خانهگزارش روزمرگ و تشییع خامنه‌ای: نمایش قدرت در دل بحران

مرگ و تشییع خامنه‌ای: نمایش قدرت در دل بحران

چکیده

  • چه اتفاقی افتاد؟ علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در حملات مشترک آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ کشته شد و پس از چهار ماه تأخیر، مراسم تشییع چند روزه او از ١٣ تیرماە شروع شدە و قرار است بە مدت یک هفتە در تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد ادامە داشتە باشد.
  • چرا مهم است؟ این مراسم هم‌زمان با جانشینی پرمناقشهٔ مجتبی خامنه‌ای، تداوم بحران اقتصادی و همزمانی ان با مزاکرات مناشقەبرانگیز میان تهران و واشنگتون آزمونی برای انسجام و بقای نظام به شمار می‌رود.
  • چشم‌انداز چیست؟ علیرغم صرف هزینەهای سنگین برای مراسم تشیع و تدفین علی خامنەای اما  شکاف میان نمایش حکومتی و واقعیت اجتماعی پردە از این حقیقت برمیدارد کە شکاف های میان جامعە و نمایش های حکومت برای مشروعیت بخشی چنان گستردە است کە ظهور مجدد جنبش و خیزش های اجتماعی در آیندەای نزدیک قابل پیش بینی است.

تضاد میان نمایش حکومت و شکنندگی واقعی نظام

پوشش رسانه‌های بزرگ بین‌المللی از تشییع خامنه‌ای عمدتاً بر تضاد میان نمایش قدرت حکومتی و شکنندگی واقعی نظام تمرکز داشته است. رویترز مراسم را نشانه‌ای از حفظ قدرت سخت‌گیرانه در ایرانِ پساجنگ توصیف کرد و واشنگتن‌پست آن را فرصتی برای رژیم بازمانده دانست تا پس از ماه‌ها جنگ با اسرائیل و آمریکا، قدرت خود را به نمایش بگذارد. خبرگزاری‌ها به‌طور مشخص به نمادپردازی زمان‌بندی مراسم توجه کرده‌اند؛ سی‌ان‌ان یادآور شد که آغاز رسمی تشییع در تهران دقیقاً با روز استقلال ۲۵۰سالگی آمریکا هم‌زمان شده و بخشی از تشریفات نیز با ایام محرم و عزاداری امام حسین تلاقی داشته است. وال‌استریت‌ژورنال این هم‌زمانی را نوعی «اعلام سرکشی» ایران در برابر واشنگتن دانست.

گزارش‌های ان‌بی‌سی و ان‌پی‌آر نیز بر دوگانگی احساسات در میان شهروندان ایرانی تأکید کرده‌اند؛ در حالی که بخشی از حاضران با شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «انتقام» در مراسم شرکت کردند، شماری از خانواده‌های قربانیانِ سرکوب اعتراضات دی‌ماه به خبرنگاران گفتند که مرگ خامنه‌ای برایشان تسلی‌بخش بوده است. آسوشیتدپرس نیز به رفتار یکی از اجراکنندگان مراسم اشاره کرد که خواستار مرگ ترامپ شد، رویدادی که در میانهٔ گفت‌وگوهای غیرمستقیم آمریکا و ایران در پر اهمیت گزارش شدە است. با این حال، خودِ ترامپ در یک مصاحبه با اکسیوس گفت” همه آن‌ها آنجا هستند. با یک شلیک [می‌توانیم همه‌شان را از بین ببریم]، اما این کار را نمی‌کنیم، چون در آن صورت دیگر کسی برای مذاکره باقی نمی‌ماند، او افزود” مقام‌های جمهوری اسلامی التماس می‌کنند که توافقی حاصل شود، اما دو طرف تصمیم گرفته‌اند مذاکرات را تا پایان مراسم تدفین علی خامنه‌ای به مدت یک هفته متوقف کنند”.

اهداف تبلیغاتی جمهوری اسلامی از برگزاری مراسم

آنچه حکومت آن را «تشییعی تاریخی» می‌نامد، در واقع یکی از پرهزینه‌ترین عملیات‌های روانی جمهوری اسلامی در چهار دههٔ اخیر است؛ عملیاتی که هدف آن نه بزرگداشت یک انسان، بلکه ترمیم تصویر رژیمی است که در میدان جنگ فرمانده‌اش را از دست داده و در خیابان‌های خودش، در جریان سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه، اعتبار خود را نزد مردم باخته است. برای نظامی که پیکر رهبرش ماه‌ها در سردخانه ماند تا فرصت مناسب سیاسی برای نمایش آن فراهم شود، برگزاری نمایشی مراسم تشییع ابزاری برای بازتولید روایت «مقاومت» و پنهان‌کردن شکست‌های پیاپی تعبیر میشود. مقامات حکومتی مدعی شدند بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفر در مراسم شرکت خواهند کرد؛ رقمی که نه با هیچ منبع مستقل قابل راستی‌آزمایی است و نه با واقعیت جامعه‌ای هم‌خوانی دارد که تنها چند ماه پیش از آن، هزاران نفر از فرزندانش را به جرم اعتراض به گرانی و خفقان از دست داده است. برای تضمین همین حجم نمایشی از حضور، دولت حمل‌ونقل، غذا و اسکان رایگان فراهم کردە است؛ رانتی که در کشوری با تورم افسارگسیخته و بودجهٔ ورشکسته، خود گواهی است بر اولویت نظام: نه معیشت مردم، بلکه صحنه‌آرایی برای دوربین‌ها. رئیس مجلس، محمدباقر قالیباف، مردم را به میدان‌آمدن برای رقم‌زدن «صفحه‌ای باشکوه» فراخواند؛ اما شعارِ رساندن «خون رهبر به گوش جهانیان» در عمل چیزی جز بسیج دوبارهٔ ماشین تبلیغاتی حکومت برای پوشاندن ورشکستگی سیاسی‌اش نبود.

