خانهگزارش روزاز «شیخ دیپلمات» تا «شیخ خسارت»؛ ستون‌های قدرت در جمهوری اسلامی  ترک...

از «شیخ دیپلمات» تا «شیخ خسارت»؛ ستون‌های قدرت در جمهوری اسلامی  ترک برمی‌دارد

حمله رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران به حسن روحانی، رئیس‌جمهور پیشین جمهوری اسلامی، فقط یک درگیری لفظی میان دو جناح نیست؛ نشانه‌ای‌ست از شکاف عمیقی که این روزها در قلب ساختار قدرت حاکمیت باز شده است. در حالی که کشور زیر بار جنگ با آمریکا و اسرائیل و بحران اقتصادی خرد می‌شود، بخشی از خودِ نظام دیگر توان یا تمایل به یک‌صدایی ندارد.

روحانی: زیر سؤال بردن «حق مطلق» تصمیم‌گیری رهبری

حسن روحانی، رئیس دولت‌های یازدهم و دوازدهم، بار دیگر با اشاره‌ای پوشیده اما روشن به اصل ۵۹ قانون اساسی، امکان همه‌پرسی درباره ادامه یا توقف جنگ را مطرح کرد. او در دیدار با استانداران و فرمانداران دولت‌های خود گفت که باید نخست «چارچوب اهداف ملی» روشن شود و بعد به مردم عرضه شود؛ و اگر مردم راه دیگری غیر از ادامه جنگ با قدرت‌های بزرگ جهانی نشان دادند، پرسش این است که آیا حاکمیت حاضر به پذیرفتن آن است یا نه.

این جمله، در ظاهر یک توصیه سیاسی است، اما در عمل چیزی فراتر از آن را نشانه می‌رود: زیر سؤال بردن انحصار تصمیم‌گیری در حوزه‌ای که همواره در اختیار رهبری و شورای عالی امنیت ملی بوده است. روحانی همچنین صداوسیمای جمهوری اسلامی را که این روزها بلندگوی چهره‌های اصولگرا و نظامی شده، به باد انتقاد گرفت و گفت این رسانه دیگر مخاطبی از «رئیس‌جمهور تا مردم عادی» ندارد.

پاتک سپاه: وقتی «شیخ دیپلمات» به «شیخ خسارت» تبدیل می‌شود

واکنش رسانه‌های نزدیک به سپاه، شدت این شکاف را نشان داد. خبرگزاری فارس نوشت که سخنان روحانی را نباید «حرف معمولی» دانست، چرا که او «از سر جهالت» حرف نمی‌زند و می‌داند «چه خطی را وسط جنگ دنبال می‌کند». خبرگزاری تسنیم یک قدم فراتر رفت و لقب پیشین روحانی، «شیخ دیپلمات»، را به «شیخ خسارت» تغییر داد و او را نماد جریانی خواند که با «ساده‌لوحی» تصور کرده بود می‌توان با «چهار بند حقوقی و دو امضا» دهه‌ها تنش میان ایران و آمریکا را حل کرد.

در یک تجمع حکومتی نیز خبرنگار خبرگزاری دانشجو، رسانه نزدیک به اصولگرایان، به‌صراحت گفت در شرایطی که رهبر و شورای عالی امنیت ملی وجود دارند، رئیس‌جمهور پیشین حق اعلام موضع مستقل ندارد. این جمله به‌روشنی نشان می‌دهد آنچه واقعاً خشم جناح تندرو را برانگیخته، نه محتوای حرف روحانی، بلکه اصل به چالش کشیدن اقتدار متمرکز تصمیم‌گیری است.

روزنامه و سایت «جوان»، نزدیک به سپاه، حتی فراتر رفت و در مقاله‌ای با عنوان «لولوهای سرخرمن جنگ»، فهرستی از چهره‌ها -از خاتمی و روحانی گرفته تا سریع‌القلم، مرعشی، مهدی هاشمی و حتی همتی، رئیس بانک مرکزی- را به «همدستی» و «تقسیم کار جمعی» علیه سیاست رسمی حکومت متهم کرد. علیجانی این فضا را نشانه یک جنگ واقعی بر سر سیاست می‌داند: «اختلاف فقط بر سر ادامه یا توقف جنگ نیست، بلکه بر سر این است که اساساً کشور با چه سیاستی باید با این بحران مواجه شود.»

اصلاح‌طلبان و میانه‌روها هم به میدان آمده‌اند

روحانی تنها چهره‌ای نیست که این روزها هشدار می‌دهد. محمد خاتمی، رئیس‌جمهور پیشین، در نشستی در «بنیاد باران» درباره جنگ سخن گفت. محسن هاشمی، رئیس پیشین شورای شهر تهران و فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی، نیز در روزنامه «سازندگی» سه خطر اصلیِ تداوم جنگ را برشمرد: قطع یا کمبود گاز، برق و بنزین؛ تورم سه‌رقمی به‌ویژه در مواد غذایی؛ و سقوط ارزش پول ملی تا رسیدن دلار به ۳۰۰ هزار تومان.

مجموع این هشدارها، از دولتِ روحانی تا میراث‌داران هاشمی رفسنجانی و اصلاح‌طلبان، تصویری از یک بلوکِ درون‌حکومتی ترسیم می‌کند که دیگر حاضر نیست در سکوت، هزینه سیاست‌های تندروها را بپردازد.

مقالات دیگر