خانهگزارش روزتنگه هرمز و زورآزمایی جناح‌های قدرت؛ حکومت در بن‌بست

تنگه هرمز و زورآزمایی جناح‌های قدرت؛ حکومت در بن‌بست

بیش از چهار ماه پس از جنگ ویرانگر با آمریکا و اسرائیل، حکومت ایران همچنان تنگه هرمز را به عنوان تنها اهرم فشار باقی‌مانده در دست نگه داشته است؛ اهرمی که هزینه آن را مردم ایران در قالب بحران بنزین، رکود اقتصادی و انزوای بین‌المللی می‌پردازند. در حالی که مقام‌های حکومتی هر روز روایت متفاوتی از مذاکرات با عمان و شرایط بازگشایی این آبراه ارائه می‌دهند، نشانه‌های یک کشمکش پنهان اما جدی میان جناح‌های قدرت در تهران آشکارتر می‌شود.

مذاکرات ایران و عمان؛ نزدیک به توافق یا بلاتکلیفی؟

عباس عراقچی، وزیر خارجه حکومت، مدعی شده تهران و مسقط در چارچوب گفت‌وگو درباره «سازوکار حقوقی و مدیریت تنگه هرمز» به توافق نزدیک شده‌اند، اما در همان حال تأکید کرده بازگشایی واقعی این آبراه به شرایطی از جمله «جبران نقض تفاهم‌نامه اسلام‌آباد از سوی آمریکا» گره خورده است. به گفته او، آنچه اکنون روی میز است تنها تعیین یک مسیر موقت تردد کشتی‌هاست، نه بازگشایی کامل تنگه.

همزمان، سخنگوی سپاه پاسداران، حسین محبی، با لحنی سخت‌گیرانه‌تر گفته بازگشایی تنگه هرمز تابع «سازوکار و شرایط اختصاصی» جمهوری اسلامی است و در گرو پذیرش کامل خواسته‌های تهران از سوی واشنگتن است. این تناقض آشکار میان لحن دیپلماتیک وزارت خارجه و لحن نظامی‌امنیتی سپاه، خود گویای فقدان یک خط‌مشی واحد در حاکمیت است.

در سوی مقابل، مقام‌های آمریکایی خوش‌بینی بیشتری نشان می‌دهند؛ اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، از احتمال آتش‌بس ۳۰ تا ۶۰ روزه و بازگشایی تنگه هرمز سخن گفته و دونالد ترامپ نیز وعده داده جنگ «خیلی زود» پایان می‌یابد. با این‌ حال تهران رسماً هرگونه مذاکره مستقیم با واشنگتن را رد می‌کند و می‌گوید تنها با عمان و درباره سازوکار تردد گفت‌وگو دارد.

حمله به نفتکش اماراتی؛ نشانه‌ای از تداوم خطر در آبراه

در حالی‌که گفت‌وگوهای دیپلماتیک ادامه دارد، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی روز شنبه یک نفتکش متعلق به شرکت ملی نفت ابوظبی (ادنوک) را در خلیج فارس هدف حمله موشکی قرار دادند. وزارت خارجه امارات این اقدام را نقض آشکار قطعنامه ۲۸۱۷ شورای امنیت سازمان ملل و مصداق «اقدامات دزدی دریایی» از سوی سپاه پاسداران توصیف کرد و خواستار توقف کامل تمام اقدامات خصمانه و بازگشایی بدون قید و شرط تنگه هرمز شد. چنین حملاتی نشان می‌دهد که فشار نظامی تهران بر کشتیرانی بین‌المللی، فارغ از مسیر مذاکرات، همچنان ادامه دارد و اعتماد کشورهای منطقه از جمله عمان را که خود میانجی گفت‌وگوهاست، به‌شدت تضعیف می‌کند.

شش خواسته ذوالقدر؛ تثبیت خط قرمز نظامی‌ها

محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، با موضعی صریح‌تر از عراقچی گفته تنگه هرمز تا زمانی که آمریکا شش خواسته تهران از جمله لغو تحریم‌ها، پرداخت غرامت جنگی و پایان محاصره بنادر ایران را نپذیرد، باز نخواهد شد. این سخنان در واقع پاسخی به لحن نسبتاً نرم‌تر عراقچی است و نشان می‌دهد بخشی از حاکمیت، به‌ویژه در نهادهای نظامی و امنیتی، حاضر به عقب‌نشینی از مواضع حداکثری نیست؛ حتی اگر بهای آن تداوم بحران اقتصادی داخلی باشد.

بحران بنزین؛ محاصره روی دوش مردم

در همین حال، مسعود پزشکیان در نشست خبری خود عملاً به ورشکستگی ارزی دولت در تأمین بنزین اعتراف کرد و گفت کشور «در محاصره» است و امکان واردات بنزین به شیوه سابق وجود ندارد. سخنگوی دولت نیز افزایش قیمت یا سهمیه‌بندی بنزین را «قطعی» خواند، در حالی‌ که نمایندگان مجلس به دلیل نگرانی از واکنش اجتماعی با این تصمیم مخالفت کرده‌اند. اتحادیه صادرکنندگان فرآورده‌های نفتی نیز از کسری روزانه نزدیک به ۲۰ میلیون لیتر بنزین خبر داده است. به بیان دیگر، سیاست «مقاومت» در تنگه هرمز، مستقیماً به شکل کمبود سوخت و افزایش قیمت‌ها به جیب مردم ایران زده می‌شود، در حالی‌که رهبری حکومت همچنان بر ادامه این راهبرد اصرار دارد.

