پس از حدود یک ماه سکوت نسبی در جبهه نظامی، درگیری مستقیم میان ایران و آمریکا بار دیگر از سر گرفته شد. حمله آمریکا به جزیره لارک در تنگه هرمز و پاسخ سریع ایران به پایگاههای آمریکایی در امارات و اردن، این پرسش را دوباره مطرح کرده که آیا جنگ ششماههای که از فوریه ۲۰۲۶ آغاز شده، وارد مرحلهای خطرناکتر میشود یا همچنان در همان الگوی «تشدید محدود و عقبنشینی» باقی میماند.
چه اتفاقی افتاد؟
بامداد یکشنبه، نیروهای آمریکایی به دو سکوی پرتاب موشک در جزیره لارک، نزدیک باریکترین بخش تنگه هرمز، حمله کردند. به گفته مقامهای آمریکایی، نیروهای سپاه پاسداران در حال آمادهسازی موشکهایی بودند که قرار بود مینهای دریایی را به داخل تنگه پرتاب کنند. این حمله، اولین اقدام نظامی مستقیم آمریکا علیه ایران از اواخر ژوئیه به اینسو بود. رسانههای ایرانی از جمله ایرنا و فارس نیوز از کشته و زخمیشدن چند نظامی و غیرنظامی خبر دادند و سپاه پاسداران رسماً وعده «پاسخ و مجازات» داد.
پاسخ ایران چند ساعت بعد آمد. سپاه پاسداران با دهها پهپاد انفجاری به پایگاه هوایی الحداد در امارات، جایی که نیروها و بالگردهای آمریکایی مستقر هستند، حمله کرد و همزمان با ترکیبی از موشکهای بالستیک و پهپاد، دو پایگاه آمریکایی در اردن را هدف گرفت. به گزارش رسانهها، موشکهای شلیکشده به سمت اردن رهگیری شدند و گزارشی از خسارت در آنجا نرسید. رئیسجمهور ایران، مسعود پزشکیان، که همزمان برای شرکت در اجلاس سازمان همکاری شانگهای راهی قرقیزستان بود، تأکید کرد ایران بهدنبال جنگ نیست اما در برابر تجاوز واکنش نشان خواهد داد.
زمینه: جنگی که قرار بود تمام شده باشد
این جنگ در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ با حملات هماهنگ آمریکا و اسرائیل به تأسیسات نظامی و هستهای ایران آغاز شد؛ عملیاتی که به کشتهشدن رهبر وقت ایران نیز منجر شد و موجی از پاسخهای موشکی و پهپادی ایران را در پی داشت. از آن زمان، با وجود توافقهای آتشبس موقت در ماههای بعد، درگیریهای پراکنده در تنگه هرمز، جزایر خارک، لاوان و قشم ادامه داشته است. تنگه هرمز که حدود بیست درصد از نفت جهان از آن عبور میکند، عملاً از ابتدای جنگ تا حد زیادی مسدود بوده و ترافیک کشتیرانی در آن به حدود بیست درصد سطح پیش از جنگ کاهش یافته است.
از حدود دو هفته پیش، سیاست آمریکا بهجای حملات نظامی گسترده، به سمت فشار اقتصادی چرخیده بود؛ کارزاری با عنوان «عملیات طرد اقتصادی» که هدف آن تشدید تحریمها علیه ایران است. همزمان، مذاکرات دیپلماتیک میان دو طرف، که گاه از طریق عمان و قطر پیگیری میشد، هرگز به نتیجه نرسیده و اکنون بهطور کامل متوقف شده است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اخیراً گفته برخلاف وعدههای اولیهاش برای پایان سریع جنگ، اکنون «عجلهای» برای از سرگیری مذاکرات ندارد.
آیا این آغاز دور تازهای از جنگ است؟
پاسخ قطعی به این پرسش دشوار است و تحلیلگران نظر یکسانی ندارند. از یک سو، الگوی رفتاری هر دو طرف در ماههای اخیر نشان میدهد که حملات نقطهای مانند این مورد، معمولاً محدود باقی مانده و به تشدید تمامعیار منجر نشدهاند؛ نمونه آن حمله ماه مه به تهران و بندرعباس بود که با پاسخ محدود ایران خاتمه یافت. از سوی دیگر، چند عامل نگرانکننده در وضعیت فعلی وجود دارد: نبود کانال مذاکراتی فعال، تشدید همزمان تحریمهای اقتصادی، و درگیرشدن مستقیم امارات بهعنوان میزبان پایگاههای آمریکایی، که خطر گسترش جغرافیایی درگیری را افزایش میدهد.
بازار جهانی نفت به این تحولات واکنش نشان داد؛ قیمت نفت بیش از دو درصد افزایش یافت و سهام اروپایی نیز در ابتدای معاملات روز دوشنبه با افت مواجه شد. این واکنش نشان میدهد که بازارها این رویداد را نه یک حادثه جدا، بلکه بخشی از یک ریسک ژئوپلیتیک پایدار در نظر میگیرند.
جمعبندی
آنچه در ۲۴ ساعت گذشته رخ داد، نشان میدهد جنگ ایران-آمریکا با وجود کاهش شدت در هفتههای اخیر، همچنان از قابلیت اشتعال دوباره برخوردار است. تنگه هرمز، بهعنوان یکی از حساسترین گلوگاههای انرژی جهان، همچنان محور اصلی این بحران باقی میماند. در نبود مذاکرات فعال و با ادامه فشار اقتصادی آمریکا، سناریوهای پیش رو از «بازگشت به همان الگوی درگیریهای محدود» تا «تشدید تدریجی و گسترش جغرافیایی جنگ» را در بر میگیرد. آنچه مسلم است اینکه وضعیت هنوز به ثبات نرسیده و تحولات روزهای آینده، بهویژه واکنش آمریکا به حملات ایران به امارات و اردن، نقشی تعیینکننده در مسیر بعدی این بحران خواهد داشت.
