خانهژن، ژیان، ئازادیزنان و ملت؛ از نماد مقاومت تا کنشگران تاریخساز:بازخوانی نقش زنان در...

زنان و ملت؛ از نماد مقاومت تا کنشگران تاریخساز:بازخوانی نقش زنان در مبارزه، هویت و آزادی

روشنا ژیان

مقدمه: چه کسی تاریخ را روایت می‌کند؟

در روایت‌های رسمی، حضور زنان همواره ثبت شده اما سوژه‌گی سیاسی آنان به رسمیت شناخته نشده است. زنان جنگیده‌اند، ساختارهای اجتماعی را بازتولید کرده‌اند و در بزنگاه‌های تاریخی دست به انتخاب زده‌اند؛ اما گفتمان‌های غالب، آنان را نه به عنوان کنشگران تاریخ‌ساز، بلکه به عنوان نمادهایی پساتعیین‌شده برای داستانهای “بزرگتر” استفاده کرده‌اند.

گاه زن، نماد وطن بوده است،

گاه نماد شرافت،

و گاه نماد رنج یا مقاومت.

 اما پشت هر نماد، یک سوژەی انسانی با اراده قرار دارد.

انسانی با اراده، اندیشه، تجربه و حق انتخاب.

پرسش بنیادین این است:

چگونه زنان از ابزارهای گفتمانی به سوژه‌های فعال تاریخ تبدیل می‌شوند؟

تاریخ، تنها مجموعه‌ای از جنگ‌ها، پیمان‌ها و تصمیم‌های رهبران سیاسی نیست.

تاریخ، زندگی میلیون‌ها انسانی است که در شرایط دشوار، جامعه را حفظ کرده‌اند، مقاومت کرده‌اند و مسیر آینده را تغییر داده‌اند.

اما برای قرن‌ها، روایت رسمی تاریخ اغلب مردانه بوده است.

نام فرماندهان ثبت شده است.

نام سیاستمداران ثبت شده است.

نام رهبران ثبت شده است.

اما تجربه زنان، کار زنان و مبارزه زنان، بسیار کمتر دیده شده است.

این حذف تصادفی نیست.

زیرا قدرت فقط با کنترل سیاست و اقتصاد عمل نمی‌کند؛ قدرت با کنترل روایت‌ها نیز عمل می‌کند.

هر جامعه‌ای که تصمیم می‌گیرد چه کسی قهرمان باشد و چه کسی در حاشیه بماند، در واقع درباره معنای تاریخ تصمیم می‌گیرد.

و در این میان، مسئله زنان یکی از مهم‌ترین میدان‌های این مبارزه بر سر روایت است.

زن؛ میان نماد شدن و انسان بودن

در بسیاری از جوامع، زنان نقش مهمی در حفظ هویت فرهنگی و اجتماعی داشته‌اند.

زبان، فرهنگ، حافظه تاریخی و ارزش‌های یک جامعه، اغلب از طریق زندگی روزمره زنان منتقل شده است.

زنان نسل‌ها را پرورش داده‌اند، خاطره‌ها را حفظ کرده‌اند و در شرایط دشوار، امکان ادامه زندگی را فراهم کرده‌اند.

اما همین جایگاه، گاهی به محدود کردن زنان نیز منجر شده است.

زیرا زمانی که جامعه زن را فقط به‌عنوان «حامل فرهنگ» یا «نماد ملت» تعریف می‌کند، ممکن است فردیت و استقلال او نادیده گرفته شود.

زنی که فقط نماد باشد، ممکن است مورد احترام قرار گیرد، اما همیشه صدایش شنیده نمی‌شود.

زنی که فقط نماینده یک ملت باشد، ممکن است ستایش شود، اما همیشه حق تصمیم‌گیری درباره زندگی خود را پیدا نمی‌کند.

این تناقض، یکی از مسائل مهم در رابطه میان زنان، ملت و قدرت است.

ملت‌ها اغلب از زنان برای بازنمایی هویت خود استفاده کرده‌اند؛ از پوشش گرفته تا زبان، از خانواده گرفته تا مفهوم «شرافت».

