خانهگزارش روزآیا جمهوری اسلامی واقعاً به دنبال صلح با کُردهاست؟

آیا جمهوری اسلامی واقعاً به دنبال صلح با کُردهاست؟

بحث درباره احتمال آغاز روند صلح میان جمهوری اسلامی ایران و احزاب کُردی شرق(روژهەلات) کُردستان، مشابه روندی که در ترکیه میان دولت و کُردهای شمال این کشور مطرح است، همچنان ادامه دارد. اما با توجه به سابقه تلخ مذاکرات جمهوری اسلامی با رهبران کُرد، آیا چنین سناریویی واقع‌بینانه است؟ آیا تجربه ترکیه را می‌توان در ایران تکرار کرد؟ و مهم‌تر از همه، چه کسی حق دارد به نمایندگی از احزاب کُردستان ایران وارد مذاکره شود؟

این پرسش‌ها محور گفت‌وگوی بخش کُردی صدای آمریکا با احمد اسکندری، پژوهشگر و تحلیلگر سیاسی، است.

۱. آیا نشانه‌ای از آغاز روند صلح وجود دارد؟

احمد اسکندری در پاسخ به پرسش مجری درباره اظهارات برخی مسئولان اقلیم کُردستان مبنی بر احتمال آغاز مذاکرات میان احزاب کُردی شرق(روژهەلات) کُردستان و جمهوری اسلامی می‌گوید که در شرایط کنونی، چشم‌انداز روشنی برای آغاز چنین روندی نمی‌بیند.

او با اشاره به تجربه مذاکرات ۴۷ سال پیش میان رهبران کُرد، به ریاست شیخ عزالدین حسینی، و حکومت ایران در مناطق مرزی اطراف سردشت توضیح می‌دهد که در آن زمان، حکومت ایران با مقاومت مسلحانه پیشمرگه‌ها و جنبش گسترده مردمی روبه‌رو بود. این فشارها حکومت را به سمت مذاکره سوق داده بود.

به گفته اسکندری، شرایط امروز با آن دوران تفاوت دارد. نیروی پیشمرگه و جنبش مردمی دیگر از همان موقعیت و گستردگی گذشته برخوردار نیستند و حکومت ایران نیز در میدان نبرد با نیروهای کُرد شکست تعیین‌کننده‌ای نخورده است که آن را ناگزیر به مذاکره کند.

بااین‌حال، او معتقد است جمهوری اسلامی اکنون با بحران‌های جدی مواجه است؛ از جمله فشارهای آمریکا، مشکلات اقتصادی و نارضایتی گسترده داخلی. از نظر او، ممکن است حکومت برای جلوگیری از تبدیل‌شدن کُردستان به یکی از کانون‌های اصلی اعتراض و مقاومت علیه خود، در پی یافتن راهی برای مدیریت مسئله کُردها باشد.

اسکندری همچنین به پرونده وریشه مرادی اشاره می‌کند و از بازگشت پرونده او به مرحله صدور حکم اعدام به‌عنوان نشانه‌ای از ادامه رویکرد سرکوبگرانه جمهوری اسلامی یاد می‌کند.

۲. چه کسی اختیار مذاکره از طرف کُردهای ایران را دارد؟

یکی از محورهای اصلی گفت‌وگو، اظهارات برخی مسئولان اقلیم کُردستان درباره تماس با «خواهران و برادران ایرانی» و تلاش برای آغاز روند صلح است.

مجری می‌پرسد این افراد چه کسانی هستند و چه اختیاری به مسئولان اقلیم داده‌اند تا از طرف احزاب کُردستان ایران میانجیگری کنند.

اسکندری در پاسخ می‌گوید که ممکن است میان برخی مسئولان جمهوری اسلامی و رهبران اقلیم کُردستان، در تهران، اربیل یا سلیمانیه، تماس‌ها و گفت‌وگوهایی غیرعلنی صورت گرفته باشد. بااین‌حال، به گفته او، تاکنون هیچ پیشنهاد رسمی مشخصی به احزاب کُردستان ارائه نشده و نشانه‌ای از تبدیل این گفت‌وگوهای احتمالی به اقدام عملی وجود ندارد.

او تأکید می‌کند که حکومتی که طی دهه‌های گذشته با جنگ، ویرانی، زندان و اعدام به مطالبات مردم پاسخ داده است، هنوز حتی درخواست رسمی و روشنی برای مذاکره مطرح نکرده است.

