در شرایطی که جمهوری اسلامی با فشارهای اقتصادی، بحران ارزی، افزایش نارضایتی اجتماعی و بنبست در مناسبات خود با آمریکا روبهرو است، یک سناریوی امنیتی بار دیگر اهمیت پیدا کرده است: احتمال حمله جمهوری اسلامی به مواضع احزاب کورد شرق کوردستان (رۆژهەڵات) در باشور کوردستان.
این سناریو از آن جهت اهمیت دارد که اقلیم کوردستان در سالهای گذشته بارها هدف حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی قرار گرفته است. اما پرسش اصلی این است که آیا شرایط کنونی میتواند تهران را به سمت اقدامی بزرگتر یا گستردهتر سوق دهد؟
کامران متین، استاد روابط بینالملل دانشگاه ساسکس، در تحلیلی به زبان کوردی هشدار داده است که احتمال چنین حملهای نسبت به گذشته افزایش یافته است. استدلال او را میتوان در چند محور اصلی بررسی کرد.
مسئله اصلی از نگاه متین: بنبست «نه جنگ، نه صلح»
نقطه آغاز تحلیل متین، وضعیت فعلی میان جمهوری اسلامی و آمریکاست؛ وضعیتی که میتوان آن را «نه جنگ، نه صلح» توصیف کرد.
در این وضعیت، تهران نه وارد یک جنگ تمامعیار با آمریکا میشود و نه موفق شده است به توافقی برسد که فشارهای اقتصادی و سیاسی علیه جمهوری اسلامی را کاهش دهد.
از نگاه متین، این وضعیت برای جمهوری اسلامی میتواند بهمراتب فرسایشیتر از یک رویارویی کوتاهمدت باشد. جنگ، دستکم در محاسبات حکومت، میتواند فضای سیاسی و اقتصادی را به سمت یک وضعیت فوقالعاده سوق دهد؛ اما در شرایط «نه جنگ، نه صلح»، فشار اقتصادی بدون آنکه چشماندازی روشن برای پایان بحران وجود داشته باشد، ادامه پیدا میکند.
به همین دلیل، متین احتمال میدهد تهران در مقطعی به این نتیجه برسد که باید وضعیت موجود را به هر شکل ممکن تغییر دهد.
مسئله اینجاست که هر اقدام نظامی علیه آمریکا یا اسرائیل میتواند به یک جنگ گستردهتر منجر شود؛ جنگی که جمهوری اسلامی به دلایل نظامی، اقتصادی و سیاسی تمایل ندارد وارد آن شود.
در نتیجه، تهران ممکن است به دنبال هدفی باشد که بتواند با هزینه کمتر، اثر سیاسی و امنیتی بیشتری ایجاد کند.
چرا باشور کوردستان؟
در چارچوب این استدلال، باشور کوردستان یکی از گزینههای قابل توجه برای تهران است.
احزاب کورد شرق کوردستان سالهاست در اقلیم کوردستان مستقر هستند و جمهوری اسلامی نیز آنها را بخشی از تهدید امنیتی علیه خود میداند. تهران در سالهای گذشته بارها مواضع این احزاب را هدف حملات موشکی و پهپادی قرار داده و حتی در مقاطعی تهدید به انجام عملیات زمینی کرده است.
بنابراین، حمله به این احزاب برای جمهوری اسلامی یک اقدام کاملاً بیسابقه نخواهد بود.
از دیدگاه متین، اهمیت این گزینه در این است که تهران میتواند با حمله به یک هدف کورد، چند پیام را همزمان ارسال کند:
به احزاب کورد: جمهوری اسلامی اجازه گسترش فعالیت نظامی آنها را نخواهد داد.
به اقلیم کوردستان: استقرار مخالفان جمهوری اسلامی در خاک اقلیم همچنان میتواند هزینه امنیتی داشته باشد.
به آمریکا: تهران توانایی ایجاد بحران در یکی از مناطق حساس عراق را دارد.
و به داخل ایران: حکومت همچنان توانایی اقدام نظامی و ضربهزدن به دشمنان خود را دارد.
این مجموعه پیامها میتواند برای تهران جذابتر از اقدامی باشد که مستقیماً نیروهای آمریکایی یا اسرائیلی را هدف قرار دهد.
