خانهسیاست و قدرتاحزاب کوردرضا کعبی: حق تعیین سرنوشت خط قرمز کوردها در ایران آینده است

رضا کعبی: حق تعیین سرنوشت خط قرمز کوردها در ایران آینده است

در بخش دوم گفت‌وگوی رضا کعبی، دبیرکل کومەلە زحمتکشان کوردستان، با شبکه تلویزیونی زاگروس ۲۴، محور بحث از عملکرد ائتلاف احزاب کوردستان ایران فراتر می‌رود و به یکی از بنیادی‌ترین چالش‌های سیاسی در آینده ایران می‌رسد: جایگاه حقوق ملی ملت کورد و حق تعیین سرنوشت در ساختار سیاسی آینده ایران.

کعبی در این بخش، ضمن انتقاد صریح از بخشی از اپوزیسیون ایران به دلیل نادیده‌گرفتن حقوق ملی ملت‌ها، درباره تجربه چند دهه مبارزه کوردستان، تحولات نسلی پس از جنبش ژینا، گفتمان «ژن، ژیان، ئازادی» و ضرورت بازتعریف رابطه میان ملت‌های ایران سخن می‌گوید.

او همچنین با رد برچسب «تجزیه‌طلبی» به‌عنوان ابزاری برای بی‌اعتبارکردن مطالبات کوردها، تأکید می‌کند که آینده سیاسی ایران نمی‌تواند بر پایه تداوم الگوی تمرکزگرایی و سرکوب حقوق ملی شکل بگیرد و معتقد است حق تعیین سرنوشت باید به‌عنوان یکی از اصول اساسی در ترسیم آینده سیاسی ایران مورد توجه قرار گیرد.

در این بخش، کعبی همچنین درباره نقش کومەلە در تحولات اجتماعی جدید، تأثیر جنبش ژینا بر جامعه کوردستان و احتمال شکل‌گیری درگیری داخلی در روژهەلات کوردستان دیدگاه‌های خود را مطرح می‌کند.

اپوزیسیون ایران و مسئله حقوق ملت کورد

به گفته کعبی، کوردستان تنها منطقه‌ای بوده که مبارزه سیاسی آن علیه جمهوری اسلامی برای دهه‌ها تداوم داشته و جنبش سیاسی آن، علی‌رغم هزینه‌های سنگین و قربانیان فراوان، همچنان ادامه یافته است.

او در نقد بخشی از اپوزیسیون ایرانی گفت این جریان‌ها، جدا از مسئله ملت‌های دیگر ایران، هنوز به اندازه کافی به حقوق ملی ملت‌ها وفادار نیستند و همچنان ایده «ایران بزرگ و متحد» برای بخش‌هایی از اپوزیسیون به یک دغدغه محوری تبدیل شده است.

کعبی معتقد است همین نگاه باعث شده است بخشی از اپوزیسیون ایران یا نتواند و یا نخواهد از حقوق ملی ملت‌های ساکن ایران دفاع کند.

آیا احزاب کوردستان در معرفی حقوق ملی خود کوتاهی کرده‌اند؟

در پاسخ به این پرسش که آیا احزاب کوردستان در توضیح و تثبیت حقوق ملی کوردها در میان اپوزیسیون ایران کوتاهی کرده‌اند، کعبی این مسئله را ناشی از کم‌کاری احزاب کوردستان ندانست.

او با اشاره به حضور احزاب کورد در ائتلاف‌ها و همکاری‌های مختلف با نیروهای سیاسی دموکرات و پیشرو گفت که احزاب کوردستان توانسته‌اند در برخی از این همکاری‌ها، حقوق ملت کورد را در پلتفرم‌ها و برنامه‌های سیاسی مشترک وارد کنند.

از دیدگاه کعبی، مشکل اصلی به خود آن بخش از اپوزیسیون ایران بازمی‌گردد که در پذیرش حقوق ملی ملت‌ها مقاومت می‌کند. او در اظهارنظری تند گفت برخی از این جریان‌ها در مخالفت با حقوق ملت‌ها، «دست‌کمی از جمهوری اسلامی ندارند.»


کومەلە و نسل جدید؛ تغییر گفتمان یا تداوم یک مسیر؟

کعبی در ادامه درباره این پرسش که آیا کومەلە زحمتکشان توانسته است خود را با تحولات اجتماعی و نسلی در کوردستان هماهنگ کند، به جنبش ژینا اشاره کرد.

او معتقد است جنبش ژینا نشان داد که بخش قابل توجهی از گفتمان سیاسی و اجتماعی‌ای که کومەلە از دهه‌های گذشته بر آن تأکید داشته، اکنون به بخشی از واقعیت اجتماعی کوردستان تبدیل شده است.

