خانهسیاست و قدرتسه سال پس از ۷ اکتبر؛ خاورمیانه‌ای که دیگر شبیه گذشته نیست

سه سال پس از ۷ اکتبر؛ خاورمیانه‌ای که دیگر شبیه گذشته نیست

سه سال از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل می‌گذرد؛ سه سالی که نه‌تنها یکی از طولانی‌ترین و خونین‌ترین دوره‌های درگیری در خاورمیانه را رقم زد، بلکه معادلات قدرت در منطقه را نیز به شکلی بنیادین تغییر داد.

آنچه در ابتدا یک حمله گسترده از سوی حماس علیه اسرائیل به نظر می‌رسید، به‌تدریج به نقطه آغاز زنجیره‌ای از تحولات تبدیل شد که دامنه آن از غزه و لبنان به سوریه و در نهایت به قلب جمهوری اسلامی ایران رسید.

در این سه سال، رهبران و فرماندهان ارشد حماس هدف قرار گرفتند، حزب‌الله لبنان بخش مهمی از توان و ساختار رهبری خود را از دست داد، حسن نصرالله کشته شد، حکومت بشار اسد در سوریه سقوط کرد و در سال ۲۰۲۶، علی خامنه‌ای نیز در جریان حملات آمریکا و اسرائیل کشته شد.

این تحولات در کنار یکدیگر، تصویری کاملاً متفاوت از خاورمیانه امروز نسبت به سه سال پیش ارائه می‌کنند.

از «محور مقاومت» تا فروپاشی حلقه پیرامونی ایران

جمهوری اسلامی طی چند دهه، شبکه‌ای گسترده از گروه‌های مسلح و متحدان منطقه‌ای ایجاد کرده بود؛ شبکه‌ای که از لبنان و سوریه تا عراق، غزه و یمن امتداد داشت.

حزب‌الله در لبنان مهم‌ترین بازوی این شبکه در نزدیکی مرزهای اسرائیل بود. سوریه نیز حلقه اتصال تهران به حزب‌الله و یکی از مسیرهای اصلی انتقال تجهیزات و سلاح به لبنان محسوب می‌شد. حماس در غزه و گروه‌های مسلح مورد حمایت ایران در عراق و حوثی‌ها در یمن نیز بخش‌های دیگری از این شبکه را تشکیل می‌دادند.

رویترز در بررسی این روند در سال ۲۰۲۵ نوشت که شبکه منطقه‌ای ایران که طی دهه‌ها ایجاد شده بود، پس از جنگ غزه به‌شدت تضعیف شده است؛ به‌ویژه پس از ضربات سنگین به حماس و حزب‌الله و سقوط حکومت بشار اسد.

به این ترتیب، آنچه جمهوری اسلامی سال‌ها برای ساختنش سرمایه‌گذاری کرده بود، در فاصله‌ای کوتاه با مجموعه‌ای از ضربات نظامی و سیاسی مواجه شد.

حماس؛ آغاز زنجیره‌ای که ادامه پیدا کرد

۷ اکتبر در واقع نقطه آغاز این زنجیره بود.

اسرائیل پس از حمله حماس، جنگ گسترده‌ای را در غزه آغاز کرد و در ادامه، به‌طور مستقیم رهبران و فرماندهان ارشد حماس را هدف قرار داد. اسماعیل هنیه در تهران کشته شد و یحیی سنوار، رهبر حماس در غزه، نیز در اکتبر ۲۰۲۴ کشته شد.

حماس همچنان به‌عنوان یک نیروی سیاسی و نظامی وجود دارد، اما ساختار رهبری و توان نظامی آن در مقایسه با پیش از ۷ اکتبر به‌شدت آسیب دیده است. این تغییر برای جمهوری اسلامی اهمیت ویژه‌ای داشت، زیرا حماس یکی از مهم‌ترین گروه‌های متحد تهران در رویارویی با اسرائیل بود.

