خانهژن، ژیان، ئازادییک شوخی، هزار تهدید؛ وقتی تقدس‌گرایی به خشونت علیه زنان می‌رسد

یک شوخی، هزار تهدید؛ وقتی تقدس‌گرایی به خشونت علیه زنان می‌رسد

اسعد دورودی

پرونده اخیر ویدیوی طنز یک دختر جوان دربارەی هنرمند بزرگ محمد ماملێ و حملات شدید در شبکه‌های اجتماعی، تنها یک اتفاق ناگهانی نیست؛ بلکه تصویر کوچکی از یک بحران فرهنگی و فکری در جامعه ماست. موجی از تهدید به مرگ، توهین‌های سکسیستی و هجوم به شخصیت یک دختر بر سر یک ویدیو یا شوخی کوتاه، و بسیجی عمومی بر ضد او کە ظاهرا باعث بازداشت او نیز شدەاست، نشان‌دهنده غلبه ذهنیت افراطی است که توانایی تحمل طنز را ندارد.

پایه‌های این بحران اجتماعی:

تقدس‌گرایی: بی‌گمان “محمد ماملی” یکی از ستارگان درخشان هنر کردی و دارای جایگاهی والا و شایسته احترام است؛ اما زمانی که شخصیت‌ها از انسان بودن فاصله گرفته و به و امر مقدسی تبدیل می‌شوند که کسی حق دست زدن به آن را ندارد، مشخص می‌شود که توانایی تفکر انتقادی در جامعه ضعیف است. این مقدس‌سازی که با خطوط قرمز پر رنگ خودنمایی میکند ، همان مکانیسمی است که در عرصەهای گوناگون از جملە دینی و سیاسی، مناقشات فکری را به جنگ مرگ و زندگی و تلاش برای حذف فیزیکی طرف مقابل تبدیل کردە است.

دوگانگی اخلاقی و سکوت در برابر خشونت: بزرگ‌ترین خطر این پدیده در سکوت جمعی آشکار می‌شود. همان جامعه‌ای که برای حفظ “کرامت یک هنرمند” حاضر است دادگاه صحرایی برپا کند و تهدید به قتل نماید، در برابر زن‌کشی‌های روزانه به نام “ناموس”، تجاوز و محروم کردن آنان از حقوق اولیه خود سکوت می‌کند یا به دنبال توجیه می‌گردد.

خشونت جنسیتی به عنوان ابزار سرکوب: واکنش‌ها در برابر این دختر صرفاً اختلاف نظر نبود، بلکه بازگشت به سلاحی قدیمی بود؛ استفاده از ادبیات سکسیستی و هدف قرار دادن جنسیت زن. این امر نشان می‌دهد که جامعه به هنگام ناراحتی، بسیار سریع برای حقیر کردن و خفه کردن صدای زنان به سکسیزم پناه می‌برد.

ضعف فرهنگ طنز و نقد: در جوامع باز، طنز نه تنها بخشی از آزادی بیان است، بلکه ابزاری است تا جامعه در دام بت‌پرستی و جمود فکری نیفتد. واکنش‌های شدید در برابر یک جوان، نشان‌دهنده ضعف اعتمادبه‌نفس فرهنگی است.

·        فرهنگ حاکمان و فرهنگ حاکم: نباید نقش مستقیم سیستم آموزشی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران را نادیده گرفت؛ سیستمی ایدئولوژیک که خود بر پایه مقدس‌سازی، ترویج جزم‌اندیشی، کالا انگاری و سرکوب سیستماتیک زنان و تصعیف تفکر انتقادی بنا شده و خود عامل اصلی بازتولید این عقلانیت افراطی در جامعه است.

نقش الگوریتم‌ها و بازتولید خشونت دیجیتال: الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی بر پایه جذب توجه طراحی شده‌اند و محتواهای حاوی خشم، نفرت و خشونت کلامی را بیشتر بازنشر می‌دهند. این ساختار، صدای یک اقلیت افراطی و پرخاشگر را بلندتر از بدنه عاقل و روادار جامعه نشان می‌دهد و هیجانات کاذب را جایگزین گفت‌وگوی عقلانی می‌کند.

جامعه‌ای که حفاظت از جسم، زندگی و کرامت زنان را بالاتر از مقدس‌سازی نمادهای تاریخی و هنری قرار ندهد، تنها با ادعای مدرن بودن و آزادی پیشرفت نمی‌کند. هنرمندان بزرگی مانند ماملی با یک طنز یا شوخی جایگاهشان تنزل نمی‌یابد، بلکه آنچه آسیب می‌بیند پیکره جامعه‌ای است که آمادگی دارد بر سر شوخی یک جوان، او را قربانی کند.

جامعه ما بیش از هر زمان دیگری به آموزش تفکر انتقادی، تفکیک احترام از تقدس و ترویج فرهنگ نقدپذیری نیاز دارد. مواجهه با این بازتولید ساختاری و ورود این مفاهیم آگاهی‌بخش به گفت‌وگوهای عمومی و نهادهای مدنی مستقل، تنها راه صیانت از آزادی بیان، حفظ کرامت انسانی و جلوگیری از قربانی شدن افراد در برابر موج‌های هیجانی است.

مقالات دیگر