اعلام «توافقنامه مکه برای دفاع مشترک» میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را نباید یک رویداد دیپلماتیک عادی دانست. این پیمان، آخرین حلقه از زنجیرهای از تحولات منطقهای است که پس از جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی شکل گرفته و نشان میدهد همسایگان ایران، فارغ از اختلافنظرهایشان با تلآویو و واشنگتن، دیگر حاضر نیستند امنیت خود را یکسویه به اتکای رفتار حکومت ایران گره بزنند.
برخی تحلیلها این ائتلاف را صرفاً یک «ببر کاغذی» و معاملهای دلاری میان سه بازیگر با انگیزههای ناهمگون میخوانند. اما روی دیگر ماجرا را باید در سناریویی محتملتر جستوجو کرد: تلاشی در برابر اسرائیل از یک سو، و ایجاد سپری در برابر تهدیدهای پیوسته حکومت ایران و بازوهای نیابتیاش از سوی دیگر.
چرخش استراتژیک ریاض؛ چرا حالا؟
در روایتی که این روزها میان تحلیلگران قوت گرفته، محرک اصلی آنکارا لزوماً ترس از جمهوری اسلامی نیست، بلکه نگرانی از تهدیدات حکومت اسرائیل است که ترکیه را «ایران بعدی» خوانده.
فرزین ندیمی، پژوهشگر امور دفاعی و امنیتی در مؤسسه واشینگتن، امضای این پیمان سهجانبه را تلاشی برای تقویت بازدارندگی در برابر تهدیدهای منطقهای ارزیابی میکند. به گفته او، جنگهای دو سال گذشته آسیبپذیری زیرساختهای منطقه -بهویژه در خاک عربستان- را برملا کرد و ریاض اکنون میکوشد با تکیه بر توان دفاعی ترکیه و ظرفیت هستهای پاکستان، سپری در برابر تهدیدهای احتمالی بسازد؛ سپری که تا امروز، با همه هزینههای سنگین شراکت با واشنگتن، هرگز بهطور کامل تضمین نشده بود.
توهم چتر ناتو؛ آنکارا در جستوجوی دلار، نه جنگ با تهران
ریاض با این تصور وارد میدان شده که با جذب ترکیه، سایهای از «بازدارندگی ناتو» خریده است. واقعیت اما پیچیدهتر است:
پیمانکاری، نه اتحاد: ماده ۵ ناتو شامل ماجراجوییهای برونمرزی اعضا در خلیج فارس نمیشود. اقتصاد ترکیه در وضعیتی شکننده به سر میبرد و حضور اردوغان در این پیمان، بیش از آنکه تعهدی امنیتی برای دفاع از ریاض باشد، نقش یک پیمانکار نظامی برای جذب دلارهای سعودی است.
نیاز آنکارا به موازنه، نه تقابل: ترکیه بهشدت نگران پروژه «خاورمیانه جدید» نتانیاهوست و برای موازنه در برابر اسرائیل، همچنان به وجود جمهوری اسلامی بهعنوان یک وزنه تعادل در معادلات منطقه نیاز دارد. اردوغان بعید است برای دفاع از چاههای نفت سعودی، خود را در تقابلی ژئوپلیتیک با تهران قرار دهد.
پاکستان؛ دلار در ازای امضا
بحران بقا: پاکستان با شکافهای عمیق سیاسی، ناامنی داخلی و فروپاشی اقتصادی دستبهگریبان است. برای اسلامآباد، این پیمان چیزی بیش از یک معامله دلاری برای دورزدن فشار نهادهای مالی غربی نیست.
ناتوانی عملیاتی: کشوری که در تأمین امنیت داخلی خود درمانده است، توان واقعی چه اندازه برای رویارویی با زرادخانه موشکی جمهوری اسلامی دارد؟ همان پارلمانی که در اوج ثبات نسبی سال ۲۰۱۵ حاضر نشد برای عربستان در جنگ یمن خون بدهد، در سال ۲۰۲۶ و با اقتصادی ویرانتر، بهسختی بتوان تصور کرد داوطلبانه هدف موشکهای ایران قرار گیرد.
در حاشیه: بخشی از پروژه بزرگتر مهار
برخی ناظران این توافق را حلقهای از سلسله ابتکارهای آمریکا برای توانمندسازی کشورهای منطقه در مهار جمهوری اسلامی میدانند؛ رویکردی که به واشنگتن اجازه میدهد بیآنکه مستقیماً درگیر شود، بار بازدارندگی را میان متحدان منطقهای توزیع کند.
شاهزاده خالد بن سلمان، وزیر دفاع سعودی، در واکنش به این توافق گفته چارچوب شراکت دفاعی بلندمدت میان سه کشور استحکام یافته و این پیمان در تقویت بازدارندگی و هماهنگی میان «کشورهای برادر» نقشآفرین خواهد بود.
تحلیل: نظمی که با شکست محاسبات نتانیاهو متولد شد
مصطفی نجفی، تحلیلگر مسائل بینالملل، در یادداشتی که در اختیار انصافنیوز قرار داده، مینویسد جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران بسیاری از مفروضات حاکم بر معادلات منطقه را به چالش کشید.