اما نقطه عطف بعدی در لبنان اتفاق افتاد.

حسن نصرالله؛ ضربه به مهم‌ترین بازوی ایران

حزب‌الله برای دهه‌ها قدرتمندترین متحد منطقه‌ای جمهوری اسلامی محسوب می‌شد؛ گروهی که تهران از طریق آن می‌توانست در فاصله‌ای نزدیک از مرزهای اسرائیل فشار نظامی ایجاد کند.

اما جنگ پس از ۷ اکتبر، این معادله را تغییر داد.

حزب‌الله وارد درگیری با اسرائیل شد و در ادامه، حملات اسرائیل بخش مهمی از ساختار فرماندهی و نظامی این گروه را هدف قرار داد. حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله، نیز در سپتامبر ۲۰۲۴ کشته شد.

از نگاه تهران، اهمیت این اتفاق تنها به کشته‌شدن یک رهبر محدود نبود. نصرالله برای سال‌ها یکی از مهم‌ترین چهره‌های شبکه منطقه‌ای جمهوری اسلامی بود؛ بنابراین ضربه به حزب‌الله، ضربه‌ای مستقیم به یکی از ستون‌های اصلی نفوذ منطقه‌ای ایران محسوب می‌شد.

سوریه؛ حلقه‌ای که ناگهان شکست

اگر حزب‌الله یکی از بازوهای اصلی جمهوری اسلامی بود، سوریه مسیر ارتباطی و ژئوپلیتیکی این شبکه محسوب می‌شد.

حکومت بشار اسد طی سال‌های جنگ داخلی سوریه با حمایت گسترده ایران، حزب‌الله و روسیه توانست بقای خود را حفظ کند. اما پس از آغاز جنگ اسرائیل و حزب‌الله، شرایط تغییر کرد.

حزب‌الله که یکی از ستون‌های دفاعی حکومت اسد بود، خود تحت فشار شدید قرار گرفت. ایران نیز بخشی از توان و تمرکز خود را در منطقه از دست داد و روسیه نیز درگیر جنگ اوکراین بود.

در نهایت، در دسامبر ۲۰۲۴، حکومت بشار اسد سقوط کرد.

رویترز سقوط اسد را ضربه‌ای اساسی به شبکه نفوذ ایران توصیف کرد؛ زیرا سوریه یکی از مهم‌ترین حلقه‌های ارتباطی تهران با حزب‌الله و سایر نیروهای همسو با ایران بود.

با سقوط دمشق، یک حلقه مهم از زنجیره‌ای که جمهوری اسلامی طی دهه‌ها ساخته بود، از میان رفت.

و سپس تهران؛ خامنه‌ای در قلب جمهوری اسلامی

اما شاید مهم‌ترین تحول در سال ۲۰۲۶ اتفاق افتاد؛ زمانی که جنگ مستقیماً به سطح بالاترین رهبری جمهوری اسلامی رسید.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در حملات آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ کشته شد. این رویداد، از نظر نمادین و سیاسی، نقطه‌ای بسیار متفاوت با تمام ضربات پیشین بود؛ زیرا این بار هدف، نه یکی از متحدان منطقه‌ای تهران، بلکه شخص رهبر جمهوری اسلامی بود.

به این ترتیب، زنجیره‌ای که سه سال پیش از غزه آغاز شده بود، اکنون به تهران رسیده بود.

پایان یک پروژه چند دهه‌ای؟

جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه، بخش مهمی از سیاست خارجی و امنیتی خود را بر ایجاد عمق استراتژیک در خارج از مرزهای ایران بنا کرده بود.

این سیاست فقط به ایجاد گروه‌های مسلح محدود نمی‌شد؛ بلکه شامل سرمایه‌گذاری مالی، آموزش نظامی، انتقال تسلیحات، ایجاد شبکه‌های سیاسی و امنیتی و ایجاد مسیرهای ارتباطی در چندین کشور منطقه بود.

