گفتوگوی مکتوب میان دو جامعهشناس برجسته ایرانی، آصف بیات و سعید مدنی، به یکی از مهمترین مباحث نظری درباره آینده اعتراضات و جنبشهای اجتماعی در ایران تبدیل شده است. این مکاتبات که از اردیبهشت ۱۴۰۳ آغاز شد، اکنون با انتشار تازهترین پاسخ سعید مدنی وارد مرحلهای جدید شده؛ متنی که همزمان به بررسی تجربه جنبش «زن، زندگی، آزادی»، اعتراضات دیماه و چشمانداز گذار سیاسی در ایران میپردازد.
این گفتوگو صرفاً یک مناظره دانشگاهی نیست؛ بلکه تلاشی برای بازخوانی نظریههای جنبشهای اجتماعی بر اساس تجربه سالهای اخیر ایران است؛ تجربهای که با سرکوب گسترده، بحران اقتصادی، جنگ و افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی گره خورده است.
ایران پس از زندان؛ جامعهای میان آزادی و سرکوب
سعید مدنی که پس از پایان چهار سال زندان، چند ماهی است آزاد شده، در آغاز نامه خود تصویری متناقض از جامعه ایران ارائه میدهد. او مینویسد در خیابانها زنانی را میبیند که بدون حجاب اجباری در کنار نیروهای مسلح عبور میکنند، اما همزمان فضای عمومی همچنان زیر سایه نظامیگری، سرکوب و خاطره کشتار معترضان قرار دارد.
به باور او، ایران امروز دچار «ترومای ملی» شده است؛ جامعهای که علاوه بر بحرانهای اقتصادی، با پیامدهای جنگ، ناامیدی گسترده و فروپاشی چشمانداز آینده روبهروست؛ وضعیتی که بسیاری آن را «تبدیل زندان کوچک به زندان بزرگ» توصیف میکنند.
سه موج اعتراض در جمهوری اسلامی
مدنی روند اعتراضات چهار دهه اخیر را به سه دوره متمایز تقسیم میکند.
به گفته او، موج نخست از دهه ۱۳۷۰ آغاز شد و عمدتاً اعتراضاتی اقتصادی و محلی بود. موج دوم از جنبش اصلاحات تا جنبش «زن، زندگی، آزادی» ادامه یافت؛ دورهای که اعتراضات از مطالبات معیشتی فراتر رفت و به خواستههایی مانند آزادیهای مدنی، حقوق شهروندی و دموکراسی رسید.
اما به اعتقاد او، اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ آغاز موج سوم است؛ مرحلهای که اعتراضات هم از نظر گستره جغرافیایی و هم از نظر رادیکالیسم سیاسی وارد سطحی تازه شدهاند.
هشدار درباره تکرار تجربههای پرهزینه
مدنی معتقد است اعتراضات دیماه در ابتدا ادامه طبیعی جنبشهای پیشین بود، اما در ادامه مسیر خود تغییر کرد و هزینههای سنگینی بر جامعه تحمیل شد. او تأکید میکند نیروهای مدنی و جنبشهای اجتماعی باید با نقد تجربههای گذشته، راهبردهای خود را بازنگری کنند تا از تکرار خشونت و سرکوب جلوگیری شود.
او در این بخش به مقاله محمدعلی کدیور نیز اشاره میکند؛ پژوهشی که از کنار گذاشتن الگوهای مبتنی بر شورش یا انقلاب کلاسیک دفاع کرده و بر شکلگیری یک جنبش دموکراتیک و پایدار تأکید دارد.
فقر، موتور اصلی اعتراضات
یکی از مهمترین بخشهای نامه مدنی به بررسی ترکیب اجتماعی معترضان اختصاص دارد.
او بر اساس مشاهدات خود در زندان و گزارشهای منتشرشده مینویسد بیشتر بازداشتشدگان جوانانی بین ۱۸ تا ۳۰ سال، بیکار یا دارای مشاغل کمدرآمد، با سطح تحصیلات پایین و عمدتاً متعلق به طبقات فقیر و متوسط فقیرشده بودند.
به گفته او، ایران اکنون با جمعیتی حدود ۱۲ میلیون جوان روبهروست که نه شغل دارند و نه در حال تحصیل هستند؛ نسلی که در شرایط تورم مزمن، سقوط قدرت خرید، فساد ساختاری و نبود چشمانداز آینده، به مهمترین نیروی محرک اعتراضات تبدیل شده است.
مدنی همچنین هشدار میدهد کوچک شدن طبقه متوسط میتواند ظرفیت اعتراضات مسالمتآمیز را کاهش داده و زمینه را برای شکلگیری شورشهای خشونتآمیز فراهم کند.
جامعه جنبشی؛ اعتراض به سراسر ایران رسیده است
مدنی معتقد است اعتراضات اخیر دیگر محدود به کلانشهرها نیست. به گفته او، دامنه اعتراضات به بیش از ۲۰۰ شهر و صدها نقطه دیگر کشور گسترش یافته و بسیاری از شهرهای کوچک و حتی روستاها برای نخستین بار تجربه اعتراض را پشت سر گذاشتهاند.
او این وضعیت را نشانه شکلگیری «جامعه جنبشی» میداند؛ مفهومی که جامعهشناس آمریکایی سیدنی تارو برای توصیف جوامعی به کار میبرد که اعتراض در آنها به یک پدیده فراگیر و مستمر تبدیل شده است.
به باور مدنی، این تحول میتواند پیامدهای بلندمدتی برای ساختار اجتماعی ایران داشته باشد؛ زیرا در بسیاری از شهرهای کوچک، هم معترضان و هم عاملان سرکوب برای مردم شناختهشده هستند و این مسئله شکافهای اجتماعی را عمیقتر خواهد کرد.
بازار دیگر متحد سنتی حکومت نیست
یکی دیگر از محورهای مهم نامه، تغییر جایگاه بازار در ساختار سیاسی ایران است.
مدنی معتقد است بازار سنتی که در سالهای نخست جمهوری اسلامی یکی از مهمترین پایگاههای اجتماعی حکومت محسوب میشد، طی دهههای اخیر دستخوش تحول شده است. رشد مراکز خرید مدرن، تغییر نسل بازاریان، گسترش اقتصاد جدید و کاهش نفوذ روحانیت باعث شده نسل جدید فعالان اقتصادی دیگر پیوند سیاسی و فرهنگی گذشته را با حکومت نداشته باشند.
از نگاه او، آغاز اعتراضات اخیر از مراکز تجاری مدرن تهران، از جمله پاساژ علاءالدین، نشانه همین تغییر بنیادین است؛ جایی که فعالان اقتصادی، دستفروشان و نیروهای شاغل در اقتصاد غیررسمی بیش از گذشته تحت فشار بحران اقتصادی قرار گرفتهاند و به بخشی از بدنه معترض جامعه تبدیل شدهاند.
جمعبندی
نامه تازه سعید مدنی تنها تحلیلی از اعتراضات اخیر نیست؛ بلکه تلاشی برای ترسیم نقشهای از آینده جامعه ایران است. او معتقد است ترکیب بحران اقتصادی، فروپاشی طبقه متوسط، گسترش فقر، تغییر ساختار بازار و شکلگیری یک «جامعه جنبشی» نشان میدهد که اعتراض در ایران دیگر یک رویداد مقطعی نیست، بلکه به بخشی از واقعیت دائمی جامعه تبدیل شده است؛ واقعیتی که بدون اصلاحات بنیادین، چشمانداز پایان آن چندان روشن به نظر نمیرسد.
