در آستانه سفر سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه به تهران، اظهارات دونالد ترامپ درباره میزان حمایت مسکو از جمهوری اسلامی، بار دیگر پرسشهایی جدی درباره آینده روابط نظامی و امنیتی دو کشور مطرح کرده است. ترامپ میگوید روسیه در مقایسه با تواناییهایش، کمک بسیار ناچیزی به جمهوری اسلامی ارائه میدهد و واشنگتن نمیخواهد این وضعیت تغییر کند. همزمان، گزارشهایی درباره کمکهای اطلاعاتی و نظامی روسیه و چین به تهران منتشر شده است. اما در صورت ازسرگیری جنگ میان جمهوری اسلامی، آمریکا و اسرائیل، مسکو و پکن تا کجا حاضرند برای حفظ حکومت ایران هزینه کنند؟
روابط جمهوری اسلامی و روسیه در سالهای گذشته، بهویژه پس از آغاز جنگ اوکراین، ابعاد نظامی و امنیتی گستردهتری پیدا کرده است. تهران با تأمین پهپاد و دیگر تجهیزات نظامی مورد نیاز مسکو، به یکی از شرکای مهم روسیه در جنگ اوکراین تبدیل شد؛ در مقابل، جمهوری اسلامی نیز به دنبال گسترش همکاریهای دفاعی، دریافت تجهیزات پیشرفته و تقویت توان نظامی خود با اتکا به مسکو بود.
با این حال، جنگ اخیر نشان داد که نزدیکی راهبردی دو کشور لزوماً به معنای تشکیل یک اتحاد نظامی با تعهد دفاعی متقابل نیست.
توافقنامه مشارکت راهبردی جامع ایران و روسیه که در ژانویه ۲۰۲۵ امضا شد، همکاریهای نظامی، اطلاعاتی و امنیتی را گسترش میدهد، اما روسیه را ملزم نمیکند که در صورت حمله نظامی به ایران، مستقیماً وارد جنگ شود. این تفاوت، یکی از مهمترین محدودیتهای روابط دو کشور به شمار میرود.
در جریان جنگ سال ۲۰۲۶ نیز، مسکو از نظر سیاسی با حملات آمریکا و اسرائیل مخالفت کرد، اما شواهدی از ورود مستقیم ارتش روسیه به جنگ در دفاع از جمهوری اسلامی منتشر نشد. گزارشهای منتشرشده درباره درخواست تهران برای دریافت کمکهای مشخص از مسکو نیز نشان دادند که میان انتظارات جمهوری اسلامی و میزان حمایتی که روسیه حاضر به ارائه آن است، فاصله وجود دارد.
کمک اطلاعاتی؛ مهمتر از ورود مستقیم به جنگ؟
با وجود محدودیتهای مسکو، نمیتوان احتمال کمکهای غیرمستقیم روسیه به جمهوری اسلامی را نادیده گرفت. گزارش الجزیره در مارس ۲۰۲۶ به احتمال ارائه اطلاعات ماهوارهای و اطلاعات مربوط به موقعیت نیروهای آمریکایی به ایران اشاره کرد. همچنین رویترز در اکتبر گزارش داد که ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا حاکی از ارائه تصاویر ماهوارهای و قطعات مورد استفاده در تسلیحات از سوی روسیه و چین به ایران است. این گزارشها به نقل از منابع آگاه منتشر شدهاند و جزئیات کامل و مستقلی درباره دامنه این کمکها در دسترس عموم نیست.
چنین حمایتی، در صورت تداوم، میتواند برای تهران اهمیت عملیاتی داشته باشد؛ بهویژه در زمینه آگاهی از تحرکات نظامی دشمن، بهبود توان هدفگیری و تأمین برخی قطعات مورد نیاز صنایع نظامی. با این حال، کمک اطلاعاتی یا انتقال تجهیزات بهتنهایی نمیتواند جایگزین پدافند هوایی مؤثر، برتری هوایی یا مشارکت مستقیم نظامی یک قدرت بزرگ شود.
اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره کمک محدود روسیه به جمهوری اسلامی، در شرایطی مطرح شده است که دولت او همزمان در پی پیشبرد مذاکرات پایان جنگ اوکراین است. ترامپ در پیام خود تأکید کرده که نمیخواهد با اقدامی نسنجیده، روسیه را از میز مذاکره دور کند و در عین حال میخواهد سطح کمک مسکو به تهران در همین حد باقی بماند.
این موضع را میتوان نشانهای از تلاش واشنگتن برای مدیریت همزمان دو پرونده دانست: جلوگیری از تشدید حمایت روسیه از جمهوری اسلامی و حفظ امکان توافق با کرملین درباره اوکراین. با این حال، اظهارات ترامپ بهتنهایی تضمین نمیکند که روسیه همکاریهای نظامی و اطلاعاتی خود با تهران را متوقف کند.