هدف اصلی این ساختار، ایجاد فاصله میان ایران و دشمنانش و به‌خصوص اسرائیل بود؛ به‌گونه‌ای که در صورت رویارویی مستقیم، تهران بتواند از چندین جبهه فشار ایجاد کند.

اما در فاصله اکتبر ۲۰۲۳ تا امروز، بخش بزرگی از این معماری منطقه‌ای دچار تغییر شده است.

حماس به‌شدت تضعیف شده، حزب‌الله ضربات سنگینی متحمل شده، حکومت اسد سقوط کرده و در نهایت رهبر جمهوری اسلامی نیز کشته شده است. رویترز نیز در سال ۲۰۲۵ از تضعیف قابل توجه «محور مقاومت» ایران خبر داده بود.

خاورمیانه وارد مرحله‌ای ناشناخته شده است

با این حال، فروپاشی یا تضعیف این شبکه به معنای پایان درگیری‌های منطقه نیست.برعکس، خاورمیانه اکنون وارد مرحله‌ای شده که در آن بسیاری از قواعد گذشته دیگر کارکرد سابق را ندارند.

سوریه با ساختار سیاسی جدید خود هنوز با چالش‌های جدی مواجه است. حزب‌الله همچنان وجود دارد و ایران نیز هنوز در عراق و یمن متحدانی دارد. حتی در اکتبر ۲۰۲۶ گزارش‌هایی از ادامه حمایت مالی ایران از حزب‌الله منتشر شده است.

بنابراین، سخن گفتن از «پایان کامل» نفوذ جمهوری اسلامی هنوز زود است.

اما یک واقعیت قابل انکار نیست: خاورمیانه امروز با خاورمیانه پیش از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تفاوت اساسی دارد.

نقشه نفوذ ایران تغییر کرده است؛ ساختار قدرت حزب‌الله دگرگون شده؛ حکومت متحد تهران در دمشق سقوط کرده و جمهوری اسلامی خود وارد مرحله‌ای شده که حتی رأس نظام نیز دیگر از پیامدهای رویارویی منطقه‌ای مصون نمانده است.

میراث ۷ اکتبر

سه سال پس از ۷ اکتبر، شاید مهم‌ترین میراث این روز نه فقط تعداد کشته‌شدگان، ویرانی غزه یا تغییرات مرزی باشد؛ بلکه تغییر درک بازیگران منطقه از موازنه قدرت است.

پیش از آن، جمهوری اسلامی تلاش کرده بود در اطراف اسرائیل یک شبکه چندلایه از نیروهای همسو ایجاد کند؛ شبکه‌ای که در صورت درگیری می‌توانست اسرائیل را از چند جبهه تحت فشار قرار دهد.

امروز بخش مهمی از آن ساختار یا تضعیف شده، یا از میان رفته و یا در حال بازتعریف است.

از این منظر، ۷ اکتبر می‌تواند به‌عنوان آغاز یک دوره تاریخی جدید در خاورمیانه دیده شود؛ دوره‌ای که هنوز پایان آن مشخص نیست.

پرسش اصلی اکنون این نیست که آیا خاورمیانه تغییر کرده است یا نه؛ پرسش این است که این تغییر تا کجا ادامه خواهد یافت و مقصد نهایی آن چه خواهد بود.

اگر سه سال گذشته یک پیام روشن داشته باشد، آن پیام این است که هیچ‌یک از ساختارهای قدرتی که پیش از ۷ اکتبر تثبیت‌شده به نظر می‌رسیدند، لزوماً پایدار و تغییرناپذیر نیستند.

و برای جمهوری اسلامی، شاید مهم‌ترین بخش این تحول آن باشد که جنگی که قرار بود در خارج از مرزهای ایران مدیریت شود، در نهایت به تهران رسید.

مقالات دیگر