قماری پرمخاطره؛ چرا راهبرد تهران ممکن است علیه خودش تمام شود

به گزارش تحلیلی آسوشیتدپرس، حکومت ایران بر این محاسبه تکیه کرده که فشار نظامی و کنترل تنگه هرمز سرانجام واشنگتن را وادار به پذیرش خواسته‌های تهران خواهد کرد؛ محاسبه‌ای مبتنی بر کاهش ذخایر برخی تسلیحات مهم آمریکا از جمله موشک‌های رهگیر پیشرفته، مخالفت افکار عمومی آمریکا با جنگ، افزایش قیمت بنزین و کالاها پیش از انتخابات کنگره در نوامبر، و هزینه سنگین بازپس‌گیری نظامی تنگه که ممکن است به اعزام نیروی زمینی آمریکا نیاز داشته باشد به‌علاوه توان متحدان حوثی ایران در یمن برای گسترش جنگ به مسیرهای تجاری دیگر.

اما به نوشته تایمز اسرائیل، این راهبرد خطرهای جدی نیز به همراه دارد: حملات آمریکا و اسرائیل بخش بزرگی از فرماندهی ارشد، نیروی دریایی و نیروی هوایی ایران را از میان برده، اقتصاد کشور به‌شدت آسیب دیده و اعتراض‌های گسترده چند ماه اخیر نشان داده که احتمال بازگشت ناآرامی‌های داخلی همچنان بالاست. به بیان ساده، تهران روی زمانی شرط بسته که ممکن است به سود خودش تمام نشود.

خلأ رهبری و زورآزمایی جناح‌های قدرت

اختلاف لحن میان عراقچی، سپاه و ذوالقدر و پزشکیان را نمی‌توان صرفاً تقسیم‌کار دیپلماتیک دانست؛ این اختلاف نشانه‌ای از یک زورآزمایی واقعی میان جریان‌های قدرت در نبود یک «فصل‌الخطاب» غیرقابل چون‌وچرا در ساختار تصمیم‌گیری است. حتی جی. دی. ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، پیش‌تر به همین آشفتگی در ساختار تصمیم‌گیری تهران اشاره کرده و آن را عامل کندی روند رسیدن به توافق دانسته بود. تا زمانی که جانشینی روشن و پذیرفته‌شده‌ای برای جایگاه متمرکز علی خامنه‌ای در این ساختار شکل نگیرد، این کشمکش‌های سیاسی درون حاکمیت ادامه خواهد داشت، چرا که دینامیزم رقابت قدرت میان جناح‌ها اکنون کاملاً فعال شده است.

منطقه در حال آماده‌شدن برای سناریوی بعدی

کشورهای منطقه نیز همزمان در حال آرایش مواضع خود هستند. هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، درباره توافق دفاعی تازه میان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان موسوم به «پیمان مکه» گفته این توافق از نظر فنی مشابه ماده ۵ پیمان ناتوست و ایران را هدف قرار نمی‌دهد، مگر آنکه خود کشورهای عضو این پیمان مورد حمله قرار گیرند. چنین موضعی را می‌توان نوعی «سیگنال هشدار» به تهران خواند: کشورهای عربی منطقه دیگر صرفاً نقش میانجی ندارند، بلکه با تشکیل ائتلافی با پشتوانه دفاعی مشترک، عملاً تهران را زیر فشار بیشتری برای پذیرش خواسته‌های آمریکا در باب بازگشایی هرمز و کنار گذاشتن تهدید علیه عربستان قرار می‌دهند.

در همین راستا، دولت عراق به رهبری علی الزیدی، نخست‌وزیر جدید که با تأیید ضمنی واشنگتن به قدرت رسیده، به گروه‌های مسلح شیعی نزدیک به ایران مهلت داده تا پیش از ۳۰ سپتامبر (هشتم مهرماه) سلاح‌های خود را تحویل دولت دهند؛ تاریخی که با پایان مأموریت رزمی ائتلاف بین‌المللی ضدداعش در عراق همزمان است. دو گروه نزدیک به تهران، کتائب امام‌علی و عصائب اهل‌الحق، پیش‌تر اعلام کرده بودند حاضرند اداره تیپ‌های خود در حشدالشعبی را به دولت واگذار کنند؛ نشانه‌ای از عقب‌نشینی تدریجی نفوذ نظامی ایران در عراق، حتی در میان نزدیک‌ترین متحدانش.

در جبهه نظامی نیز، سفر ژنرال براد کوپر، فرمانده سنتکام، به تل‌آویو و دیدار او با رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، در کنار گزارش‌های رسانه‌های اسرائیلی مبنی بر آمادگی ارتش این رژیم برای حمله به ایران حتی بدون مشارکت مستقیم آمریکا، نشان می‌دهد گزینه نظامی همچنان روی میز باقی مانده و صرفاً به کنار گذاشته نشده است. این ترکیب از فشار دیپلماتیک منطقه‌ای، تهدید نظامی اسرائیل و آمریکا، و تنگ‌تر شدن حلقه محاصره در عراق، بن‌بست حکومت را عمیق‌تر می‌کند.

آنچه از مجموع این تحولات برمی‌آید، تصویری از حکومتی است که در عین ادعای «دست بالا داشتن» در پرونده تنگه هرمز، هم در داخل با بحران بنزین و نارضایتی اجتماعی دست‌به‌گریبان است و هم در منطقه با از دست دادن ابزارهای نیابتی و اتحادهای سنتی خود مواجه شده است. زورآزمایی میان عراقچی، سپاه و شورای عالی امنیت ملی بر سر شرایط بازگشایی هرمز، بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، بازتاب یک خلأ تصمیم‌گیری در رأس حاکمیت است؛ خلأیی که تا زمان پر شدنش، آینده مذاکرات و حتی احتمال از سرگیری جنگ را در هاله‌ای از ابهام نگه خواهد داشت.

مقالات دیگر