به گفته کعبی، شعارها، ماهیت تحول‌خواهانه و مطالباتی که کومەلە در سال‌های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ بر آنها تأکید می‌کرد، در جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» بار دیگر در سطح جامعه ظهور کرد و به یک واقعیت اجتماعی تبدیل شد.

او این تحول را نشانه‌ای از تغییرات عمیق جامعه کوردستان و افزایش اهمیت گفتمان‌هایی دانست که بر آزادی، برابری و حقوق ملی تأکید دارند.

کعبی همچنین مدعی شد که کومەلە زحمتکشان توانسته است نه‌تنها تحولات نسل جدید را درک کند، بلکه بخشی از مطالبات این نسل را نیز در گفتمان سیاسی خود بازتاب دهد.

او با اشاره به ساختار رهبری حزب گفت رهبری کومەلە زحمتکشان نیز جوان‌تر شده و این جریان تلاش کرده است خود را با تحولات اجتماعی کوردستان هماهنگ کند.

به گفته کعبی، گفتمان کنونی کومەلە یک گفتمان «امروزی و کوردستان‌محور» است که هم‌زمان بر حقوق ملی کوردستان، عدالت اجتماعی، برابری و آزادی‌های فردی و اجتماعی تأکید دارد.


ژن، ژیان، ئازادی؛ جنبش اجتماعی یا پروژه سیاسی؟

کعبی در پاسخ به این پرسش که آیا کومەلە توانسته است جنبش ژن، ژیان، ئازادی را به یک پروژه سیاسی تبدیل کند، اساساً این جنبش را یک «پروژه سیاسی» و در عین حال یک حرکت بزرگ اجتماعی توصیف کرد.

او معتقد است اهمیت جنبش ژینا صرفاً در تغییر ساختار سیاسی نبود؛ بلکه این جنبش توانست بدون سرنگونی رژیم سیاسی، تغییرات عمیقی در مناسبات اجتماعی، روابط زنان و مردان و نگرش جامعه نسبت به جایگاه زنان ایجاد کند.

کعبی همچنین گفت پس از جنبش ژینا، احزاب سیاسی نیز ناچار به تغییر و بازنگری در رویکردهای خود شده‌اند.


تجزیه‌طلبی؛ برچسبی برای سرکوب مطالبات ملی؟

یکی از بخش‌های صریح این گفت‌وگو به اتهام همیشگی «تجزیه‌طلبی» علیه احزاب کوردستان اختصاص داشت.

کعبی با اشاره به برنامه سیاسی مصوب کنگره دوازدهم کومەلە زحمتکشان گفت این حزب پیش‌تر موضع خود را درباره این اتهام روشن کرده است.

به گفته او، «تجزیه‌طلبی» در جمهوری اسلامی به ابزاری برای سرکوب مطالبات ملی ملت‌های ایران تبدیل شده است و احزاب کوردستان نباید صرفاً برای دفاع از خود، دائماً در پی اثبات این باشند که تجزیه‌طلب نیستند.

کعبی در موضعی صریح‌تر افزود که اگر یک روز ملت کورد به این نتیجه برسد که برای دستیابی به حقوق مستقل خود باید مسیر دیگری را انتخاب کند، این حق باید به رسمیت شناخته شود.

او در ادامه با اشاره به تجربه سیاسی صد سال گذشته ایران گفت دو مدل سیاسی عمده در این دوره، هر دو با سرکوب ملت‌ها و از جمله کوردها تثبیت شده‌اند و معتقد است این الگو باید پایان یابد.


ایران آینده بدون به‌رسمیت‌شناختن حقوق کوردها پایدار نمی‌ماند

کعبی تأکید کرد که نظام سیاسی آینده ایران نمی‌تواند با همان منطق گذشته و بدون به‌رسمیت‌شناختن حقوق ملت کورد و دیگر ملت‌های ایران شکل بگیرد.

او استدلال کرد که جامعه‌های ملی ایران در طول دهه‌های گذشته دچار تغییرات عمیقی شده‌اند، آگاهی ملی در میان آنها افزایش یافته و تجربه چندین دهه مبارزه سیاسی در اختیار آنهاست.

از دیدگاه کعبی، احزاب سیاسی پیشرو و متحد نیز اکنون بخش مهمی از این ظرفیت سیاسی را نمایندگی می‌کنند.

او در همین چارچوب گفت کسانی که خود را دلسوز آینده ایران می‌دانند، باید به جای مخالفت با مطالبات ملی، از به‌رسمیت‌شناختن و تأمین حقوق ملت‌های ایران حمایت کنند.

کعبی «حق تعیین سرنوشت» را یکی از مناسب‌ترین چارچوب‌ها برای دستیابی ملت‌های ایران به حقوق خود دانست.