چرا تهران ممکن است از حمله مستقیم به آمریکا پرهیز کند؟
منطق دیگر در تحلیل متین به مسئله «کنترل تشدید» مربوط میشود.
هرگونه حمله مستقیم جمهوری اسلامی به نیروهای آمریکایی یا منافع حیاتی واشینگتن میتواند واکنش نظامی آمریکا را در پی داشته باشد. در چنین شرایطی، کنترل روند تشدید بحران برای تهران بسیار دشوار خواهد شد.
اما حمله به احزاب کورد از نظر محاسبات جمهوری اسلامی ممکن است در سطح پایینتری از تشدید قرار گیرد.
تهران میتواند استدلال کند که هدف عملیات، نیروهای مخالف ایرانی هستند و نه آمریکا.
البته این محاسبه کاملاً بدون ریسک نیست. اقلیم کوردستان روابط نزدیک امنیتی و سیاسی با واشینگتن دارد و حضور نیروهای آمریکایی در عراق نیز باعث میشود هرگونه حمله گسترده به منطقه، خطر درگیرشدن آمریکا را افزایش دهد.
با این حال، تفاوت اصلی از نگاه متین این است که حمله محدود به احزاب کورد میتواند به تهران اجازه دهد ریسک تشدید را تا حدی کنترل کند.
نگرانی تهران از تغییر سیاست واشینگتن
یکی از محورهای مهم تحلیل متین، مسئله آینده سیاست آمریکا در قبال احزاب کورد شرق کوردستان است.
اگر واشینگتن به این نتیجه برسد که احزاب کورد میتوانند در فشار بر جمهوری اسلامی نقش بیشتری ایفا کنند، احتمال افزایش حمایت سیاسی، اطلاعاتی یا حتی نظامی از آنها وجود خواهد داشت.
از نگاه تهران، چنین تحولی میتواند یک تهدید جدی باشد.
در این سناریو، جمهوری اسلامی ممکن است بخواهد پیش از آنکه رابطه میان آمریکا و احزاب کورد به سطح جدیدی برسد، توانایی و زیرساختهای این گروهها را هدف قرار دهد.
به عبارت دیگر، مسئله فقط وضعیت امروز نیست؛ بلکه محاسبه تهران درباره آینده نیز اهمیت دارد.
اگر جمهوری اسلامی احتمال دهد که آمریکا در آینده از احزاب کورد بهعنوان یکی از ابزارهای فشار بر تهران استفاده خواهد کرد، ممکن است تلاش کند این ظرفیت را پیشاپیش تضعیف کند.
عراق؛ حلقه دیگری از این معادله
متین همچنین مسئله اقلیم کوردستان را جدا از تحولات سیاسی عراق نمیبیند.
دولت بغداد در سالهای اخیر با مسئله پیچیده گروههای مسلح شیعه و رابطه آنها با جمهوری اسلامی مواجه بوده است. تلاش برای افزایش کنترل دولت بر سلاحهای خارج از چارچوب رسمی میتواند در صورت تشدید تنش میان ایران و آمریکا با دشواری بیشتری روبهرو شود.
در چنین شرایطی، ادامه تنش منطقهای میتواند به جمهوری اسلامی انگیزه بیشتری برای حفظ شبکههای مسلح همسو با خود در عراق بدهد.
از سوی دیگر، بغداد خود به شدت در برابر بحرانهای منطقهای آسیبپذیر است. اقتصاد عراق وابستگی زیادی به درآمدهای نفتی دارد و هرگونه اختلال در صادرات نفت میتواند پیامدهای سنگینی برای دولت مرکزی داشته باشد.
تحولات اخیر نیز نشان دادهاند که اقلیم کوردستان و زیرساختهای انرژی آن در برابر پیامدهای جنگ منطقهای آسیبپذیرند. گزارشهای اخیر از کاهش شدید تجارت و آسیب به زیرساختهای انرژی اقلیم در نتیجه حملات و ناامنی منطقهای خبر دادهاند.
این شرایط میتواند محاسبات بغداد را پیچیدهتر کند؛ زیرا دولت عراق از یکسو مسئول حفظ حاکمیت خود است و از سوی دیگر نمیخواهد مستقیماً وارد تقابل با تهران شود.
