در آستانه چهارمین سالگرد جانباختن ژینا ، امجد امینی، پدر او، در استوری اینستاگرامش تصویری از دخترش را همراه با پرچم کوردستان منتشر کرد. این اقدام، که در بستر اعتصاب گسترده احزاب و نیروهای سیاسی کوردستان در همان روز صورت گرفت، بلافاصله واکنشهای تندی از دو جبهه متضاد اما در نتیجه همسو برانگیخت: سلطنتطلبان و عوامل رسانهای-امنیتی جمهوری اسلامی.
واکنش سلطنتطلبان: میهنپرستیِ گزینشی
جریان سلطنتطلب، که خود را مدعی «ایراندوستی» و مخالفت با تجزیه میداند، انتشار این یک تصویر را با اتهام تجزیهطلبی پاسخ داد. این واکنش در حالی رخ داد که تنها چند هفته پیش، در جریان جنگ دوازدهروزه ایران و اسرائیل، یاسمین پهلوی با انتشار استوریهایی که بهطور تلویحی حمله اتمی به ژاپن را نمونهای از «پیشرفت» معرفی میکرد، عملاً از احتمال حمله هستهای به ایران استقبال کرد؛ اقدامی که حتی در فضای مجازی با برچسب سفیدشویی حمله اتمی به ایران شناخته شد. در همان بازه، تجمعات هواداران رضا پهلوی با شعارهایی مانند «ترامپ بزن که خوب میزنی» به دفاع آشکار از حمله نظامی خارجی به کشور شهرت یافت.
این تضاد، پرسشی بنیادین را پیش میکشد: میهنپرستیای که با آرزوی نابودی اتمی یک سرزمین کنار میآید اما در برابر یک عکس نمادین از دختری کورد با پرچم زادگاهش به خشم میآید، چه نوع میهنپرستیای است؟ پاسخ در اینجاست که مرز «وطن» برای این جریان نه سرزمین و مردم ایران، بلکه پیکرهای هویتی-تاریخی متمرکز بر مرکزیت فارسی است.
واکنش عوامل جمهوری اسلامی: توطئهسازی آشنا
همزمان، رسانهها و کاربران نزدیک به حاکمیت نیز با همان ادبیات تجزیهطلبی به میدان آمدند؛ ادبیاتی که سالها است در برابر هر تجمع، اعتصاب یا نماد کوردی تکرار میشود و اساساً جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» و مرگ ژینا را بهمثابه توطئهای از بیرون یا پروژهای تجزیهطلبانه معرفی میکند، نه انقلابی کە با مرگ یک دختر کورد شروع شد در کوردستان شعلەور و بە ایران سرایت یافت.
اشتراک ذهنیتی پشت دو اردوگاه متخاصم
نکته اصلی اینجاست: سلطنتطلبان و جمهوری اسلامی، با وجود دشمنی آشکار سیاسیشان، در برخورد با کوردستان از یک بنیاد فکری مشترک تغذیه میکنند؛ ذهنیتی برساختە از هویتی ایرانشهری کە هر نمود مستقل هویت ملتهای دیگر ساکن در جرافیای ایران را، حتی در قالب یک عکس یادبود، تهدیدی علیه «تمامیت ارضی» تلقی میکند. هر دو جریان در عمل تلاش میکنند هویت کوردستانی ژینا را از او بزدایند و او را صرفاً نمادی سراسری و بدون در نزر گرفتن هویت کوردستانی ژینا جلوه دهند؛ در حالیکه ژینا از سقز آمده بود و مرگش نخست در دل جامعه کوردستان بازتاب یافت
اتحاد احزاب کوردستانی؛ ضرورتی سیاسی
در برابر این همآغوشی پنهان دو اردوگاه، لازم است احزاب و نیروهای سیاسی کوردستان با اتحاد عمل کنند:
• حق تعیین سرنوشت باید خط قرمز احزاب کوردستانی بماند. این حق نباید در هیچ ائتلاف یا گفتوگوی سیاسی با اپوزیسیون فراملی، امتیازی قابل چانهزنی یا مصلحتی تلقی شود.
• از موفقیت اعتصابها و کنش های جمعی سرمایه سیاسی بسازند. اعتصابهای موفق کردستان، که در چهارمین سالگرد نیز با وجود فشار امنیتی گسترده تکرار شد، سرمایه اجتماعی بیهمتایی است که باید به دستاورد سیاسی و اعتمادبهنفس جمعی تبدیل شود.
• از مماشات با اپوزیسیونی که حقوق ملی کورد را به رسمیت نمیشناسد، پرهیز شود. اتحاد با جریانهایی کە در ظاهر ادعای دموکراسی خواهی می کنند و اما در عمل سعی در انکار هویتهای ملی ملتهای ساکن در جغرافیای ایران می کنند، راە بە جایی نخواهد برد.