عدم حضور رهبران غربی در مراسم

بخش دیگری از این نمایش، تلاش آشکار برای جعل تصویر «انزوانداشتن» جمهوری اسلامی در صحنهٔ بین‌المللی بود؛ تلاشی که با واقعیت میدانی همخوانی چندانی ندارد. با وجود حضور هیئت‌هایی از ۳۰ تا ۱۰۰ کشور، هیچ مقام ارشد غربی در مراسم دیده نشد -واقعیتی که رسانه‌های حکومتی ترجیح دادند آن را به‌جای اعتراف به انزوا، به‌عنوان «مرزبندی افتخارآمیز» با غرب جا بزنند. تنها استثنای قابل‌ذکر از میان کشورهای رو به غرب، حضور نخست‌وزیر ارمنستان، نیکول پاشینیان، و رئیس‌جمهور گرجستان بود؛ کشوری که دولتش به‌تازگی از بروکسل فاصله گرفته و به مسکو و تهران نزدیک‌تر شده است. سخنگوی وزارت خارجهٔ حکومت، اسماعیل بقایی، بی‌آنکه شرمی از این انزوا نشان دهد، غیبت رهبران اروپایی را به گردن خودشان انداخت و مدعی شد آنان «در سمت درست تاریخ نایستاده‌اند». واقعیت اما ساده‌تر است: پس از جنگی که بخش مهمی از ساختار امنیتی و نظامی رژیم را متلاشی کرد و رهبرش را به قتل رساند، هیچ دولت دموکراتیکی حاضر به رسمیت‌بخشیدن علنی به نظامی نیست که کارنامه‌اش، تنها در شش ماه گذشته، کشتار معترضان خودی و آغاز جنگی ویرانگر است. آنچه حکومت آن را «همبستگی جهان» می‌خواند، در واقع فهرستی محدود از متحدان سنتی -روسیه، چین، طالبان، و شبکهٔ شبه‌نظامیان منطقه‌ای- است؛ نه یک اجماع بین‌المللی.

دیپلماسی قرآنی یا یادآوری دوبارە خصومت

نکتهٔ قابل‌توجه دیگر در مراسم تشییع خامنەای اجرای آنچه برخی رسانه‌ها «دیپلماسی قرآنی» نامیده‌اند بود. به گزارش رسانەهای بین المللی، برای هر هیئت خارجی هنگام ادای احترام بر تابوت خامنه‌ای، آیه‌ای خاص از قرآن قرائت می‌شد که به‌نظر می‌رسید متناسب با جایگاه آن کشور در نگاه تهران انتخاب شده باشد. برای گروه‌های همسو با محور مقاومت مانند حماس و حزب‌الله آیاتی دربارهٔ شهادت و وفای به عهد خوانده شد، و برای کشورهایی چون روسیه و چین آیاتی آرام‌تر دربارهٔ پاداش اخروی. اما برجسته‌ترین مورد به هیئت عربستان سعودی اختصاص داشت؛ برای این هیئت آیهٔ ۱۳ سورهٔ آل‌عمران قرائت شد که به نبرد بدر اشاره دارد و یک طرف را «در راه خدا» و طرف مقابل را «کافر» توصیف می‌کند. از آنجا که نبرد بدر در نزدیکی سرزمین‌های کنونی عربستان رخ داده بود، این انتخاب در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان پیامی معنادار و بحث‌برانگیز تعبیر شد؛ برداشتی که ایران را در جایگاه «مؤمنان پیروز» و عربستان را ضمنی در جایگاه «کافران شکست‌خورده» می‌نشاند. از این رو بسیاری این حرکت نمادین را نشانهٔ تداوم خصومت پنهان جمهوری اسلامی نسبت به عربستان، ورای ظاهر آشتی دیپلماتیک، ارزیابی کردند.

شکاف میان نمایش حکومتی و واقعیت اقتصادی و اجتماعی ایران

نمایش تشیع خامنەای در حالی برگزار شد که ایران از پایان سال ۱۴۰۴ درگیر بزرگ‌ترین اعتراضات خود از انقلاب ۵۷ بود و همزمان جنگی ٤٠  روزە را تجربە کرد کە در ان بسیاری از زیرساخت های صنعتی آسیب جدی دیدە است، برخی از نهادهای بین المللی میزان زیانها را از ٣٠٠ تا هزار میلیارد دلار برآورد کردەاند، همزمان سقوط ارزش ریال، تورم افسارگسیخته، کمبود سوخت و برق، و فساد گسترده، جرقهٔ اعتراضاتی را زد که به بیش از ۲۰۰ شهر گسترش یافت. بر اساس گزارش سازمان حقوق بشری هرانا، سرکوب این اعتراضات در دی‌ماه به کشته‌شدن هزاران معترض انجامید.به بیان دیگر، صحنهٔ عزاداری در تلویزیون دولتی، تصویری کاملاً متفاوت از خیابان‌های واقعی ایران ارائه می‌دهد؛ خیابان‌هایی که هنوز محل اعتراض به گرانی، سرکوب، و بی‌اعتمادی عمومی به حاکمیت است و ظهور مجدد جنبش و خیزش های اجتماعی در آیندەای نزدیک قابل پیش بینی است.

مقالات دیگر