مسکو نیز باید میان منافع مختلف خود توازن برقرار کند. از یک سو، تضعیف جمهوری اسلامی میتواند یکی از شرکای مهم روسیه در خاورمیانه را آسیبپذیرتر کند؛ از سوی دیگر، حمایت گسترده و آشکار از تهران ممکن است هزینههای بیشتری برای روابط روسیه با آمریکا، اسرائیل و دیگر بازیگران منطقهای به همراه داشته باشد.
همچنین بخش مهمی از توان نظامی روسیه همچنان درگیر جنگ اوکراین است. این محدودیت، در کنار تمایل مسکو به پرهیز از رویارویی مستقیم با آمریکا، احتمال ورود نظامی گسترده روسیه به یک جنگ تازه علیه جمهوری اسلامی را کاهش میدهد.
سفر لاوروف به تهران؛ نشانه حمایت یا مدیریت بحران؟
در چنین شرایطی، سفر سرگئی لاوروف به تهران و دیدار او با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، اهمیت ویژهای دارد. این سفر میتواند فرصتی برای هماهنگی دیپلماتیک، بررسی تحولات جنگ و گفتوگو درباره آینده همکاریهای دوجانبه باشد؛ اما صرف برگزاری این دیدار را نمیتوان نشانهای از تصمیم روسیه برای حمایت نظامی گسترده از ایران دانست.
اظهارات بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نیز نشان میدهد که همکاری روسیه و جمهوری اسلامی همچنان از موضوعات مورد نگرانی تلآویو است. نتانیاهو گفته است این همکاری برخلاف منافع اسرائیل است و هشدار داده که قدرت گرفتن یک ایران هستهای میتواند برای خود روسیه نیز خطرناک باشد.
با این حال، باید میان اعتراض سیاسی اسرائیل به همکاری مسکو و تهران و شواهد مشخص درباره میزان کمکهای نظامی روسیه تفاوت قائل شد. اظهارات نتانیاهو بهخودیخود میزان یا نوع این کمکها را اثبات نمیکند.
چین؛ حمایت اقتصادی و اطلاعاتی، نه تضمین دفاع نظامی
چین نیز در صورت آغاز مجدد جنگ میتواند از طریق حمایت دیپلماتیک از تهران، مخالفت با حملات آمریکا و اسرائیل، ادامه خرید نفت ایران و کمک به حفظ مسیرهای تجاری و اقتصادی، در کاهش فشار بر جمهوری اسلامی نقش داشته باشد. گزارشهای مربوط به ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا همچنین از احتمال انتقال تصاویر ماهوارهای و قطعات مورد استفاده در تسلیحات از سوی چین به ایران حکایت دارند؛ هرچند دامنه دقیق این کمکها بهطور مستقل روشن نیست. پکن در عین حال، به دلیل منافع اقتصادی گسترده خود در تجارت جهانی و خلیج فارس، انگیزهای جدی برای جلوگیری از گسترش جنگ دارد.
با وجود این، توافق راهبردی ۲۵ساله چین و ایران، برخلاف برداشتهایی که گاهی درباره آن مطرح میشود، یک پیمان دفاعی متقابل نیست. ارزیابی کمیسیون بررسی اقتصادی و امنیتی آمریکا و چین نیز نشان میدهد که پکن احتمالاً به حمایت دیپلماتیک و برخی همکاریهای اقتصادی و فناوری دوکاربردی بسنده میکند و تعهدی برای ورود مستقیم به جنگ به سود تهران ندارد. بنابراین، حمایت چین را باید بیشتر در چارچوب حفظ منافع اقتصادی و نفوذ منطقهای این کشور ارزیابی کرد، نه تضمینی برای دفاع نظامی از جمهوری اسلامی.
تهران در جنگ بعدی تا چه اندازه میتواند روی متحدانش حساب کند؟
مجموع شواهد نشان میدهد که جمهوری اسلامی ممکن است در صورت ازسرگیری جنگ همچنان از حمایت سیاسی، همکاریهای اطلاعاتی و برخی کمکهای نظامی غیرمستقیم روسیه و چین برخوردار شود. با این حال، میان این نوع حمایتها و ورود مستقیم به جنگ تفاوتی اساسی وجود دارد.
مسکو و پکن هر دو منافعی در حفظ روابط خود با تهران دارند، اما هیچکدام بر اساس توافقهای موجود، تعهدی برای دفاع نظامی مستقیم از جمهوری اسلامی ندارند. روسیه با محدودیتهای ناشی از جنگ اوکراین روبهروست و چین نیز نمیخواهد منافع اقتصادی و تجاری گسترده خود را در معرض یک رویارویی نظامی پرهزینه قرار دهد.
از این رو، مهمترین پرسش برای تهران نه صرفاً میزان نزدیکی به مسکو و پکن، بلکه میزان آمادگی این دو قدرت برای پذیرفتن هزینههای واقعی یک جنگ تازه است. تا زمانی که نشانهای روشن از تغییر این محاسبات دیده نشود، نمیتوان حمایت دیپلماتیک و کمکهای غیرمستقیم را معادل یک پشتوانه نظامی قابل اتکا دانست.
