در حالیکه بسیاری از تحلیلگران بینالمللی صلح و آتشبس را گزینهٔ منطقی برای تهران در شرایط کنونی میدانند، شواهد و قرائن نشان میدهد رهبران جمهوری اسلامی ترجیح میدهند سطح درگیری با آمریکا را در حد «کنترلشده» نگه دارند، نه صلح کامل و نه جنگ تمامعیار. این گزارش با کنار هم گذاشتن سه رشته از شواهد -سخنان اخیر محمدباقر قالیباف دربارهٔ نحوهٔ کنترل خیابانها پس از کشته شدن خامنهای، تحلیل اقتصادی رسانهها دربارهٔ فشار تحریمها، و موج تازهٔ اعدامهای علنی- تلاش میکند نشان دهد که انگیزهٔ اصلی حکومت برای دوری از صلح واقعی، هراس از قیامی تازه در دل جامعهای است که هر روز بیشتر زیر فشار اقتصادی خرد میشود.
قالیباف: کنترل خیابانها در ساعات بحرانی
محمدباقر قالیباف اخیراً در روایتی از شبهای نخست جنگ، آشکار کرد که او و علی لاریجانی، بلافاصله پس از آنکه رسانههای خارج از ایران خبر کشته شدن خامنهای را منتشر کردند، تصمیم گرفتند این خبر را سحرگاه، در زمانی که مردم بر سر سفرهٔ سحری بودند، رسماً اعلام و از هوادارانشان بخواهند به خیابان بیایند. به گفتهٔ او، اگر این تصمیم گرفته نمیشد، ممکن بود فضای خیابانها به شکل کاملاً دیگری رقم میخورد.
این اعتراف، فارغ از جزئیات آن شب، یک نکتهٔ کلیدی را روشن میکند: در نگاه سران حکومت، لحظهٔ خلأ قدرت -حتی برای چند ساعت- میتواند به فرصتی برای خیزش مردمی تبدیل شود، و از همینرو باید با بسیج زودهنگام نیروهای طرفدار حکومت، خیابان را «اشغال» و از دسترس مخالفان خارج کرد. این همان الگویی است که تحلیلگران اکنون آن را کلید فهم رفتار حکومت در قبال جنگ کنونی با آمریکا میدانند: نه جنگ تمامعیار که کنترل ایران را در سرزمین خودش با ریسک واقعی مواجه کند، و نه صلحی که فضا را برای بازگشت اعتراضهای خیابانی باز بگذارد.
اقتصاد در آستانهٔ انفجار
تحلیلهای منتشرشده دربارهٔ انگیزههای تهران در تداوم درگیری محدود با آمریکا، بهروشنی به بحران اقتصادی داخلی ایران اشاره میکنند: تورم شتابان، بیکاری بالا و نارضایتی گستردهٔ عمومی. بر اساس این تحلیلها، یک درگیری خارجی -هرچند محدود- به حکومت بهانه میدهد تا مخالفتهای داخلی را با عنوان «دفاع ملی» سرکوب کند و فضای امنیتی سختگیرانهتری را توجیهپذیر سازد. به بیان دیگر، جنگ محدود مشکل اقتصادی مردم را حل نمیکند، اما میتواند فشار سیاسی ناشی از آن را، دستکم موقتاً، مهار کند.
نکتهٔ مهمتر اینجاست: یک آتشبس پایدار در شرایط کنونی میتواند برای حکومت خطرناکتر از ادامهٔ جنگ باشد. با فروکش کردن جنگ، محاصرهٔ دریایی بنادر ایران و تحریمها همچنان پابرجا میمانند، رقبای منطقهای فرصت بازپسگیری بازار نفت را مییابند، و اقتصاد ایران بدون هیچ چشمانداز روشنی برای بهبود، رودرروی مردمی قرار میگیرد که از دیماه ۱۴۰۴ تجربهٔ اعتراض خیابانی را از سر گذراندهاند. از این زاویه، ادامهٔ یک تنش کنترلشده – نه صلح و نه جنگ کامل- ابزاری میشود برای آنکه حکومت هم زمان بگیرد و هم بهانهٔ سرکوب داشته باشد.
اعدامهای علنی: زبان ترس، نه قدرت
در روزهای اخیر، دستکم دو تن از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در میدان علیخانیِ اصفهان در ملأ عام اعدام شدند؛ نخستین اعدامهای علنی سال جاری میلادی که پس از سالها وقفهٔ نسبی در این نوع مجازات دوباره اجرا شد. سازمانهای حقوق بشری این اقدام را نه نشانهٔ اقتدار، بلکه شاهدی از نگرانی حکومت از تکرار اعتراضهای خیابانی خواندند و تأکید کردند هدف از بازگرداندن اعدام علنی، ایجاد رعب در جامعه برای پیشگیری از شکلگیری اعتراضهای آینده است.
این توضیح با روایت قالیباف از لزوم کنترل فوری خیابانها و با تحلیل اقتصادی دربارهٔ ریسک بازگشت اعتراضها همخوانی کامل دارد: حکومتی که مطمئن به ثبات خود بود، نیازی به بازگرداندن یکی از خشنترین ابزارهای ارعاب از دهههای گذشته نداشت.
جمعبندی: صلح، خطرناکتر از جنگ محدود
رویهمرفته، این سه رشته از شواهد -اعتراف قالیباف به ضرورت اشغال زودهنگام خیابانها در لحظهٔ بحران، تحلیل اقتصادی دربارهٔ نقش جنگ در سرکوب نارضایتی داخلی، و بازگشت اعدامهای علنی بهعنوان ابزار ارعاب- تصویری هماهنگ ارائه میدهند: جمهوری اسلامی جنگ تمامعیار را نمیخواهد، اما به همان اندازه از صلح واقعی نیز میهراسد. تنش کنترلشده با آمریکا، برای این حکومت، فرصتی است تا بحران اقتصادی و نارضایتی عمیق مردم را در سایهٔ «دفاع ملی» پنهان نگه دارد و در همان حال، با ابزارهایی چون بسیج خیابانی و اعدام علنی، از هرگونه تکرار قیام دیماه پیشگیری کند.
با اینهمه باید در نظر داشت که این قرائت یک تحلیل است، نه واقعیتی اثباتشده؛ برخی ناظران بر این باورند که تصمیمهای تهران بیشتر از سر محاسبات نظامی و دیپلماتیک -مانند حفظ اهرم فشار بر تنگهٔ هرمز یا بابالمندب- گرفته میشود تا صرفاً ملاحظات امنیت داخلی، و ممکن است حکومت به دلایل متعدد و درهمتنیده، و نه فقط ترس از قیام، این مسیر را برگزیده باشد.