جنگ داخلی در کوردستان؛ تهدید واقعی یا پروژه تبلیغاتی؟

کعبی در پایان درباره احتمال شکل‌گیری جنگ داخلی در کوردستان گفت این احتمال را ضعیف می‌داند.

او جامعه روژهەلات کوردستان را جامعه‌ای سیاسی و دارای تجربه تاریخی قابل توجه توصیف کرد و گفت مردم کوردستان نمی‌پذیرند احزاب یا گروه‌هایی به عامل جنگ داخلی تبدیل شوند.

به گفته کعبی، احزاب کوردستان نیز در طول سال‌های گذشته به این تجربه رسیده‌اند که حتی یک درگیری کوچک میان آنها می‌تواند دستاوردهای چند دهه مبارزه را از بین ببرد.

از این رو، او احتمال وقوع جنگ داخلی را ضعیف دانست و بخش مهمی از طرح چنین نگرانی‌هایی را به تبلیغات جمهوری اسلامی علیه احزاب کوردستان نسبت داد؛ تبلیغاتی که به باور او با هدف ناامیدکردن جامعه از آینده سیاسی و مبارزاتی کوردستان انجام می‌شود.

حق تعیین سرنوشت؛ خط قرمز کوردها در ایران آینده

کعبی در بخش دیگری از سخنانش، با رد استفاده از برچسب «تجزیه‌طلبی» برای مقابله با مطالبات ملی کوردها، تأکید کرد که جمهوری اسلامی طی دهه‌های گذشته این واژه را به ابزاری برای بی‌اعتبارکردن خواسته‌های ملت‌های ایران تبدیل کرده است.

او با اشاره به برنامه سیاسی مصوب کنگره دوازدهم کومەلە زحمتکشان گفت این حزب صراحتاً اعلام کرده است که تجزیه‌طلبی به‌عنوان یک اتهام سیاسی، نباید به ابزاری برای سرکوب حق ملت‌ها در تعیین سرنوشت خود تبدیل شود.

از نگاه کعبی، مسئله اصلی این نیست که احزاب کوردستان دائماً تلاش کنند ثابت کنند «تجزیه‌طلب» نیستند؛ بلکه مسئله اساسی، حق ملت کورد برای تصمیم‌گیری درباره سرنوشت سیاسی و آینده خود است. او تأکید کرد که اگر روزی جامعه کوردستان به این نتیجه برسد که برای دستیابی به حقوق خود نیازمند انتخاب مسیری مستقل است، این انتخاب نیز باید در چارچوب حق تعیین سرنوشت به رسمیت شناخته شود.

کعبی در ادامه، ساختار سیاسی ایران در صد سال گذشته را نیز مورد انتقاد قرار داد و گفت دو مدل سیاسی عمده‌ای که در این دوره در ایران به قدرت رسیده‌اند، بر پایه تمرکز قدرت و سرکوب ملت‌ها، از جمله کوردها، تثبیت شده‌اند. به باور او، این الگوی تاریخی نمی‌تواند در آینده ادامه پیدا کند.

او تأکید کرد که نظام سیاسی پس از جمهوری اسلامی دیگر نمی‌تواند با همان منطق گذشته و از طریق نادیده‌گرفتن یا سرکوب حقوق ملی ملت‌های ایران برپا شود. به گفته کعبی، جامعه‌های ملی ایران طی دهه‌های گذشته از نظر آگاهی سیاسی و ملی تغییر کرده‌اند و تجربه چندین دهه مبارزه سیاسی و اجتماعی را پشت سر گذاشته‌اند.

کعبی همچنین بر این باور است که نسل‌های جدید کوردستان و دیگر ملت‌های ایران دیگر حاضر نیستند حقوق ملی خود را در برابر حفظ یکپارچگی سیاسی ایران نادیده بگیرند. از این منظر، آینده ایران تنها زمانی می‌تواند پایدار باشد که حقوق ملی ملت‌های ساکن آن به رسمیت شناخته و تضمین شود.

او خطاب به جریان‌هایی که خود را مدافع آینده ایران می‌دانند، گفت اگر واقعاً دغدغه حفظ ایران و آینده آن را دارند، باید به جای مخالفت با مطالبات ملی، از به‌رسمیت‌شناختن حقوق ملت‌ها و تأمین حق تعیین سرنوشت آنها حمایت کنند.

کعبی در نهایت، حق تعیین سرنوشت را یکی از مناسب‌ترین چارچوب‌ها برای حل مسئله ملی در ایران دانست؛ چارچوبی که به باور او می‌تواند امکان دهد ملت‌های ایران درباره آینده سیاسی خود تصمیم بگیرند و رابطه میان آنها بر مبنای اراده و توافق، نه اجبار و سرکوب، شکل بگیرد.

مقالات دیگر