اما پرسش اساسی این است:

اگر زنان حامل هویت یک جامعه هستند، چرا همیشه در تعیین آینده آن جامعه سهم برابر ندارند؟

اگر زنان سازندگان فرهنگ‌اند، چرا در بسیاری از مواقع از تصمیم‌گیری سیاسی و اجتماعی کنار گذاشته می‌شوند؟

این پرسش‌ها نشان می‌دهد که مسئله فقط دیده شدن زنان نیست؛ مسئله این است که زنان چگونه دیده می‌شوند.

آیا آنان به‌عنوان انسان‌هایی با اراده و انتخاب دیده می‌شوند؟

یا فقط به‌عنوان تصویری برای اهداف بزرگ‌تر سیاسی و اجتماعی؟

زنان در تاریخ مبارزه؛ از حاشیه به مرکز

تاریخ مبارزات اجتماعی و سیاسی بدون حضور زنان ناقص است.

زنان در انقلاب‌ها، جنبش‌های آزادی‌خواهانه، مبارزات ضد استعماری، جنبش‌های کارگری و مقاومت‌های مردمی حضور داشته‌اند.

اما روایت رسمی اغلب این حضور را کم‌رنگ کرده است.

در بسیاری از موارد، زنان در زمان بحران به رسمیت شناخته می‌شوند، زیرا جامعه به توانایی، شجاعت و سازمان‌دهی آنان نیاز پیدا می‌کند.

اما پس از پایان بحران، همان جامعه ممکن است دوباره آنان را به نقش‌های محدودتر بازگرداند.

این الگو بارها در تاریخ تکرار شده است.

زنان در لحظه‌های سرنوشت‌ساز حضور دارند، اما سهم آنان در روایت نهایی تاریخ کمتر از نقش واقعی‌شان است.

در مبارزات ضداستعماری الجزایر، زنان در کنار مردان علیه استعمار فرانسه ایستادند.

در ویتنام، زنان بخش مهمی از مقاومت مردمی بودند و در عرصه‌های مختلف مبارزه نقش داشتند.

در اروپا، زنان در شبکه‌های مقاومت علیه فاشیسم فعالیت کردند.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که زنان نه مهمان تاریخ، بلکه سازندگان تاریخ بوده‌اند.

اما یک پرسش همچنان باقی می‌ماند:

چرا جامعه‌ها اغلب حضور زنان را در زمان فداکاری می‌پذیرند، اما در زمان تقسیم قدرت با دشواری بیشتری آن را قبول می‌کنند؟

زنان کورد؛ از نماد مقاومت تا کنشگران تاریخ

تاریخ کوردستان را نمی‌توان بدون تحلیل نقش زنان در بازتولید اجتماعی و ساختار مبارزه فهمید.

زنان کورد تنها قربانیان سرکوب ملی یا قهرمانان رمزی مقاومت نیستند؛

آنان پیش از هر چیز سوژه‌های جامعه‌شناختی و سیاسی هستند.

تجربه سال‌های اخیر نشان داد که حضور زنان، فراتر از یک ضرورت دفاعی یا نظامی، گسستی عمیق در مناسبات سنتی قدرت ایجاد کرده است. زنی که در ساختارهای مردسالارانه و سرمایه‌داری همواره به عنوان “دیگری نیازمند حمایت” تعریف می‌شد، خود به کارگزار تغییر و پایەگذار ساختارهای برابری‌خواهانه تبدیل شده است.

تاریخ کوردستان را نمی‌توان بدون نقش زنان فهمید.

زنان کورد در دوره‌های مختلف، در ساختن زندگی اجتماعی، حفظ فرهنگ، انتقال زبان، سازمان‌دهی جامعه و مبارزات سیاسی حضور داشته‌اند.

حضور آنان محدود به لحظه‌های بحران نبوده است.

پیش از آنکه زن کورد در تصاویر مقاومت دیده شود، او در زندگی روزمره، در خانواده، در جامعه و در حفظ حافظه تاریخی یک ملت نقش داشته است.