از دیدگاه اسکندری، صرف اظهارات برخی مسئولان اقلیم کُردستان به معنای وجود یک روند واقعی صلح نیست؛ به‌ویژه اگر احزاب کُردستان ایران در تصمیم‌گیری درباره آن نقشی نداشته باشند.

۳. سابقه تلخ مذاکرات با جمهوری اسلامی

اسکندری برای توضیح حساسیت موضوع، به خاطره‌ای از سال ۱۹۸۲ اشاره می‌کند؛ زمانی که جلال طالبانی در دیداری با شیخ عزالدین حسینی، درباره موضوع پناهندگی سیاسی کُردهای سایر بخش‌های کُردستان سخن گفته بود.

او این خاطره را نمونه‌ای از تفاوت دیدگاه‌ها و ملاحظات سیاسی میان جریان‌های کُردی می‌داند و سپس به مسئله اصلی بازمی‌گردد: اعتماد به حکومتی که سابقه طولانی در سرکوب مخالفان کُرد دارد.

مجری نیز با اشاره به تجربه ترور دو رهبر کُرد در جریان مذاکرات با جمهوری اسلامی می‌پرسد چه تغییری در ساختار و رفتار حکومت ایجاد شده است که احزاب کُرد بار دیگر به مذاکره با آن فکر کنند.

پاسخ اسکندری این است که بدون تغییر در شرایط سیاسی و بدون وجود تضمین‌های روشن، نمی‌توان صرفاً بر اساس اظهارات سیاسی درباره امکان شکل‌گیری یک روند صلح قضاوت کرد.

۴. آیا تجربه ترکیه و پ‌ک‌ک در ایران قابل تکرار است؟

یکی از مهم‌ترین بخش‌های گفت‌وگو، مقایسه وضعیت کُردهای ترکیه با کُردهای ایران است.

اسکندری معتقد است موانع آغاز روندی مشابه در ایران بسیار بیشتر است. او برای توضیح این تفاوت به چند عامل اشاره می‌کند.

نخست، عبدالله اوجالان، رهبر زندانی پ‌ک‌ک، همچنان از نفوذ قابل‌توجهی بر این سازمان برخوردار است و می‌تواند بر جهت‌گیری سیاسی آن تأثیر بگذارد.

دوم، پ‌ک‌ک سازمانی بزرگ و دارای ساختار مسلحانه است.

سوم، در ترکیه یک جریان سیاسی قانونی مانند حزب دم‌پارتی وجود دارد که نمایندگانش در پارلمان حضور دارند و می‌توانند مطالبات کُردها را از طریق نهادهای رسمی مطرح کنند.

چهارم، دولت ترکیه و رجب طیب اردوغان نیز محاسبات سیاسی خاص خود را دارند و موضوع ایجاد «ترکیه‌ای عاری از تروریسم» را مطرح کرده‌اند.

از نظر اسکندری، مجموعه این عوامل شرایطی ایجاد می‌کند که در شرق کُردستان به همان شکل وجود ندارد. در ایران، احزاب کُرد متعددند و ساختار سیاسی یکپارچه‌ای که بتواند همه جریان‌ها را در یک روند مذاکره نمایندگی کند، وجود ندارد. همچنین، کُردها از موقعیت مشابهی در پارلمان و نهادهای رسمی برخوردار نیستند.

۵. مشکل اصلی؛ چه کسی در ایران تصمیم نهایی را می‌گیرد؟

اسکندری در پایان به مسئله‌ای اساسی‌تر اشاره می‌کند: نامشخص‌بودن مرکز واقعی تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی.

به گفته او، حتی اگر احزاب کُردی آمادگی ورود به مذاکره را داشته باشند، این پرسش مطرح است که چه نهادی در ایران اختیار تصمیم‌گیری دارد و چه کسی می‌تواند توافق احتمالی را تضمین کند.

او با اشاره به محدودیت اختیارات رئیس‌جمهور ایران می‌گوید که نمی‌توان به‌سادگی انتظار داشت رئیس‌جمهور به‌تنهایی قادر به پیشبرد مذاکراتی جدی با احزاب کُرد باشد.

از دیدگاه او، مذاکره زمانی می‌تواند موضوعیتی واقعی پیدا کند که طرف مقابل مشخص باشد، درخواست رسمی ارائه شود، روند شفاف و علنی باشد و احزاب کُرد خود درباره حضور و نمایندگی‌شان تصمیم بگیرند.

مقالات دیگر