عراق را وارد جنگ‌های دیگران می‌کند.

حشد شعبی؛ ابزاری که دارد به بار سنگینی برای تهران بدل می‌شود

حشد شعبی برای جمهوری اسلامی هرگز صرفاً یک نیروی نظامی نبوده، بلکه مهم‌ترین اهرم کنترل تهران بر تصمیم‌های سیاسی و امنیتی عراق بوده است. اما همین وابستگی گروه‌هایی مانند کتائب حزب‌الله و عصائب اهل‌الحق به سپاه پاسداران، امروز عراق را به میدان تلافی حساب‌های جمهوری اسلامی با آمریکا و عربستان تبدیل کرده — بی‌آنکه مردم عراق نقشی در این تصمیم داشته باشند. این دقیقاً همان الگویی است که جمهوری اسلامی در لبنان و سوریه هم تکرار کرده: صدور بحران داخلی خود به کشورهای همسایه، به بهای امنیت و ثبات آن ملت‌ها.

سفر علی الزیدی به واشینگتن؛ نشانه‌ای از تلاش بغداد برای رهایی از مدار تهران

حملات اخیر را نمی‌توان جدا از سفر علی الزیدی، نخست‌وزیر عراق، به واشینگتن دید. در جریان این سفر، بغداد و واشینگتن مجموعه‌ای از توافق‌های اقتصادی، انرژی، فناوری و سرمایه‌گذاری امضا کردند — توافق‌هایی که به گفته رسانه‌های عربی، هدف روشنی دارند: کاهش وابستگی اقتصادی عراق به ایران و گشایش مسیر عراق به‌سوی غرب.

یکی از محورهای اصلی این مذاکرات، پرونده گروه‌های مسلح بوده است. بر اساس گزارش‌ها، واشینگتن از دولت عراق خواسته برنامه‌ای مشخص برای بازپس‌گیری کنترل دولت بر نیروهای مسلح و محدودکردن استقلال عملیاتی گروه‌های وابسته به ایران ارائه دهد؛ خواسته‌ای که اگر اجرا شود، یکی از جدی‌ترین ضربات به شبکه نیابتی تهران در دو دهه اخیر خواهد بود.

دولت عراق زیر فشار دوگانه — اما این‌بار فشار تهران در موضع ضعف است

دولت علی الزیدی اکنون میان دو نیرو گرفتار است: از یک سو آمریکا خواهان محدودشدن نفوذ گروه‌های وابسته به جمهوری اسلامی است، از سوی دیگر احزاب نزدیک به تهران این روند را تهدیدی علیه موجودیت خود می‌دانند. اما برخلاف سال‌های گذشته که تهران در این کشمکش دست بالا را داشت، امروز جمهوری اسلامی از موضع دفاعی و رو به تحلیل سخن می‌گوید، نه از موضع گسترش نفوذ.

تحلیلگران عرب: دوران موشک و پهپاد تمام شده، نبرد واقعی در اقتصاد و نهادهاست

عبدالرحمن الراشد، تحلیلگر برجسته سعودی، در یادداشت‌های اخیر خود تأکید کرده که جمهوری اسلامی پس از جنگ دیگر در موقعیت گسترش نفوذ نیست، بلکه صرفاً می‌کوشد آنچه باقی مانده را حفظ کند. به باور او، عراق حلقه تعیین‌کننده این معادله است: اگر بغداد از وابستگی اقتصادی و امنیتی به تهران فاصله بگیرد، جمهوری اسلامی بخش مهمی از عمق راهبردی خود در جهان عرب را برای همیشه از دست خواهد داد.

چرا از دست دادن عراق برای تهران این‌قدر گران است

طی دو دهه گذشته، عراق مهم‌ترین شریک اقتصادی جمهوری اسلامی و اصلی‌ترین مسیر انتقال نفوذ به سوریه و لبنان بوده است. حضور گروه‌های وابسته به ایران در ساختار سیاسی و امنیتی عراق، ابزار اصلی تهران برای اثرگذاری بر تصمیمات بغداد بوده — اما این معادله اکنون در حال فروریختن است. اگر روند تقویت اقتدار دولت مرکزی عراق و مهار گروه‌های مسلح خارج از کنترل ادامه یابد، نفوذ جمهوری اسلامی در عراق با جدی‌ترین چالش خود از سال ۲۰۰۳ تاکنون روبه‌رو خواهد شد — بحرانی که پیامدهای آن می‌تواند تا دمشق و بیروت هم کشیده شود.

تنگه هرمز؛ آخرین برگ باقی‌مانده در دست تهران

جمهوری اسلامی همچنان تنگه هرمز را مهم‌ترین اهرم فشار خود می‌داند و پیشنهادهای منطقه‌ای برای مدیریت مشترک این آبراه را نپذیرفته است. اما بسیاری از تحلیلگران عرب بر این باورند که این اهرم، هرچند مهم، دیگر نمی‌تواند جای خالی نفوذ سیاسی از‌دست‌رفته در عراق را پر کند. به بیان ساده: تهران ممکن است هنوز بتواند خلیج را ناامن کند، اما دیگر نمی‌تواند بغداد را کنترل کند — و این دقیقاً همان چیزی است که برای پروژه منطقه‌ای جمهوری اسلامی حیاتی بود.

اقلیم کوردستان؛ جبهه‌ای که ممکن است تاوان عقب‌نشینی تهران در بغداد را بدهد

اقلیم کوردستان، که در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین مراکز استقرار نیروهای آمریکایی در عراق تبدیل شده، بارها هدف حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی و گروه‌های وابسته قرار گرفته است. اگر بغداد نفوذ گروه‌های نیابتی ایران را محدود کند، احتمال دارد جمهوری اسلامی برای جبران این عقب‌نشینی، فشار امنیتی و سیاسی بر اقلیم و احزاب کورد را افزایش دهد — الگویی که ماه‌های اخیر، با حملات مکرر به پایگاه‌های این احزاب و مناطق مرزی، پیش‌تر هم دیده شده است. به بیان دیگر، هر عقب‌نشینی تهران در یک جبهه، می‌تواند به بهای افزایش فشار بر جبهه‌ای دیگر — و در این مورد،  احزاب کوردستان — تمام شود.

جمع‌بندی: نه پایان جنگ، بلکه آغاز افول یک پروژه

آنچه امروز در عراق می‌گذرد — حملات مشترک آمریکا و عربستان، لحن تندتر ترامپ، فاصله‌گرفتن علنی مقتدی صدر از گروه‌های نیابتی، و تلاش دولت بغداد برای گسترش پیوند با واشینگتن — همگی تکه‌های یک تصویر بزرگ‌ترند: جمهوری اسلامی که تا دیروز از عراق تا لبنان «محور مقاومت» می‌ساخت، اکنون در موضع دفاع از باقیمانده آن است.

جمهوری اسلامی هنوز از تنگه هرمز، بقایای شبکه نیابتی و ابزارهای فشار منطقه‌ای برخوردار است، اما این ابزارها به‌تنهایی جایگزین نفوذ سیاسی از‌دست‌رفته نخواهند شد. آینده نشان خواهد داد که آیا بغداد می‌تواند این‌بار مسیر خود را از تهران جدا کند یا نه — اما آنچه از هم‌اکنون روشن است این‌ است که هزینه سیاست‌های نیابتی جمهوری اسلامی در عراق، همچون سوریه و لبنان، در نهایت بر دوش مردم آن کشورها و همچنین مردم ایران سنگینی خواهد کرد.

مقالات دیگر