اما بسیاری از روایت‌های تاریخی، زنان کورد را اغلب در دو تصویر محدود کرده‌اند:

یا به‌عنوان قربانیان خشونت و سرکوب،

یا به‌عنوان نمادهای قهرمانی و مقاومت.

هر دو تصویر بخشی از واقعیت را نشان می‌دهند، اما هیچ‌کدام تمام حقیقت نیستند.

زن کورد، پیش از آنکه قربانی یا قهرمان باشد، یک انسان سیاسی و اجتماعی است.

او صاحب تجربه، اندیشه، انتخاب و اراده است.

در دهه‌های اخیر، حضور زنان کورد در جنبش‌های اجتماعی و سیاسی و همچنین مقاومت‌های دفاعی، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.

به‌ویژه در مبارزه علیه داعش، زنان کورد در شمال و شرق سوریه نقش برجسته‌ای ایفا کردند و نشان دادند که زنان می‌توانند نه فقط در جایگاه قربانی جنگ، بلکه در جایگاه تصمیم‌گیرنده و مدافع جامعه حضور داشته باشند.

این تجربه، تصویر سنتی از نقش زنان در جنگ و سیاست را به چالش کشید.

زنی که همیشه در بسیاری از روایت‌ها کسی معرفی می‌شد که باید از او محافظت شود، خود به یکی از نیروهای حفاظت از جامعه تبدیل شد.

اما اهمیت این تجربه فقط در حضور نظامی زنان نیست.

اهمیت اصلی در تغییر نگاه به زن است.

زنان کورد نشان دادند که زنان می‌توانند هم‌زمان برای حقوق جامعه خود، برای آزادی و برای جایگاه برابر خود مبارزه کنند.

مقاومت زنان؛ فراتر از میدان مبارزه

مقاومت زنان را نباید فقط در میدان‌های نظامی جست‌وجو کرد.

مقاومت شکل‌های مختلفی دارد.

گاهی مقاومت، دفاع از زبان و فرهنگ است.

گاهی آموزش دادن در شرایط دشوار است.

گاهی سازمان‌دهی اجتماعی است.

گاهی مبارزه برای حقوق برابر در جامعه است.

گاهی تلاش برای اینکه یک انسان بتواند درباره زندگی خود تصمیم بگیرد.

زنان در ایران و کوردستان، در دهه‌های مختلف، در برابر اشکال گوناگون تبعیض و حذف ایستاده‌اند.

این مبارزه همیشه با سلاح همراه نیست.

گاهی یک زن با حفظ صدای خود مقاومت می‌کند.

گاهی با نوشتن.

گاهی با فعالیت اجتماعی.

گاهی با ایستادگی در برابر ساختارهایی که می‌خواهند او را نامرئی کنند.

به همین دلیل، مفهوم مقاومت زنان باید گسترده‌تر از تصویر جنگ و مبارزه مسلحانه دیده شود.

زیرا ساختن جامعه نیز نوعی مقاومت است.

حفظ امید نیز نوعی مقاومت است.

و تلاش برای برابری نیز نوعی مقاومت تاریخی است.

آزادی ملت و آزادی زنان؛ دو مسیر جدا نیستند

یکی از مهم‌ترین پرسش‌های هر جنبش رهایی‌بخش این است:

آزادی برای چه کسانی؟

اگر جامعه‌ای برای عدالت، کرامت و آزادی مبارزه کند، اما زنان همچنان از حق تصمیم‌گیری، قدرت سیاسی و فرصت‌های برابر محروم باشند، آیا می‌توان گفت آن جامعه واقعاً آزاد شده است؟

آزادی یک ملت نباید به معنای آزادی فقط بخشی از آن ملت باشد.

تجربه تاریخی نشان داده است که هیچ جنبش رهایی‌بخشی نمی‌تواند مسئله زنان را به آینده‌ای نامعلوم موکول کند.

بارها در تاریخ گفته شده است:

«اکنون زمان مبارزه است؛ بعدا درباره حقوق زنان صحبت خواهیم کرد.»