به نوشته او، این تجربه بیش از هر کشوری عربستان را نسبت به آسیبپذیری نظم امنیتی موجود حساس کرده است. ریاض دههها امنیت خود را بر شراکت راهبردی با آمریکا بنا کرده بود، اما این جنگ نشان داد اتکا به یک قدرت خارجی، تضمینی برای مصونیت از پیامدهای جنگ نیست. از این زاویه، نزدیکی عربستان به ترکیه و پاکستان را باید تلاشی برای متنوعسازی شرکای امنیتی و جبران کسری موازنه در برابر تهدیدهای احتمالی جمهوری اسلامی و اسرائیل هر دو دانست.
به گفته نجفی، بر اساس بند اصلی این پیمان، حمله مسلحانه به هر یک از اعضا، حمله به همه اعضا تلقی میشود؛ اما پرسش واقعی این است که آیا این تعهد سیاسی-حقوقی در عمل به اقدام نظامی مشترک تبدیل خواهد شد؟ او معتقد است اگر در جنگی گستردهتر، جمهوری اسلامی در واکنش به حملات آمریکا عربستان را هدف بگیرد، بعید است ترکیه یا پاکستان مستقیماً وارد جنگ با تهران شوند. ترکیه منفعتی در تقابل مستقیم با همسایهای مهم و تأثیرگذار بر اقتصاد و امنیتش ندارد، و پاکستان نیز با محدودیتهای اقتصادی و امنیتی خود بعید است جبههای پرهزینه علیه ایران باز کند. بهاینترتیب، واکنش احتمالی این دو کشور در طیفی میان بیتفاوتی و حمایت سیاسی، اطلاعاتی و لجستیکی -نه ورود تمامعیار به جنگ- خلاصه خواهد شد. قدرت واقعی این ائتلاف، به باور نجفی، بیشتر در بازدارندگی نمادین آن نهفته است تا در توان واقعی اعضا برای جنگیدن در کنار هم.
نگرانی اسرائیل؛ بله و خیر همزمان
مئیر جاودانفر، کارشناس مسائل اسرائیل، در پاسخ به این پرسش که آیا این توافق اسرائیل را نگران کرده، میگوید از یک زاویه بله؛ این پیمان میتواند عادیسازی روابط آینده اسرائیل و عربستان را دشوارتر کند، بهویژه که یکی از اهداف حماس در حمله ۷ اکتبر، همین جلوگیری از نزدیکی ریاض و تلآویو بود، و اکنون اردوغان نیز موضعی بسیار تند در برابر اسرائیل گرفته است. اما از زاویهای دیگر، پاسخ منفی است، چرا که یکی از اهداف اصلی این پیمان همچنان مهار جمهوری اسلامی است.
پیام دوگانه ریاض؛ به تهران و به واشنگتن
فرشته پزشک، کارشناس روابط بینالملل، معتقد است برای عربستان روشن است که با وجود توقف فعلی حملات آمریکا به ایران، ریشه اختلاف میان واشنگتن، اسرائیل و جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست و احتمال از سرگیری جنگ در آینده کم نیست؛ بهویژه که حکومت ایران بارها تهدید کرده و احتمال حملات از شمال و جنوب عربستان -از طریق حوثیها و شبهنظامیان عراق- بالاست.
به گفته او، ریاض با این پیمان دو پیام همزمان میفرستد: به جمهوری اسلامی میگوید هر حملهای بیپاسخ نخواهد ماند، و به واشنگتن یادآوری میکند که اکنون شراکت امنیتی موازی دیگری هم دارد؛ به این معنا که حمله احتمالی آمریکا به ایران میتواند دامنه جنگ را فراتر از آنچه واشنگتن تحمل میکند گسترش دهد. این پیام دوگانه، هم برای تهران و هم برای واشنگتن هزینه ایجاد میکند، مگر آنکه امنیت ریاض تضمین شود. به باور او، یکی دیگر از انگیزههای این پیمان، کاهش اتکای صرف به آمریکاست؛ چرا که واشنگتن تاکنون نتوانسته چتر امنیتی و بازدارندگی مطمئنی برای عربستان فراهم کند.
هویت منطقهای پیمان؛ چرا اینبار میتواند دوام بیاورد
موسی شریفی، خبرنگار و تحلیلگر مسائل جهان عرب، این توافق را در ادامه سلسله پیمانهای ناکام گذشته -از جمله ائتلاف ناکارآمد عربستان با کشورهای عربی علیه حوثیها- میبیند، اما با تفاوتی مهم: پیمان عربستان با ترکیه و پاکستان هویتی منطقهای و اسلامی دارد و هر سه کشور روابط خوبی با آمریکا دارند. واشنگتن نیز که سالهاست میکوشد مسئولیت امنیت منطقه را به بازیگران محلی واگذار کند تا تمرکزش را بر چین و روسیه بگذارد، از این توافق استقبال میکند. از نظر او، این سه کشور در بسیاری از پروندهها -از سوریه تا هرمز- نگاه مشترک دارند و مشکل فرقهای جدیای با هم ندارند. هدف اصلی پیمان، به گفته شریفی، بازدارندگی و تقویت موقعیت این کشورهاست، نه رویارویی مستقیم؛ عربستان نمیخواهد وارد جنگ با ایران شود، بلکه میخواهد قدرت چانهزنی خود را در برابر جمهوری اسلامی برای آینده تقویت کند.
