چه اتفاقی افتاده؟
آتشبس و توافقنامه میان جمهوری اسلامی و آمریکا در عمل از همان روزهای نخست زیر پا گذاشته شد؛ واشنگتن با کنار زدن نقش ایران در تنگه هرمز، و تهران با حمله به کشتیها، عملاً کاغذ توافق را پاره کردند.
چرا مهم است؟
هرمز نه یک آبراه ساده که رگ حیاتی انرژی جهان است؛ هر تلاش برای حذف نقش ایران از این معادله، جنگ را از سطح دیپلماسی به سطح میدان میکشاند و بیانیه تهدیدآمیز ناتو در آنکارا نشان میدهد بحران دیگر دوجانبه نیست.
چشمانداز آینده چیست؟
آتشبس کنونی بیش از آنکه صلح باشد، مکثی تاکتیکی است؛ با ادامه فشار آمریکا و ناتو از یک سو و واکنشهای ایران از سوی دیگر، احتمال بازگشت درگیری در مقیاسی وسیعتر بالاست.
با وجود هیاهوی تبلیغاتی حول آتشبس و امضای توافقنامه میان جمهوری اسلامی و آمریکا، رخدادهای چند روز اخیر پرده از واقعیتی تلختر برداشتهاند: این توافق از همان ابتدا مرده به دنیا آمد. شواهد میدانی و سیاسی بیرحمانه نشان میدهند که امید به یک تفاهم پایدار عملاً به باد رفته و صحنه برای از سرگیری درگیریها، اینبار در مقیاسی بهمراتب خطرناکتر، آماده میشود.
نقطه شروع بحران، پیش از نخستین شلیک
در لحظهای که چنین مینمود تهران و واشنگتن بر سر کاهش تنش و تضمین امنیت کشتیرانی به تفاهم رسیدهاند، آمریکا تاکتیک خود را تغییر داد: با پشتیبانی از انتقال بخشی از مسیر کشتیهای تجاری به نزدیکی آبهای عمان، عملاً کوشید اهرم ژئوپلیتیکی ایران بر تنگه هرمز را از میان بردارد. این اقدام هرگز یک جابهجایی ساده دریایی نبود؛ یورشی حسابشده برای بازتعریف موازنه قدرت در حساسترین گلوگاه انرژی جهان بود.
پاسخ ایران نیز درست از همین نقطه شعله کشید؛ حمله به کشتیها در تنگە هرمز، اقدامی کە بیش از آنکه صرفاً یک اقدام نظامی باشد، اخطاری آشکار بود مبنی بر اینکه هیچ مسیر جایگزینی در تنگه هرمز، بدون به رسمیت شناختن نقش ایران، روی امنیت پایدار حساب نکند. به بیان دیگر، بحرانها همیشه با شلیک نخستین موشک آغاز نمیشوند؛ گاهی با نخستین تلاش برای بر هم زدن موازنه قدرت شروع میشوند.
در مقابل امریکا سەشنبە موج جدیدی از حملات هوایی بە شش نقطە در جنوب ایران را انجام داد حملاتی کە بە گفتە کارشناسان سهمگینتر از حملاتی بود کە پیشتر و بعد از اعلام آتش بس انجام دادە بود، پیامی صریح بە جمهوری اسلامی کە حملات بە کشتی ها در تنگە هرمز را برنمی تابد.
از سوی دیگر وزارت خزانە داری امریکا معافیت ها برای فروش نفت ایران را تعلیق کرد و این میتواند همچون نشانەای برای از بین رفتن بند ٥ توافق نامە تهران و واشنگتون قلمداد شود.
این اقدامات، تفاهم چندروزه پیشین را به کاغذ پاره بدل کرد و پیامی صریح برای تهران داشت: قواعد بازی یکطرفه در حال تغییر است.
فشار ناتو؛ خط و نشان هستهای و بیانیهای که تهران را هدف گرفت
همزمان با این تنش، نشست سران پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در آنکارا با صدور بیانیهای پایانی به کار خود پایان داد؛ بیانیهای که لحن آن هرگز دیپلماتیک نبود. سران کشورهای عضو این پیمان بار دیگر با صراحت تمام تأکید کردند که ایران نباید و نخواهد توانست به سلاح هستهای دست یابد.
در حاشیه این نشست، سران ناتو فراتر رفتند و مستقیماً از ایران خواستند به آزادی کشتیرانی و تردد بازرگانی در تنگه استراتژیک هرمز پایبند بماند؛ خواستهای که آن را بخشی جداییناپذیر از تضمین امنیت دریانوردی بینالمللی عنوان کردند. پیام این بیانیه برای تهران روشن است: فشار دیگر تنها از سوی واشنگتن نیست، بلکه با پشتوانهای گستردهتر از سوی غرب اعمال میشود.
توافقی که از پیش شکسته بود
مجموعه این رخدادها -از یورش آمریکا برای حذف نقش ایران در هرمز و واکنش نظامی تهران، تا فشار سیاسی و امنیتی ناتو در آنکارا بر سر پرونده هستهای و آزادی کشتیرانی- تصویری روشن از یک آتشبس توخالی به دست میدهد؛ توافقی که هرگز بر پایه اعتماد بنا نشده بود و صرفاً محصول محاسبات لحظهای و شکننده طرفین بود. ادامه این فشارهای متقاطع، بهویژه بر گرهگاه حیاتی تنگه هرمز، این احتمال را بهشدت تقویت میکند که آنچه امروز «آتشبس» خوانده میشود، چیزی نیست جز مکثی کوتاه پیش از دوری تازه و شاید ویرانگرتر از رویارویی.