اما این «بعدا» اغلب تبدیل به فراموشی شده است.

زیرا ساختارهای نابرابر به‌سادگی از بین نمی‌روند؛ حتی پس از تغییرات بزرگ سیاسی.

اگر زنان در دوران مبارزه به‌عنوان نیروی برابر شناخته شوند، اما پس از پیروزی دوباره به نقش‌های محدود بازگردانده شوند، معنای واقعی رهایی ناقص باقی می‌ماند.

فمینیسم؛ نه مخالف ملت، بلکه مخالف حذف زنان

فمینیسم دشمن هویت‌های جمعی، فرهنگ‌ها یا ملت‌ها نیست.

مسئله فمینیسم این نیست که زنان نباید از جامعه، مردم یا آرمان‌های خود دفاع کنند.

مسئله این است که زنان نباید فقط زمانی ارزشمند شمرده شوند که برای یک هدف بزرگ‌تر فداکاری می‌کنند.

زنی که امروز در صف اول مقاومت ایستاده است، باید فردا نیز حق داشته باشد در ساختن جامعه نقش برابر داشته باشد.

زنی که در سخت‌ترین شرایط مسئولیت پذیرفته است، نباید پس از پایان بحران از تصمیم‌گیری کنار گذاشته شود.

مبارزه برای آزادی، زمانی کامل است که آزادی را برای همه بخواهد.

نه فقط برای یک گروه.

نه فقط برای یک جنسیت.

نه فقط برای یک نسل.

زنان، صاحبان تاریخ‌اند

تاریخ اغلب با نام کسانی نوشته شده که قدرت رسمی داشته‌اند.

اما تاریخ واقعی، فقط تاریخ فرماندهان و رهبران نیست.

تاریخ واقعی، تاریخ کسانی است که زندگی را حفظ کرده‌اند، مقاومت کرده‌اند و امکان آینده را ساخته‌اند.

زنان در سراسر جهان، در کنار مبارزات بزرگ اجتماعی و سیاسی، بارها نشان داده‌اند که نه حاشیه تاریخ، بلکه بخشی از مرکز آن هستند.

زنان کورد، زنان ایرانی و زنان سراسر جهان، تنها روایت‌شده‌های تاریخ نیستند؛ آنان روایت‌کنندگان و سازندگان تاریخ نیز هستند.

آنان فقط نماد مقاومت نیستند.

آنان خود مقاومت‌اند.

سخن پایانی: از نماد مقاومت تا صاحبان تاریخ

زنان، نه ناموس ملت‌اند.

نه ابزار تبلیغات سیاسی.

نه بازنمایی‌های روایتی برای استفاده در روایت‌های دیگران.

آنان کنشگران خودآگاه، سازندگان جوامع و نویسندگان اصلی فرایندهای تاریخی‌ند

آنان انسان‌هایی با اراده، اندیشه و حق انتخاب‌اند.

اگر زنی برای دفاع از جامعه خود مبارزه می‌کند، باید به انتخاب و آگاهی او احترام گذاشت.

اگر زنی برای صلح، عدالت و برابری مبارزه می‌کند، باید صدای او شنیده شود.

و اگر جامعه‌ای می‌خواهد واقعا آزاد باشد، باید زنان را نه فقط در لحظه‌های بحران، بلکه در تمام لحظات زندگی در مرکز تصمیم‌گیری قرار دهد.

رهایی واقعی زمانی رخ می‌دهد که هیچ انسانی به نماد تقلیل نیابد و ساختارهای سرکوب به‌طور هم‌زمان برچیده شوند.

زن، فقط تصویر یک ملت نیست.

زن، سازنده آن ملت است.

زنان، بخش حاشیه‌ای تاریخ نیستند؛ آنان سوژه‌های فعال و تاریخ‌ساز حال و آینده‌اند.

از نماد مقاومت تا صاحبان تاریخ؛ این مسیر مبارزه‌ای است که زنان طی کرده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند.

مقالات دیگر